معنی اسم میر
Mir
میر یعنی:
امیر، پادشاه.
منبع: ویکیواژه (مجوز CC BY-SA 4.0)
معنی دیگر:
کوتاهشدهی «امیر» به معنی فرمانروا و سرور؛ در ایران و هند پیش از نام سیدها و بزرگان میآمد، چنانکه در «میرداماد» و «میرعماد».
معنی «امیر»
عربی؛ فرمانروا، سرور.
بدون منبع؛ پیشنهاد هوش مصنوعی
اسمی پسرانه با ریشهی عربی.
- جنسیت
- پسرانه
- ریشه
- عربی
- املای انگلیسی
- Mir
- ابجد
- ۲۵۰ (صغیر: ۱۰)
اسمهای هممعنی با میر
- میر حج (احتمالی) از «میر» و «حج». معنی «میر»: عربی
- میر فروغ الدین (احتمالی) از «میر» و «فروغالدین». معنی «میر»: عربی
- میرامیر (احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
- میر الله قلی (احتمالی) از «میر» و «اللهقلی». معنی «میر»: عربی
- میر نور علی (احتمالی) از «میر» و «نورعلی». معنی «میر»: عربی
- میر سعید الدین ترکیبی از «میر» و «سعیدالدین». معنی «میر»: عربی
- میر عزیز اله ترکیبی از «میر» و «عزیزالله». معنی «میر»: عربی
- میر یعثوب ترکیبی از «میر» و «یعثوب». معنی «میر»: عربی
- میر یعقعوب ترکیبی از «میر» و «یعقعوب». معنی «میر»: عربی
- میر یقوب ترکیبی از «میر» و «یقوب». معنی «میر»: عربی
- میر کامل (احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
- میرمحرمعلی ترکیبی از «میر» و «محرمعلی». معنی «میر»: عربی
اسمهای مشابه میر
- ماه شرف ترکیبی از «ماه» و «شرف». معنی «ماه»: فارسی؛ ماه. معنی «شرف»: عربی؛ بزرگواری
- شاهعباس (احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «عباس» (شیر بیشه). معنی «عباس»: عربی
- شبل توله شیر [شبلی:از فقیهان بزرگ سنی]
- شبیب جوانمرد، صفت از ریشهی شبب (جوانی)
- شبلی بچهشیر؛ شبلی عارف نامدار سدهی سوم هجری
- شادعلی (احتمالی) از «شاد» و «علی». معنی «شاد»: بدون غم و اندوه
- شاکر سپاسگذار، اسم فاعل از ریشهی شکر
- شاهد آگاه، اسم فاعل از ریشهی عربی شهد (دیدن و مشاهده کردن) [از القاب خداوند]
- شادولت (احتمالی) از «شاه» و «دولت». معنی «دولت»: عربی؛ بخت و دولت
- شاهیده پارسا ، پرهیزکار ، نیکوکردار (برهان)
- شاه سلطان (احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «سلطان» (پادشاه). معنی «سلطان»: عربی
- شاه غلام (احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «غلام» (بنده). معنی «غلام»: عربی
اسم خواهر و برادر برای میر
اسمهایی که ریشهی مشترک با میر دارند و تعداد هجایشان نزدیک به آن است.
برای خواهر
پرسشهای رایج دربارهی میر
معنی اسم میر چیست؟
میر در منابع چند معنی دارد. در ویکیواژه: امیر، پادشاه؛ در پیشنهاد هوش مصنوعی: کوتاهشدهی «امیر» به معنی فرمانروا و سرور؛ در ایران و هند پیش از نام سیدها و بزرگان میآمد، چنانکه در «میرداماد» و «میرعماد». معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور.
میر دخترانه است یا پسرانه؟
میر اسمی پسرانه است.
ابجد میر چند است؟
ابجد کبیر میر ۲۵۰ و ابجد صغیر آن ۱۰ است.