رفتن به محتوا
نوزاد

۱۵۱۲ اسم

معنی اسم پسر با حرف م، صفحه‌ی ۱۹

صفحه‌ی ۱۹ از ۲۶؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

مهردار

دارنده مهر

پسرانه فارسی

مهررضا

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «رضا» (خشنودی). معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

مهرروز

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «روز» (روز). معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

مهرزاد امیر

(احتمالی) ترکیبی از «مهرزاد» (زاده‌ی مهر) و «امیر» (فرمانروا و سرور). معنی «مهرزاد»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

مهرزاده

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «زاده». معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

مهرسام

از «مهر» و «سام». معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

مهرستان

نام پسر شهرین، نماینده مازیار،فرماندار ساری

پسرانه

مهرسینا

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «سینا» (نام ابن‌سینا). معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عبری، عربی

مهرعلی

از «مهر» و «علی». معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

مهرفر

(احتمالی) مهر باشکوه

پسرانه فارسی

مهرکان

١- نام پدر شاهزاد ٢- از نام‌های زندة امروزی زردشتیان ٣- نام جشن بزرگی است که پس از جشن نوروز، دومین جشن بزرگ ایرانیان است

پسرانه فارسی

مهرکوش

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «کوش». معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

مهرکوشا

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «کوشا». معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

مهرماه

نام پسر ساسان ١٠ تبرستان مرعشی

پسرانه فارسی

مهرمس

نام ششمین نیای اردشیر بابکان

پسرانه

مهرمند

(احتمالی) مهرمند، مهربان

پسرانه فارسی

مهرنرسه

نام در اندرز بد بزرگ وزیر) یزدگرد یکم و دوم که لقب هزار بندک دارنده هزار غلام) داشت . او پسر ورازک ،از خاندان سیندیار (اسفندیار یکی از هفت خاندان برجسته دوران ساسانیان بود ( ٣٠ و ٣٠٢ ساسانیان)

پسرانه فارسی

مهرنیا

از نام‌های رواج

پسرانه فارسی

مهروالا

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «والا». معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

مهروان

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «وان». معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

مهروند

(احتمالی) مهرورز

پسرانه فارسی

مهروندک

یا: مهر کندک mehr-gan-dak یا: مهریوندک meh-r1-fvfan-dak یا: مهرانیک meh-ra-nik

پسرانه

مهرهرمزد

یا: نیوهرمزد niv-hor-mazd .نام پسر مردان شاه که در روزگار خسرو پرویز و شیرویه می‌زیسته

پسرانه

مهریوان

مریوان، شهری در کردستان

پسرانه کردی

مهست

بزرگ‌ترین

پسرانه فارسی

مهلت علی

(احتمالی) ترکیبی از «مهلت» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مهلت»: مهلة. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

مهمد ابراهیم

(احتمالی) ترکیبی از «مهمد» و «ابراهیم» (نام پیامبر

پسرانه عبری

مهمد مهدی

(احتمالی) ترکیبی از «مهمد» و «مهدی» (هدایت‌شده). معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی

مهمدرضا

(احتمالی) ترکیبی از «مهمد» و «رضا» (خشنودی). معنی «رضا»: عربی

پسرانه عربی

مهی

بزرگی، عظمت

پسرانه

مهیاد

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

پسرانه

مهیان

(احتمالی) از «مه»؛ ماه‌گونه. معنی «مه»: مخفف ماه

پسرانه

مهیمن

به معنای نگهبان و چیره و گواه بر همه چیز

پسرانه عبری

مهین آذر

نام پسر کهین آذر ن م فراموش شد

پسرانه

مهین آغا

(احتمالی) ترکیبی از «مهین» (بزرگ‌تر

پسرانه فارسی

مهینزاد

(احتمالی) ترکیبی از «مهین» (بزرگ‌تر

پسرانه فارسی

مهینشاد

(احتمالی) ترکیبی از «مهین» (بزرگ‌تر

پسرانه فارسی

مهینفروغ

(احتمالی) ترکیبی از «مهین» (بزرگ‌تر

پسرانه فارسی

میترانوش

(احتمالی) از «میترا» و «نوش». معنی «میترا»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

میتروبه

نام یکی از سرداران ایرانی اسکندر میتر و خورشید =مهر خورشید. نام پسر آذرمهان که نام وی در داتستان دینیک آمده ٢٢ ساسانی

پسرانه

میتری خوشت

نام پسر برنی ؟ که در کتیبه کعبه زردشت از او یاد شده و در زمان اردشیر بابکان

پسرانه

میثاق

پیمان و عهد

پسرانه عربی

میثم

نام میثم تمار، یار وفادار امام علی

پسرانه عربی

میدانعلی

(احتمالی) از «میدان» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

میر

امیر، پادشاه

پسرانه عربی

میر آیت اله

(احتمالی) از «میر» و «آیت‌الله». معنی «میر»: عربی

پسرانه عربی

میر ادریس

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه عربی

میر اسد

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه عربی

میر اسمعیل

ترکیبی از «میر» و «اسمعیل». معنی «میر»: عربی

پسرانه عربی

میر اشرف

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه عربی

میر اصلان

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه ترکی

میر اعتماد

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه عربی

میر الطفات

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه عربی

میر الله قلی

(احتمالی) از «میر» و «الله‌قلی». معنی «میر»: عربی

پسرانه عربی

میر امید

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه فارسی

اسم دختر با حرف م (۶۰۰ اسم)