خانه اسم پسر حرف ن صفحهی ۲ با همین حرف، بر اساس ریشه
(احتمالی) ترکیبی از «نبی» و «بخش» (بخشیده). معنی «نبی»: عربی؛ پیامبر
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نبی» و «جان» (جان و روان). معنی «نبی»: عربی
پسرانه / عربی، عبری
(احتمالی) ترکیبی از «نبی» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نبی»: عربی
پسرانه / عربی
شریف و فاضل، صفت از ریشهی نبل
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نثار» و «احمد» (ستوده). معنی «نثار»: پراکندگی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نجات» و «اله» (خدا). معنی «نجات»: عربی؛ رهایی
پسرانه / عربی
(احتمالی) نجاتدهنده
پسرانه / فارسی، عربی
از «نجات» و «علی». معنی «نجات»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نجغ» و «قلی» (بنده
پسرانه / ترکی
نجف، شهر آرامگاه علی بن ابیطالب
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نجف» (نام شهری در عراق
پسرانه / عربی
از «نجف» و «علی». معنی «نجف»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نجف» و «قلی». معنی «نجف»: عربی
پسرانه / عربی، ترکی
ستارهی دین
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نجم» و «الله» (خدا). معنی «نجم»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «نجم» (ستاره) و «رشید». معنی «نجم»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نجم» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نجم»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نجمه» و «الدین» (دین). معنی «نجمه»: عربی؛ ستاره
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نجی» و «اله» (خدا)
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «نجی» و «الله» (خدا). معنی «الله»: نام خداوند در قرآن؛ بخشی از اذان و نماز
پسرانه
اشرافزاده، بزرگوار، صفت از ریشهی نجب (نجابت)
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نجیب» و «احمد» (ستوده). معنی «نجیب»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نجیب» و «الله» (خدا). معنی «نجیب»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نجیه» (رهایییافته) و «اله» (خدا). معنی «نجیه»: عربی
پسرانه / عربی
از ریشهی «ندم» به معنی همنشینی
پسرانه / عربی
از القاب پیامبر اسلام(ص) برگرفته از قرآن کریم
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نذیر» و «احمد» (ستوده). معنی «نذیر»: (عربی) (1- اَعلام) از القاب پیامبر اسلام(ص) برگرفته از قرآن کریم؛ (2- در قدیم) ترساننده، بیم دهنده، در مقابلِ بَشیر. معنی «احمد»: عربی؛ ستودهترین؛ از نامهای پیامبر اسلام که در قرآن (سوره صف) آمده است
پسرانه / عربی
نرسی، پادشاه ساسانی؛ از «نریوسنگ» ایزد پیامآور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نرم
پسرانه / فارسی
مردانه، از ریشهی پارسی نَری (نرینه، مرد) و مان (پسوند نسبت) [از پهلوان شاهنامه]
پسرانه / اوستایی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نزار» و «محمد» (ستوده). معنی «نزار»: لاغر
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نسار» و «احمد» (ستوده). معنی «نسار»: (= نسا) 1- جایی که آفتاب کمتر به آن بتابد
پسرانه / عربی
نام یکی از سرداران خسرو پرویز
پسرانه / فارسی
نام پسر زریر ، برادر شاه گشتاسب در شاهنامه ، درست آن بستور است
پسرانه / یونانی
١-نام یکی ازسر داران منوچهر (برهان ٢- نام پهلوانی از لشکر فریدون : سپهدار چون غارن رزم زن چو شاپور و نستوه شمشیرزن
پسرانه / فارسی
اصیل، خویشاوند
پسرانه / عربی
(احتمالی) شکل دیگری از «نسیم». معنی «نسیم»: عربی؛ نسیم
پسرانه / عربی، فارسی
نام مردی بوده است برهان)
پسرانه
بسیار یاری رسان به دیگران
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نصار» (یاریدهنده) و «احمد» (ستوده). معنی «نصار»: عربی
پسرانه / عربی
یاری؛ نام سوره صد و دهم قرآن
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «نصرالله» و «خان». معنی «نصرالله»: عربی
پسرانه / عربی
به معنای یاری و پیروزیای که از سوی خدا میرسد. ترکیب «نصرالله» در آغاز سورهی نصر آمده است: «إذا جاءَ نصرُ اللهِ و الفتح»
پسرانه / عربی
یاری خدا؛ عبارت «نصرالله» در آغاز سورهی نصر آمده است: «إذا جاءَ نصرُ اللهِ و الفتح»
پسرانه / عربی
(احتمالی) شکل دیگری از «نصرتالله»
پسرانه / عربی
شکل دیگر نوشتاری «نصرتالله» به معنای یاری و پشتیبانی خداوند. «نصرت» از ریشهی «نصر» به معنای یاری کردن است
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نصرت» و «الدین» (دین). معنی «نصرت»: عربی؛ یاری و پیروزی
پسرانه / عربی
از «نصرت» به معنی یاری و پیروزی و «الله»، یعنی یاری خدا. درستنویسی آن «نصرتالله» است
پسرانه / عربی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶
بعدی
اسم دختر با حرف ن (۳۶۳ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.