رفتن به محتوا
نوزاد

۲۶۶ اسم

معنی اسم پسر با حرف ف، صفحه‌ی ۴

صفحه‌ی ۴ از ۵؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

فرهمند

دارای فرّ و شکوه

پسرانه فارسی

فرهنگ

از نام‌های امروزی مردان ، ولی در روزگار باستان نام زن بوده . ن م مادر کیکاوس

پسرانه فارسی

فرهود

بچه بز کوهی، گوسفند

پسرانه عربی

فرهوشداد

دارنده فرّ و هوش . نام فرماندار تبرستان در روز کار داریوش سوم هخامنشی

پسرانه

فرهی

دارای فرّه بودن. شوکت، جلال

پسرانه

فرهیخته

دانش‌آموخته، فرهیخته

پسرانه فارسی

فریا

بانو، از ریشه‌ی نوردیک باستان

پسرانه کردی

فریان

١- نام مردی است تورانی که از دوستان اشوزردشت بودو در کات‌ها یسنا ء٣ بند ١٢ از او یاد شده ٢٢ یشت‌ها ١ ٢- نام هفتمین نیای آدرباد مهر اسپندان

پسرانه فارسی

فریبرز

فرخنده‌ی بلند مرتبه، از ریشه‌ی اوستایی بورز (بلند، بالا)

پسرانه فارسی

فریتا

(احتمالی) از «فری» (زیبا). معنی «فری»: احتمالا کوتاه‌شده «فریبا» یا «فریده»

پسرانه

فریتون

صورتی از «فریدون». معنی «فریدون»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

فریچهر

(احتمالی) زیباچهره

پسرانه فارسی

فریچهره

(احتمالی) زیباچهره

پسرانه فارسی

فریحه

(احتمالی) شاد

پسرانه عربی

فرید

یگانه، یکتا، بی نظیر

پسرانه عربی

فرید الله

(احتمالی) ترکیبی از «فرید» و «الله» (خدا). معنی «فرید»: عربی

پسرانه عربی

فریداحمد

(احتمالی) از «فرید» (یگانه) و «احمد». معنی «فرید»: عربی

پسرانه عربی

فریدالدین

یگانه دین؛ نام عطار نیشابوری (فریدالدین)

پسرانه عربی

فریدحسین

(احتمالی) از «فرید» (یگانه) و «حسین». معنی «فرید»: عربی

پسرانه عربی

فریدرضا

از نام‌های مرکب، فرید و رضا

پسرانه عربی

فریدون

سومین نفر

پسرانه فارسی، کردی

فریدون خان

(احتمالی) ترکیبی از «فریدون» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه فارسی

فریشاد

(احتمالی) شاد

پسرانه فارسی

فریمان

(احتمالی) نام شهری در خراسان

پسرانه فارسی

فریناسب

نام پسرکَیو ، یکی از بهدینان بند ١٢٢ فروردین یشت

پسرانه

فریور

راست، درست[.از برخاسته‌های فرقه آذرکیوان برهان چ.معین]

پسرانه فارسی

فصحعلی

(احتمالی) از «فصیح» و «علی». معنی «فصیح»: عربی

پسرانه عربی

فصیح

شیوا، سخنگو، از ریشه‌ی فصاحت

پسرانه عربی

فضل

خرد، برتری

پسرانه عربی

فضل احمد

(احتمالی) ترکیبی از «فضل» و «احمد» (ستوده). معنی «فضل»: عربی

پسرانه عربی

فضل الدین

(احتمالی) ترکیبی از «فضل» و «الدین» (دین). معنی «فضل»: عربی؛ برتری و بخشش

پسرانه عربی

فضل الله

ترکیبی از «فضل» و «الله»

پسرانه عربی

فضل رحمان

(احتمالی) بخشش خدای بخشنده

پسرانه عربی

فضل کرم

ترکیبی از «فضل» و «کرم». معنی «فضل»: عربی؛ برتری و بخشش. معنی «کرم»: عربی؛ بخشش و بزرگواری

پسرانه عربی

فضل محمد

(احتمالی) ترکیبی از «فضل» و «محمد» (ستوده). معنی «فضل»: عربی

پسرانه عربی

فضلعلی

(احتمالی) از «فضل» (بخشش) و «علی». معنی «فضل»: عربی

پسرانه عربی

فضلی

(احتمالی) منسوب به فضل

پسرانه عربی

فضه الله

(احتمالی) ترکیبی از «فضه» و «الله» (خدا). معنی «فضه»: عربی

پسرانه عربی

فضیل

بافضیلت؛ فضیل عیاض عارف

پسرانه عربی

فغانعلی

(احتمالی) از «فغان» و «علی». معنی «فغان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

فقیر گل

(احتمالی) ترکیبی از «فقیر» و «گل» (گل). معنی «فقیر»: تهیدست

پسرانه فارسی

فقیرمحمد

(احتمالی) از «فقیر» (نیازمند به خدا) و «محمد». معنی «فقیر»: تهیدست

پسرانه عربی

فکرعلی

از «فکر» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

فلاح

رستگاری، نیک انجامی، سعادت

پسرانه عربی

فلاح الدین

(احتمالی) ترکیبی از «فلاح» و «الدین» (دین). معنی «فلاح»: عربی

پسرانه عربی

فلق

سپیده دم

پسرانه عربی

فلک ابراهیم

(احتمالی) ترکیبی از «فلک» و «ابراهیم» (نام پیامبر

پسرانه عبری

فلیح

(احتمالی) رستگار

پسرانه عربی

فلیکس

موفق، کامیاب، از ریشه‌ی لاتین

پسرانه لاتین

فنود

نام پسر سیاوش

پسرانه

فوادرضا

(احتمالی) از «فؤاد» (دل) و «رضا». معنی «فؤاد»: عربی

پسرانه عربی

فومن

نام شهری در غرب استان گیلان

پسرانه فارسی

فهام

بسیار دانا و فهمیده

پسرانه عربی

اسم دختر با حرف ف (۲۸۳ اسم)