رفتن به محتوا
نوزاد

۲۵۱ اسم

معنی اسم پسر با حرف ک، صفحه‌ی ۴

صفحه‌ی ۴ از ۵؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

کوشیار

نام یکی ازسر داران تبری ( ١٨ ٧ سیستان٢

پسرانه فارسی

کونول

(احتمالی) دل (کونول)

پسرانه ترکی

کوهرنگ

نام کوه و شهرستانی در استان چهارمحال و بختیاری. زاینده‌رود از دامنه‌های این کوه سرچشمه می‌گیرد و تونل کوهرنگ بخشی از آب سرشاخه‌های کارون را به زاینده‌رود می‌رساند

پسرانه فارسی

کوهزاد

نام پهلوانی بوده

پسرانه فارسی

کوهعلی

(احتمالی) از «کوه» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

کوهیار

از دلاوران ایرانی که در لشکرکشی کیخسرو به توران و نبرد بزرگ کیخسرو با افراسیاب شرکت داشت[.بنابر بعضی از نسخه های شاهنامه «کوشیار» به جای «کوهیار» آمده است]

پسرانه فارسی

کویار

همراه سفر در کوه

پسرانه کردی

کوین

آنگلوساکسون؛ کودک زیبارو

پسرانه فارسی

کهبد

زاهد، گوشه نشین، عابد

پسرانه

کهرم

اهورامزدایِ پهلوان، از ریشه‌ی پهلویی گَئو (پهلوان) و

پسرانه فارسی

کهزاد

کوهزاد

پسرانه فارسی

کهندل

نام مردی بوده

پسرانه

کهیار

(احتمالی) شکل دیگری از «کوهیار». معنی «کوهیار»: فارسی؛ یار کوه

پسرانه فارسی

کهیلا

نام جنگجوی ایرانی است

پسرانه

کهین آذر

١- نام یکی از نیاکان دستور آذرکیوان

پسرانه

کی آذر

نام یکی از مفسران اوستا در هنگام ساسانیان

پسرانه

کی آرمین

ترکیب «کی» (شاه) و «آرمین»

پسرانه

کی اپیوه

در اوستا کَوی ائیبی ونکهو ka-v1-a-1-p1-vang-hا ا یوستی

پسرانه

کی ارمین

نام پسر کیغباد ، به نوشته شاهنامه

پسرانه فارسی

کی اشک

نام پسر دارای سوم

پسرانه

کی اوکی

نام پسر منوش، از خاندان کیانی، به نوشته

پسرانه

کی شیکن

نام پسر کی بیارش ء٢ فرهنگ

پسرانه

کی گشتاسپ

«کی» لقب شاهان کیانی است و «گشتاسپ» به معنی دارنده‌ی اسبان آماده

پسرانه فارسی

کیا

پادشاه با قدرت

پسرانه کردی

کیاداوود

(احتمالی) از «کیا» (بزرگ) و «داوود». معنی «کیا»: فارسی

پسرانه فارسی، عبری

کیاراد

شاه جوانمرد

پسرانه فارسی

کیارخ

شاه‌چهره

پسرانه فارسی

کیارزم

شاه رزمنده

پسرانه فارسی

کیارش

(احتمالی) از «کی» (شاه) و «آرش»؛ شاه دلیر

پسرانه فارسی

کیازند

پادشاه بزرگ و عظیم الشأن

پسرانه فارسی

کیاس

این اصطلاح دو کلمه‌ای شامل کی-آس احتمالا مفهوم باستانی واژه مزبور راه و آیینی است به یادرگار مانده از نژاد کیان

پسرانه

کیاسام

(احتمالی) از «کیا» (بزرگ) و «سام». معنی «کیا»: فارسی

پسرانه فارسی

کیاکسار

نام پسر آستیاک پادشاه ماد و دائی کوروش

پسرانه فارسی

کیامرد

(احتمالی) بزرگ‌مرد

پسرانه فارسی

کیامهر

(احتمالی) شکل دیگری از «کیانمهر»؛ مهر کیانی. معنی «کیانمهر»: فارسی؛ مهر کیانی

پسرانه فارسی

کیان رضا

(احتمالی) ترکیبی از «کیان» و «رضا» (خشنودی). معنی «کیان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

کیانژاد

(احتمالی) از نژاد کیان

پسرانه فارسی

کیانفر

دارای فرّ کیانی

پسرانه فارسی

کیانور

(احتمالی) از «کیان» و «نور». معنی «کیان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

کیانوش

نام برادر شاه فریدون پیشدادی برادر دو بودش دو فرخ همال ازو هر دو آزاده مهتر به سال یکی بد از ایشان کیانوش نام دگر نام پرمایهُ شاد کام

پسرانه فارسی

کیاوش

از «کیا» (پادشاه، بزرگ) و «وش» (مانند)؛ یعنی شاه‌مانند، بزرگ‌منش

پسرانه فارسی

کیخسرو

یکی از شخصیت های شاهنامه

پسرانه فارسی

کیسان

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

پسرانه

کیشید

(احتمالی) از «کی» و «شید» (روشنی). معنی «کی»: در اوستا

پسرانه فارسی

کیفعلی

(احتمالی) از «کیف» (شادی) و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

کیقباد

یکی از شخصیت های شاهنامه

پسرانه فارسی

کیکاوس

نام شاه کیانی

پسرانه فارسی

کیکاووس

شاه کاووس، شاه بااراده، یا شاه چشمه‌سارها، با افزوده

پسرانه فارسی

کیلانشاه

١- نام نبیره جاماسب برادر غباد واذ ساسانی و پدر گیلکه شاه کیلان و دیلم بود ٢-کنیه بهرام یکم ساسانی ١٢ ٢ ساسانیان ٣- نام پسر نویسنده قابوسنامه

پسرانه

اسم دختر با حرف ک (۱۰۳ اسم)