رفتن به محتوا
نوزاد

۳۵۹ اسم

معنی اسم پسر با حرف ن، صفحه‌ی ۴

صفحه‌ی ۴ از ۶؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

نقی محمد

(احتمالی) ترکیبی از «نقی» (پاکیزه) و «محمد» (ستوده). معنی «نقی»: عربی

پسرانه عربی

نقیب

مهتر قوم

پسرانه عربی

نقیب الله

(احتمالی) ترکیبی از «نقیب» و «الله» (خدا). معنی «نقیب»: (عربی) 1- مهتر قوم

پسرانه

نقیب اله

(احتمالی) ترکیبی از «نقیب» و «اله» (خدا). معنی «نقیب»: (عربی) 1- مهتر قوم

پسرانه

نقیبه

(احتمالی) سرپرست، بزرگ (زن)

پسرانه عربی

نکیسا

نکیسا نوازنده دربار خسروپرویز

پسرانه فارسی

نگهدار

(احتمالی) نگهدار، نگهبان

پسرانه فارسی

نگینچهره

(احتمالی) نگین‌چهره

پسرانه فارسی

نگینرخ

(احتمالی) ترکیبی از «نگین» و «رخ» (چهره). معنی «نگین»: فارسی؛ نگین انگشتر، گوهر

پسرانه فارسی

نگینزهرا

(احتمالی) ترکیبی از «نگین» و «زهرا» (درخشان). معنی «نگین»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

نلی

صورت دیگر نیلی، ص نیلی

پسرانه

نمامعلی

(احتمالی) ترکیبی از «نمام» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نمام»: سخن چین

پسرانه عربی

نمایان

ظاهر، هویدا، آشکار

پسرانه فارسی

ننراستی

نام پسر ییشتْه ، در بنده١ فروردین یشت

پسرانه

نو مراد

(احتمالی) آرزوی نو

پسرانه فارسی، عربی

نواب

(احتمالی) جانشینان؛ عنوان بزرگان

پسرانه عربی

نواب پاکرو

(احتمالی) ترکیبی از «نواب» و «پاکرو» (پاک‌روی). معنی «نواب»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

نواذه

نام مردی است دراوستا ف رهنکک کانگ ا

پسرانه

نواز الله

(احتمالی) ترکیبی از «نواز» و «الله» (خدا). معنی «الله»: نام خداوند در قرآن؛ بخشی از اذان و نماز

پسرانه

نواز علی

(احتمالی) ترکیبی از «نواز» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

نوازاله

(احتمالی) نوازش خدا

پسرانه عربی

نوئل

ایل یا خانواده تمیز پوش، به قول امروزی خانواده شیک‌پوش یقه‌سفید

پسرانه فرانسوی

نوبخت

١- از نام‌های دوران ساسانی . ٢- نام ستاره شناس نامی دوران منصور و از مردم اهواز

پسرانه فارسی

نوبرعلی

(احتمالی) ترکیبی از «نوبر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نوبر»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

نوبهارعلی

(احتمالی) ترکیبی از «نوبهار» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نوبهار»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

نوتاش

(احتمالی) تازه

پسرانه فارسی

نوتریکا

نام سومین برادر اشوزرتشت، به نوشته زاد-

پسرانه

نوجوان

(احتمالی) نوجوان

پسرانه فارسی

نوح

آسودگی [پیامبر عبرانی]

پسرانه عربی، عبری

نوحعلی

از «نوح» و «علی». معنی «نوح»: عبری

پسرانه عبری، عربی

نوذر

نام پسر منوچهر یکی از پادشاهان کیانی که پس از او به سلطنت رسید و به دست افراسیاب گرفتار شد و با بیش‌تر سران لشکر کشته شد

پسرانه فارسی

نور خان

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

نور کاظم

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «کاظم» (فروبرنده خشم). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نور محمدی

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «محمدی» (منسوب به محمد). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورالامین

ترکیبی از «نور» و «امین». معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورالحق

(احتمالی) روشنی حق

پسرانه عربی

نورالله

ترکیبی از «نور» و «الله». معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورالمهدی

(احتمالی) ترکیبی از «نورال» و «مهدی» (هدایت‌شده). معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی

نورالین

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «الین» (روشنایی). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی، یونانی

نورانگیز

(احتمالی) روشنی‌انگیز

پسرانه عربی، فارسی

نوراهان

نگاه کنید نورهان

پسرانه ترکی، عربی

نورپرور

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «پرور» (پرورش‌دهنده). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

نورتقان

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «تقان». معنی «نور»: عربی؛ روشنایی؛ نام سوره بیست‌وچهارم قرآن

پسرانه عربی

نورتکین

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «تکین» (پهلوان

پسرانه عربی، ترکی

نورحسین

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورخدا

نور خدا

پسرانه عربی، فارسی

نوردوستی

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «دوستی» (دوستی و مهر). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

نوررحمان

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «رحمان». معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورزاد

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «زاد». معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

نورس

نو رسیده، جوان

پسرانه فارسی

نورسلطان

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «سلطان» (پادشاه). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورشاد

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «شاد». معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورشرف

نور بزرگواری

پسرانه عربی

نورصباح

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «صباح». معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورطلا

نور زرین

پسرانه عربی، فارسی

نورعباس

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «عباس» (شیر بیشه). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورعلی

از «نور» و «علی». معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

اسم دختر با حرف ن (۳۶۳ اسم)