(احتمالی) ترکیبی از «شهاب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهاب»: عربی
پسرانه / عربی
شهاب دین؛ نام سهروردی (شهابالدین)
پسرانه / عربی
بی باکی، دلیری، حالت ترس نداشتن از چیزی یا کسی در انجام کاری یا گفتن مطلبی
پسرانه / عربی
عقاب، شاهین، از ریشهی پارسی شَه (شاه) و باز (شاهین، قوش)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شهباز» (باز بزرگ و شاهی) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهباز»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
شهبال، بال بزرگ پرنده
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شهبان» (شاه) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهبان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «شه» (شاه) و «بد» (سرور، مانند «سپهبد» و «هیربد»)؛ یعنی سرور و بزرگ
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاهِ خرامان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دلِ شاه
پسرانه / فارسی
دوستدار شاه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) منسوب به شهد، شیرین چون عسل
پسرانه / عربی
١- نام پسر کورنکک پسر بیداسب پسر ٢- پسر باذان ب دا شوهر آزاد که همراه فیروز دیلمی بود ٧ سیستان
پسرانه
نام پسر اتویان ٢٠ سیستان
پسرانه
١- نام یکی از پادشاهان ساسانی که در سال ٣٧ء م . پس از اردشیر سوم ٣٠روز پادشاهی کرد ٢- نام سردار ایرانی در زمان ساسانیان
پسرانه / فارسی
پادشاِه جوانمرد
پسرانه / فارسی
نام پسر نام آور ، از اسپهبدان تبرستان (ء٣٢ فرزانگان)
پسرانه
مطیعِ شاه، پیروِ شاه، از ریشهی پارسی شَه (شاه) و رام (پیروی کردن، مطیع بودن)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شهرام» و «حسن» (نیکو). معنی «شهرام»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
نام وزیر ولید خالد ( ٥ داراب
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاهین شهر، باز شهر
پسرانه / فارسی
نگهبان شهر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شهربان» (نگهبان شهر) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهربان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
یکی از سرداران تبرستانی در روزگار مازیار (١٢٤ تبرستان ١
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «شهر» و «داد» (داده)
پسرانه / فارسی
نام دستور (وزیر تهمورس (شاهنامه خنیده به هر جای شهرسب نام نزد جز به نیکی به هر جای کام
پسرانه
(احتمالی) نام شهری در استان اصفهان (قمشهی پیشین)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شکوه شهر
پسرانه / فارسی
نام پدر جاویدان ب بک
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاهان
پسرانه / فارسی
نام مردی که در زمان اسکندر مقدونی، که ظاهراً با بیطقون مترادف است
پسرانه / فارسی
نام وزیر شاهپور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «شهروز» و «علی». معنی «شهروز»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
از نامهای زندة امروزی زرتشتیان
پسرانه / کردی
شاه، فرمانروا؛ نیز محمدحسین شهریار، شاعر نامدار تبریزی (حیدربابایه سلام)
پسرانه / فارسی
١- نام پدر "کشن یزداد
پسرانه / فارسی
نام فرشته قدرت و توانائی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاهِ سام
پسرانه / فارسی
١- نام یکی از بستگان فیروزشاه ٢- نام یکی از پهلوانان طالقان
پسرانه / کردی
صورتی از «شاپور». معنی «شاپور»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
نام پسر کردویه ٧ شهریاران گمنام
پسرانه
بادی است که از شمال می وزد
پسرانه / کردی
(احتمالی) مراد شاه، خواستهی شاه
پسرانه / فارسی
از نامهای زنده امروزی زرتشتیان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نام پهلوان داستان عاشقانهی «هانی و شهمرید»
پسرانه / بلوچی
شاه آراسته
پسرانه / فارسی
از «شه» (بزرگ) و «نام»؛ یعنی بزرگنام، نامدار و بلندآوازه
پسرانه / فارسی
از «شه» (شاه) و «یاد»
پسرانه / فارسی
نام یکی از دانشمندان زردشتی که در آغاز سده یازدهم یزدگردی میزیسته
پسرانه / فارسی
(احتمالی) گواه خدا
پسرانه / عربی
معروف، نامدار، نامور
پسرانه / عربی
اسم دختر با حرف ش (۲۷۰ اسم)