رفتن به محتوا
نوزاد

۳۵۹ اسم

معنی اسم پسر با حرف ش، صفحه‌ی ۵

صفحه‌ی ۵ از ۶؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

شهاب علی

(احتمالی) ترکیبی از «شهاب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهاب»: عربی

پسرانه عربی

شهابالدین

شهاب دین؛ نام سهروردی (شهاب‌الدین)

پسرانه عربی

شهام

تیز خاطر، چالاک

پسرانه

شهامت

بی باکی، دلیری، حالت ترس نداشتن از چیزی یا کسی در انجام کاری یا گفتن مطلبی

پسرانه عربی

شهباز

عقاب، شاهین، از ریشه‌ی پارسی شَه (شاه) و باز (شاهین، قوش)

پسرانه فارسی

شهباز علی

(احتمالی) ترکیبی از «شهباز» (باز بزرگ و شاهی) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهباز»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

شهبال

شهبال، بال بزرگ پرنده

پسرانه فارسی

شهبان

(احتمالی) شاه

پسرانه فارسی

شهبانعلی

(احتمالی) ترکیبی از «شهبان» (شاه) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهبان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

شهبد

(احتمالی) از «شه» (شاه) و «بد» (سرور، مانند «سپهبد» و «هیربد»)؛ یعنی سرور و بزرگ

پسرانه فارسی

شهخرام

(احتمالی) شاهِ خرامان

پسرانه فارسی

شهداد

داده شاه

پسرانه فارسی

شهدل

(احتمالی) دلِ شاه

پسرانه فارسی

شهدوست

دوستدار شاه

پسرانه فارسی

شهدی

(احتمالی) منسوب به شهد، شیرین چون عسل

پسرانه عربی

شهر

١- نام پسر کورنکک پسر بیداسب پسر ٢- پسر باذان ب دا شوهر آزاد که همراه فیروز دیلمی بود ٧ سیستان

پسرانه

شهر گاو

نام پسر اتویان ٢٠ سیستان

پسرانه

شهرآزاد

١- نام یکی از پادشاهان ساسانی که در سال ٣٧ء م . پس از اردشیر سوم ٣٠روز پادشاهی کرد ٢- نام سردار ایرانی در زمان ساسانیان

پسرانه فارسی

شهراد

پادشاِه جوانمرد

پسرانه فارسی

شهراکم

نام پسر نام آور ، از اسپهبدان تبرستان (ء٣٢ فرزانگان)

پسرانه

شهرام

مطیعِ شاه، پیروِ شاه، از ریشه‌ی پارسی شَه (شاه) و رام (پیروی کردن، مطیع بودن)

پسرانه فارسی

شهرام حسن

(احتمالی) ترکیبی از «شهرام» و «حسن» (نیکو). معنی «شهرام»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

شهران

نام وزیر ولید خالد ( ٥ داراب

پسرانه فارسی

شهرباز

(احتمالی) شاهین شهر، باز شهر

پسرانه فارسی

شهربان

نگهبان شهر

پسرانه فارسی

شهربانعلی

(احتمالی) ترکیبی از «شهربان» (نگهبان شهر) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهربان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

شهرخواست

یکی از سرداران تبرستانی در روزگار مازیار (١٢٤ تبرستان ١

پسرانه فارسی

شهرداد

(احتمالی) از «شهر» و «داد» (داده)

پسرانه فارسی

شهرسپ

نام دستور (وزیر تهمورس (شاهنامه خنیده به هر جای شهرسب نام نزد جز به نیکی به هر جای کام

پسرانه

شهرضا

(احتمالی) نام شهری در استان اصفهان (قمشه‌ی پیشین)

پسرانه فارسی

شهرفر

(احتمالی) شکوه شهر

پسرانه فارسی

شهرک

نام پدر جاویدان ب بک

پسرانه فارسی

شهرگان

(احتمالی) شاهان

پسرانه فارسی

شهرگیر

نام مردی که در زمان اسکندر مقدونی، که ظاهراً با بیطقون مترادف است

پسرانه فارسی

شهروز

نام وزیر شاهپور

پسرانه فارسی

شهروزعلی

(احتمالی) از «شهروز» و «علی». معنی «شهروز»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

شهروین

از نام‌های زندة امروزی زرتشتیان

پسرانه کردی

شهریار

شاه، فرمانروا؛ نیز محمدحسین شهریار، شاعر نامدار تبریزی (حیدربابایه سلام)

پسرانه فارسی

شهرین

١- نام پدر "کشن یزداد

پسرانه فارسی

شهریور

نام فرشته قدرت و توانائی

پسرانه فارسی

شهسام

(احتمالی) شاهِ سام

پسرانه فارسی

شهسان

شاه‌مانند

پسرانه فارسی

شهسوار

١- نام یکی از بستگان فیروزشاه ٢- نام یکی از پهلوانان طالقان

پسرانه کردی

شهفور

صورتی از «شاپور». معنی «شاپور»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

شهفیروز

نام پسر کردویه ٧ شهریاران گمنام

پسرانه

شهمال

بادی است که از شمال می وزد

پسرانه کردی

شهمراد

(احتمالی) مراد شاه، خواسته‌ی شاه

پسرانه فارسی

شهمردان

از نام‌های زنده امروزی زرتشتیان

پسرانه فارسی

شه‌مرید

(احتمالی) نام پهلوان داستان عاشقانه‌ی «هانی و شه‌مرید»

پسرانه بلوچی

شهمزین

شاه آراسته

پسرانه فارسی

شهمیر

شاه امیر

پسرانه فارسی

شهنام

از «شه» (بزرگ) و «نام»؛ یعنی بزرگ‌نام، نامدار و بلندآوازه

پسرانه فارسی

شهیاد

از «شه» (شاه) و «یاد»

پسرانه فارسی

شهیار

نام یکی از دانشمندان زردشتی که در آغاز سده یازدهم یزدگردی می‌زیسته

پسرانه فارسی

شهیر

معروف، نامدار، نامور

پسرانه عربی

اسم دختر با حرف ش (۲۷۰ اسم)