رفتن به محتوا
نوزاد

۱۳۴ اسم

معنی اسم پسر با حرف ی، صفحه‌ی ۲

صفحه‌ی ۲ از ۳؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

یزدان

رواج ( ١ تبرستان مرعشی

پسرانه فارسی

یزدان پرور

این نام بر روی مهری بیدا شده yaz-dan-pa-nak(یزدان پناک (پهلوی yay-dan-pa-nah یزدان پناه ف رسی ١- نام پسر میترایار(م هریار در سنگ نوشته کوه کنهری هندوستان ٢ - نام یکی از شاگردان منوشچهر ، موبد موبدان فارس و کرمان در سده سوم

پسرانه

یزدان پناه

(احتمالی) ترکیبی از «یزدان» (خدا) و «پناه». معنی «یزدان»: فارسی

پسرانه فارسی

یزدان مهر

ترکیبی از «یزدان» و «مهر». معنی «یزدان»: فارسی

پسرانه فارسی

یزدانبخش

نام یکی از وزیران هرمز انوشیروان

پسرانه فارسی

یزدانشا

نام پسر انوشیروان دادگر

پسرانه

یزدانعلی

(احتمالی) ترکیبی از «یزدان» (خدا) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «یزدان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

یزدانفر

(احتمالی) فرّ ایزدی

پسرانه فارسی

یزدانقلی

(احتمالی) ترکیبی از «یزدان» (خدا) و «قلی» (بنده

پسرانه فارسی، ترکی

یزدجرد

صورتی از «یزدگرد». معنی «یزدگرد»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

یزدگرد

خداداد، آفریده‌ی ایزد، از ریشه‌ی اوستایی یزَتو (ایزد)

پسرانه فارسی

یزدیار

١- نام پدر بیزن از موبدان کرمان ٢- نام پدر دستور بهمن یار که از موبدان کرمان و در سده دهم یزدگردی می‌زیسته ٣- نام نامه رسانی که نامه زردشتیان یزد و ترک آباد و شرف آباد را در سال ٨٧٠ یزدگرد دی به هند رسانید(٢٤ ٥فرزانگان )

پسرانه فارسی

یسره

(احتمالی) آسانی

پسرانه عربی

یشم

یشپ ؛ از سنگ‌های معدنی گران بها به رنگ‌های سبز تیره و کبود

پسرانه فارسی

یعسوب

پادشاه زنبوران عسل

پسرانه عربی

یعسوب الدین

سرور و پیشوای دین («یعسوب» در اصل ملکه‌ی زنبوران عسل است)؛ از لقب‌های امام علی

پسرانه عربی

یعغوبعلی

(احتمالی) ترکیبی از «یعغوب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

یعقوب

ریشه‌کن کننده [پیامبر و جد یهودیان]

پسرانه عبری

یعقوب کنعان

(احتمالی) از «یعقوب» و «کنعان» (سرزمین یعقوب). معنی «یعقوب»: عبری

پسرانه عبری

یعقوب لیث

ترکیبی از «یعقوب» و «لیث»

پسرانه عبری، عربی

یعقوبعلی

از «یعقوب» و «علی». معنی «یعقوب»: عبری

پسرانه عبری، عربی

یعید محسن

(احتمالی) ترکیبی از «یعید» و «محسن» (نیکوکار). معنی «محسن»: عربی؛ نیکوکار؛ نام فرزند امام علی

پسرانه عربی

یقین علی

ترکیبی از «یقین» و «علی». معنی «یقین»: بدون شک

پسرانه عربی

یکسر

(احتمالی) یکسره، یکپارچه

پسرانه فارسی

یگان

بی نظیر، بی همتا، فرد

پسرانه

یگان محمد

(احتمالی) ترکیبی از «یگان» و «محمد» (ستوده). معنی «یگان»: بی نظیر

پسرانه عربی

یگانه زهرا

ترکیبی از «یگانه» و «زهرا». معنی «یگانه»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

یگانه فاطمه

(احتمالی) ترکیبی از «یگانه» (یکتا

پسرانه فارسی، عربی

یلان

نام پهلوانی است ایرانی ، که به همراه بهرام چوبینه به جنگ خاقان چین رفته بود

پسرانه

یلان سینه

نام پهلوانی بوده در روز کار هرمز انوشیروان

پسرانه

یلر محمد

(احتمالی) ترکی؛ از «یلر» و «محمد»

پسرانه ترکی

یلسان

(احتمالی) از «یل» (پهلوان)

پسرانه

یلمه خان

(احتمالی) از «یلمه» و «خان». معنی «خان»: ترکی

پسرانه ترکی

یلنا

(احتمالی) شکل دیگری از «هلن»؛ روشن. معنی «هلن»: یونانی؛ روشنایی

پسرانه روسی، یونانی

یم

در اوستا: ییم y1-ma و در فارسی کنونی جم=جمشید

پسرانه

یمان

(احتمالی) اهل یمن، خجسته

پسرانه عربی

یمین

دست راست، خجسته

پسرانه عربی

یمین الدین

(احتمالی) از «یمین» به معنی دست راست، و نیز خجستگی و نیرو، و «دین»؛ یعنی دست راست و پشتیبان دین

پسرانه عربی

یمین علی

(احتمالی) ترکیبی از «یمین» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «یمین»: عربی

پسرانه عربی

یمینالله

(احتمالی) ترکیبی از «یمین» و «الله» (خدا). معنی «یمین»: عربی

پسرانه عربی

ینال

«اینال» عنوانی کهن در میان ترکان بود. ابراهیم ینال

پسرانه ترکی

یو لاد

١- از نام‌های زندة امروزی زرتشتیان . ٢- نام پسر آزادمرد پسر رستم (٨ سیستان

پسرانه

یوان یم

. ya-van-yi-ma یا: یون ییم .ja-van-jam جوان جم = ١- نام یکی از دادوران نامی روزگار ٢- نام پسر وهر امشاد که در نیمه یکم سده چهارم یزدگردی می‌زیسته ، و در کرد آوری و زنده کردن فرهنگ مزدیسنا کوشش نموده ٣١ فرزانگان ٣- نام پسر منوشچهر موبد مو بدان فارس و کرمان، نویسنده کتاب دادستان دینیک (٣١١ فرزانگان+١٣١ ساسانی)

پسرانه

یوتام

«یهوه کامل است»

پسرانه عبری

یوحنا

یهوه پرافتخار است، از ریشه‌ی عبری ایو (یهوه) و اَنّاه (افتخار) [از حواریون]

پسرانه عبری

یوختوری

yOkh-ta-va-1-r1 در اوستا یو ختهوئیری به معنی- جوشن دربر کرده. ١- نام بهدینی در بند ١٠١ فروردین یشت ،sriravakhshنام پسر سریر اوخش -٢ از خاندان کیانی، به نوشته یوستی (اء٢ فرهنگ

پسرانه

یورام

خدا بلندمرتبه است؛ نام پادشاهی در تورات

پسرانه عبری

یورتای

(احتمالی) یعنی ماهِ میهن

پسرانه ترکی

یوروبه

paurubangha در اوستا پئوروبنگهه نام پسر زئوش در بند ١٢٣ فروردین یشت

پسرانه

یوری

ژاپنی؛ وابستگی

پسرانه ژاپنی

یوسف

او (نسل مرا) خواهد افزود (יוֹסֵף) [پیامبر، نیای یکی از قبایل دوازدهگانه‌ی یهودی]

پسرانه عبری

یوسف الله

(احتمالی) ترکیبی از «یوسف» (نام پیامبر

پسرانه عبری

یوسف پناه

(احتمالی) ترکیبی از «یوسف» (نام پیامبر

پسرانه عبری

یوسف جلال

(احتمالی) ترکیبی از «یوسف» (نام پیامبر

پسرانه عبری، عربی

یوسف رشا

(احتمالی) ترکیبی از «یوسف» (نام پیامبر

پسرانه عبری، عربی

یوسفرضا

از نام‌های مرکب، یوسف و رضا

پسرانه عبری، عربی

اسم دختر با حرف ی (۵۰ اسم)