خانه اسم پسر حرف م صفحهی ۱۹ با همین حرف، بر اساس ریشه
دارنده مهر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «رضا» (خشنودی). معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «روز» (روز). معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهرزاد» (زادهی مهر) و «امیر» (فرمانروا و سرور). معنی «مهرزاد»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «زاده». معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
از «مهر» و «سام». معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
نام پسر شهرین، نماینده مازیار،فرماندار ساری
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «سینا» (نام ابنسینا). معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عبری، عربی
از «مهر» و «علی». معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) مهر باشکوه
پسرانه / فارسی
١- نام پدر شاهزاد ٢- از نامهای زندة امروزی زردشتیان ٣- نام جشن بزرگی است که پس از جشن نوروز، دومین جشن بزرگ ایرانیان است
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «کوش». معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «کوشا». معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
نام پسر ساسان ١٠ تبرستان مرعشی
پسرانه / فارسی
نام ششمین نیای اردشیر بابکان
پسرانه
(احتمالی) مهرمند، مهربان
پسرانه / فارسی
نام در اندرز بد بزرگ وزیر) یزدگرد یکم و دوم که لقب هزار بندک دارنده هزار غلام) داشت . او پسر ورازک ،از خاندان سیندیار (اسفندیار یکی از هفت خاندان برجسته دوران ساسانیان بود ( ٣٠ و ٣٠٢ ساسانیان)
پسرانه / فارسی
از نامهای رواج
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «والا». معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «وان». معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) مهرورز
پسرانه / فارسی
یا: مهر کندک mehr-gan-dak یا: مهریوندک meh-r1-fvfan-dak یا: مهرانیک meh-ra-nik
پسرانه
یا: نیوهرمزد niv-hor-mazd .نام پسر مردان شاه که در روزگار خسرو پرویز و شیرویه میزیسته
پسرانه
مریوان، شهری در کردستان
پسرانه / کردی
(احتمالی) ترکیبی از «مهلت» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مهلت»: مهلة. معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مهمد» و «ابراهیم» (نام پیامبر
پسرانه / عبری
(احتمالی) ترکیبی از «مهمد» و «مهدی» (هدایتشده). معنی «مهدی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مهمد» و «رضا» (خشنودی). معنی «رضا»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست
پسرانه
(احتمالی) از «مه»؛ ماهگونه. معنی «مه»: مخفف ماه
پسرانه
به معنای نگهبان و چیره و گواه بر همه چیز
پسرانه / عبری
نام پسر کهین آذر ن م فراموش شد
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «مهین» (بزرگتر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهین» (بزرگتر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهین» (بزرگتر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهین» (بزرگتر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «میترا» و «نوش». معنی «میترا»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
نام یکی از سرداران ایرانی اسکندر میتر و خورشید =مهر خورشید. نام پسر آذرمهان که نام وی در داتستان دینیک آمده ٢٢ ساسانی
پسرانه
نام پسر برنی ؟ که در کتیبه کعبه زردشت از او یاد شده و در زمان اردشیر بابکان
پسرانه
پیمان و عهد
پسرانه / عربی
نام میثم تمار، یار وفادار امام علی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «میدان» و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
امیر، پادشاه
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «میر» و «آیتالله». معنی «میر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
پسرانه / عربی
ترکیبی از «میر» و «اسمعیل». معنی «میر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «میر» و «اللهقلی». معنی «میر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
پسرانه / فارسی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶
بعدی
اسم دختر با حرف م (۶۰۰ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.