رفتن به محتوا
نوزاد

۲۵۱ اسم

معنی اسم پسر با حرف ک، صفحه‌ی ۲

صفحه‌ی ۲ از ۵؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

کامینه

در نظریۀ روانکاوی، فرد یا شیء یا بخشی از بدن که می‌تواند وسیلۀ ارضای یک سائق باشد

پسرانه

کاوان

انقلاب بزرگ، سخره سنگی

پسرانه کردی

کاوس

صورتی از «کاووس». معنی «کاووس»: فارسی

پسرانه فارسی

کاوش

(احتمالی) جست‌وجو، پژوهش

پسرانه فارسی

کاووس

پادشاه ثروتمند

پسرانه فارسی

کاووش

صورتی از «کاووس». معنی «کاووس»: فارسی

پسرانه فارسی

کاوه

مانند گاو، از ریشه‌ی پهلوی کاوگ که گویا از بخشِ اول

پسرانه فارسی، کردی

کاویار

کوهنورد، نگهبان کوه

پسرانه کردی

کاویان

کاویانی، منسوب به کاوه (شخصیت اساطیری شاهنامه) +، ک کاوه

پسرانه فارسی

کایاهان

(احتمالی) یعنی فرمانروای صخره

پسرانه ترکی

کایر

(احتمالی) همیاری

پسرانه مازندرانی

کئومنت

نام پسر زَوْن zvan که در بند ١٢٥ فروردین یشت ستوده شده. این نام در پهلوی کمندg0-mandیا ویمند ffشده ( ساسانیان

پسرانه

کبک علی

(احتمالی) از «کبک» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

کبگعلی

(احتمالی) از «کبک» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

کبوجیه

صورتی از «کمبوجیه». معنی «کمبوجیه»: فارسی کهن؛ نام پدر و پسر کوروش بزرگ

پسرانه فارسی

کبوده

(احتمالی) درخت بیدمشک

پسرانه فارسی

کبیر

بزرگ و پرعظمت، صفت از ریشه‌ی عربی کبر (بزرگی) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

کبیری

(احتمالی) منسوب به کبیر؛ بزرگ

پسرانه عربی

کتابعلی

(احتمالی) از «کتاب» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

کتان

(احتمالی) کتان

پسرانه فارسی

کتماره

نام پهلوانی است ایرانی (شاهنامه

پسرانه

کدخدایی

(احتمالی) منسوب به کدخدا؛ بزرگ ده

پسرانه فارسی

کدمان

نام اصلی داریوش سوم ، واپسین پادشاه هخامنشی ( ١٥ تبرستان ١

پسرانه یونانی

کدیور

کشاورز و باغبان

پسرانه فارسی

کراخان

(احتمالی) ترکیبی از «کرا» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه ترکی

کرار

حمله‌کننده بی‌بازگشت؛ لقب امام علی

پسرانه عربی

کرامت

بزرگواری

پسرانه عربی

کرامت الله

ترکیبی از «کرامت» و «الله». معنی «کرامت»: عربی

پسرانه عربی

کرامی کرت

در پهلوی کرامیک کرت KaKkaktr نام پسر جامای ( ٢٩ نام‌های اوستا+٨٧ یشت‌ها ٢

پسرانه

کربلایی

(احتمالی) کسی که به زیارت کربلا رفته است

پسرانه عربی

کردان

نام پسر مرزبان، یکی از بهدینان یزد که در سال ٨٨٠ یزدگردی می‌زیسته

پسرانه

کردعلی

از «کرد» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

کردیار

(احتمالی) یار کرد

پسرانه کردی، فارسی

کرساوخش

در اوستاKe-re-sa-okh-shan. به معنی- دارنده ورزاوهای لاغر ١- نام بهدینی در بند١٠١ فروردین یشت ٢- نام پسر وراز از کیانیان ء٢فرهنگ ، به نوشته یوستی

پسرانه

کرشت

نام پسر گوی در بند ١٢٣ فروردین یشت

پسرانه

کرم

بخشش و بزرگواری

پسرانه عربی

کرم اله

(احتمالی) ترکیبی از «کرم» و «اله» (خدا). معنی «کرم»: عربی؛ بخشش و بزرگواری

پسرانه عربی

کرم جان

(احتمالی) ترکیبی از «کرم» و «جان» (جان و روان). معنی «کرم»: عربی

پسرانه عربی، عبری

کرم حسین

(احتمالی) ترکیبی از «کرم» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «کرم»: عربی

پسرانه عربی

کرم قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «کرم» و «قلیچ» (شمشیر

پسرانه عربی، ترکی

کرم وردی

(احتمالی) ترکیبی از «کرم» و «وردی» (داد

پسرانه عربی

کرمرضا

(احتمالی) از «کرم» (بخشش) و «رضا». معنی «کرم»: عربی

پسرانه عربی

کرمعلی

از «کرم» (بخشش) و «علی». معنی «کرم»: عربی

پسرانه عربی

کرمی

(احتمالی) منسوب به کرم؛ بخشنده

پسرانه عربی

کروخان

نام پهلوانی تورانی، برادر پیران ویسه یکی نامور ترک را کردیاد سپهبد کروخان ویسه نزاد

پسرانه فارسی

کریشنا

سیاه، تیره، از ریشه‌ی سانسکریت [از خدایان هندو]

پسرانه هندی

کریم

بخشنده، صفت از ریشه‌ی عربی کرم (بخشش) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

کریم الله

(احتمالی) ترکیبی از «کریم» (بخشنده) و «الله» (خدا). معنی «کریم»: عربی

پسرانه عربی

کریم اله

ترکیبی از «کریم» و «الله». معنی «کریم»: عربی

پسرانه عربی

کریم بخش

(احتمالی) ترکیبی از «کریم» (بخشنده) و «بخش» (بخشیده). معنی «کریم»: عربی؛ بخشنده؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

کریم بردی

(احتمالی) ترکیبی از «کریم» (بخشنده) و «بردی» (داد

پسرانه عربی، ترکی

کریم بگ

(احتمالی) ترکیبی از «کریم» (بخشنده) و «بگ» (بزرگ

پسرانه عربی

کریم حسن

(احتمالی) ترکیبی از «کریم» (بخشنده) و «حسن» (نیکو). معنی «کریم»: عربی

پسرانه عربی

کریم رضا

(احتمالی) ترکیبی از «کریم» (بخشنده) و «رضا» (خشنودی). معنی «کریم»: عربی

پسرانه عربی

اسم دختر با حرف ک (۱۰۳ اسم)