رفتن به محتوا
نوزاد

۱۶۵ اسم

معنی اسم پسر با حرف ه، صفحه‌ی ۲

صفحه‌ی ۲ از ۳؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

هرمزد

صورت فارسی میانه‌ی «اهورامزدا» که بعدها «هرمز» شد. نام روز نخست هر ماه در گاه‌شماری ایرانی

پسرانه فارسی

هرمزدیار

ترکیبی از «هرمزد» و «یار»

پسرانه فارسی

هرمزیار

(احتمالی) ترکیبی از «هرمز» و «یار» (یار و دوست). معنی «هرمز»: فارسی

پسرانه فارسی

هرمس

تپه‌ی سنگی [خدای سفر و تجارت]

پسرانه یونانی

هرواک

نام دیگر خسروپرویز برهان

پسرانه

هزار

نام پدر نام خواست، ازسر داران ارجاسب

پسرانه

هزبر

شیر درنده

پسرانه فارسی

هژار

(احتمالی) فقیر، تهیدست؛ نام شاعر نامدار کرد

پسرانه کردی

هژبر

شیر

پسرانه فارسی

هژیر

زیبارو، نژاده، از ریشه‌ی پهلویِ هو (خوب، زیبا) و

پسرانه فارسی

هژیر الدین

(احتمالی) ترکیبی از «هژیر» و «الدین» (دین). معنی «هژیر»: فارسی؛ نیکو و پسندیده

پسرانه فارسی

هشام

بخشش، کرم، اسم از ریشه‌ی هشم (بخشش) [ابن هشام، نویسنده یکی از کهن‌ترین تواریخ اسلام]

پسرانه عربی

هشیار

نام موبدی است

پسرانه

هفال

«هەڤاڵ» در کردی کرمانجی به معنی دوست، رفیق و همراه

پسرانه کردی

هفتصد

(احتمالی) هفتصد

پسرانه فارسی

هلاکو

هلاکوخان مغول نام بنیانگذار امپراتوری ایلخانی

پسرانه مغولی

هلاکویی

(احتمالی) منسوب به «هلاکو»

پسرانه

هلال

ماه، ماه‌نو، واپسین بخش ماه که در واپسین روزهای ماه قمری دیده می‌شود

پسرانه عربی

هلال الدین

(احتمالی) ترکیبی از «هلال» و «الدین» (دین). معنی «هلال»: عربی

پسرانه عربی

هلبست

(احتمالی) «هەڵبەست» در کردی سورانی به معنی شعر و سروده است و شاعر را «هەڵبەستوان» می‌گویند

پسرانه کردی

هلکو

عقاب

پسرانه کردی

هلموت

از ریشه‌های ژرمنی helm (کلاهخود

پسرانه آلمانی

هلیل

هلال (ماه)

پسرانه

هلیوس

خورشید و نام خدای خورشید در اسطوره‌های یونان که سوار بر ارابه‌ای آتشین هر روز آسمان را می‌پیمود؛ پیکره‌ی غول‌پیکر رودس تندیس او بود

پسرانه یونانی

همام

دلیر، سخاوتمند، اسم فاعل از ریشه‌ی هم(همت)

پسرانه عربی

هماناز

(احتمالی) ترکیبی از «هما» و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «هما»: فارسی

پسرانه فارسی

هماوند

از نام‌های زندة امروزی زرتشتیان

پسرانه کردی

همایون

خجسته، فرخنده، از ریشه‌ی پهلوی هو (خوب)، مای (مایه) و اون (پسوند نسبت)

پسرانه فارسی، کردی

همایون تاج

(احتمالی) ترکیبی از «همایون» و «تاج» (تاج). معنی «همایون»: فارسی

پسرانه فارسی

همایونعلیرضا

(احتمالی) از «همایون» و «علیرضا». معنی «همایون»: فارسی؛ فرخنده، خجسته

پسرانه فارسی

همت

اراده و بلندهمتی

پسرانه عربی

همت رضا

(احتمالی) ترکیبی از «همت» و «رضا» (خشنودی). معنی «همت»: عربی

پسرانه عربی

همت علی

ترکیبی از «همت» و «علی». معنی «همت»: عربی

پسرانه عربی

همت یار

(احتمالی) ترکیبی از «همت» و «یار» (یار و دوست). معنی «همت»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

همتالله

(احتمالی) ترکیبی از «همت» و «الله» (خدا). معنی «همت»: عربی

پسرانه عربی

همدمعلی

(احتمالی) ترکیبی از «همدم» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «همدم»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

همزه اله

(احتمالی) ترکیبی از «همزه» و «اله» (خدا)

پسرانه

همزه علی

(احتمالی) ترکیبی از «همزه» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

همگون

هماهنگ

پسرانه فارسی

همید

نام پدر آدرباد نامی که در نیمه یکم سده سوم یزدگردی

پسرانه عربی

همیدرضا

(احتمالی) ترکیبی از «همید» و «رضا» (خشنودی). معنی «همید»: نام پدر آدرباد نامی که در نیمه یکم سده سوم یزدگردی ، در ایران می‌زیسته و در کرد آوری ادبیات پراکنده مزدیسنا کوشش نموده . شاید همید گونه پهلوی "امید باشد ، به معنی - آرزو. معنی «رضا»: عربی؛ خشنودی؛ لقب امام هشتم شیعیان، علی بن موسی الرضا، که آرامگاهش در مشهد است

پسرانه عربی

همین بس

(احتمالی) «همین بس»؛ نام‌گذاری برای بس بودن دختر

پسرانه فارسی

هناء

گوارایی

پسرانه عربی

هنربخش

(احتمالی) هنربخش

پسرانه فارسی

هنی

گوارا

پسرانه عربی

هوار

(احتمالی) فریاد

پسرانه کردی

هواس بگ

(احتمالی) ترکیبی از «هواس» و «بگ» (بزرگ، در ترکی)

پسرانه

هوال

خبر

پسرانه کردی

هوبر

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

پسرانه

هوتخش

خوب سازنده یا پیشه‌ور

پسرانه فارسی

هوتک

خوب دونده - نیک دو

پسرانه

هوتن

دارنده‌ی تن زیبا و سالم

پسرانه فارسی

هوجیتر

هزیر - نام پسر گودرز

پسرانه

هود

نام پیامبر قوم عاد و سوره یازدهم قرآن

پسرانه عربی

هوداد

داده نیک

پسرانه فارسی

هودین

نام سومین نیای آدرباد مهراسپندان

پسرانه فارسی

اسم دختر با حرف ه (۱۱۵ اسم)