رفتن به محتوا
نوزاد

۲۶۶ اسم

معنی اسم پسر با حرف ف، صفحه‌ی ۵

صفحه‌ی ۵ از ۵؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

فهد

یوزپلنگ [شاه عربستان]

پسرانه عربی

فهرامرز

(احتمالی) شکل دیگری از «فرامرز». معنی «فرامرز»: فارسی

پسرانه کردی

فه‌رهاد

فر هاد قهرمان شیرین و فر هاد

پسرانه کردی

فهمعلی

(احتمالی) از «فهم» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

فهمیده

فهمیده

پسرانه عربی، فارسی

فهیم

فهیم

پسرانه عربی

فهیم رضا

(احتمالی) ترکیبی از «فهیم» و «رضا» (خشنودی). معنی «فهیم»: عربی

پسرانه عربی

فیاض

بخشنده، از ریشه‌ی فیض

پسرانه عربی

فیاض بگ

(احتمالی) ترکیبی از «فیاض» و «بگ» (بزرگ

پسرانه عربی

فیاضعلی

از «فیاض» و «علی». معنی «فیاض»: عربی

پسرانه عربی

فیروز

١- نام هیجدهمین پادشاه ساسانی فیروز بگم)

پسرانه فارسی

فیروز محمد

(احتمالی) ترکیبی از «فیروز» و «محمد» (ستوده). معنی «فیروز»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

فیروزان

نام یکی از سرداران نامی یزدگرد سوم

پسرانه فارسی

فیروزشاه

١- نام پسر ملک داراب پادشاه ایران ٢ - از نام‌های رواج میان پارسیان هندوستان

پسرانه

فیروزعلی

(احتمالی) از «فیروز» (پیروز) و «علی». معنی «فیروز»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

فیروزمهر

(احتمالی) از «فیروز» و «مهر». معنی «فیروز»: فارسی

پسرانه فارسی

فیصل

حاکم، داور، از ریشه‌ی فصل (به سرانجام رساندن) [از شیوخ عرب]

پسرانه عربی

فیض

بسیار شدن آب

پسرانه عربی

فیض امیر

(احتمالی) ترکیبی از «فیض» و «امیر» (فرمانروا و سرور). معنی «فیض»: عربی

پسرانه عربی

فیضمحمد

از نام‌های مرکب (، فیض و محّمد. ق

پسرانه عربی

فیکا

(احتمالی) درخت بید

پسرانه مازندرانی

فیلیپوس

«فیلیپوس» (Philippos) از philos به معنای دوستدار و hippos به معنای اسب ساخته شده است. فیلیپ دوم، پادشاه مقدونیه و پدر اسکندر، در شاهنامه «فیلقوس» خوانده شده است

پسرانه یونانی

اسم دختر با حرف ف (۲۸۳ اسم)