رفتن به محتوا
نوزاد

۱۲۱ اسم

معنی اسم پسر با حرف ص، صفحه‌ی ۲

صفحه‌ی ۲ از ۳؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

صدیقعلی

(احتمالی) از «صدیق» (راستگو) و «علی». معنی «صدیق»: عربی

پسرانه عربی

صغیر علی

(احتمالی) از «صغیر» (کوچک) و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

صف علی

(احتمالی) از «صف» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

صفاء

پاک و بی غش شدن

پسرانه عربی

صفات الله

(احتمالی) ترکیبی از «صفات» و «الله» (خدا). معنی «صفات»: صفت‌ها

پسرانه

صفات اله

(احتمالی) ترکیبی از «صفات» و «اله» (خدا). معنی «صفات»: صفت‌ها، مجازاً آلودگی‌ها، ناپاکی ها

پسرانه

صفاعلی

از «صفا» و «علی». معنی «صفا»: عربی

پسرانه عربی

صفامحمد

(احتمالی) ترکیبی از «صفا» (پاکی

پسرانه عربی

صفت الله

(احتمالی) ترکیبی از «صفت» و «الله» (خدا). معنی «صفت»: جمع صفات

پسرانه

صفت اله

(احتمالی) ترکیبی از «صفت» و «اله» (خدا). معنی «صفت»: جمع صفات

پسرانه

صفت علی

(احتمالی) ترکیبی از «صفت» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «صفت»: جمع صفات

پسرانه عربی

صفدر

«شکننده‌ی صف‌ها»؛ لقب علی بن ابی‌طالب

پسرانه عربی، فارسی

صفدرعلی

از «صفدر» (صف‌شکن) و «علی». معنی «صفدر»: عربی و فارسی

پسرانه فارسی، عربی

صفدرقلی

(احتمالی) از «صفدر» (صف‌شکن) و «قلی». معنی «صفدر»: عربی و فارسی

پسرانه فارسی، عربی، ترکی

صفر

ماه دوم سال قمری، از ریشه‌ی اصفار (خالی شدن مردم از مکه برای سفر)

پسرانه عربی

صفر طواق

(احتمالی) ترکیبی از «صفر» و «طواق» (احتمالا یعنی خروس). معنی «صفر»: عربی

پسرانه عربی، ترکمنی

صفر مراد

(احتمالی) ترکیبی از «صفر» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «صفر»: عربی

پسرانه عربی

صفردردی

(احتمالی) از «صفر» و «دردی». معنی «صفر»: عربی

پسرانه عربی

صفرعلی

از «صفر» (ماه دوم قمری) و «علی». معنی «صفر»: عربی

پسرانه عربی

صفرقلی

ترکیبی از «صفر» و «قلی». معنی «صفر»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

صفرقلیچ

(احتمالی) از «صفر» و «قلیچ» (شمشیر). معنی «صفر»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

صفرمحمد

(احتمالی) از «صفر» و «محمد». معنی «صفر»: عربی

پسرانه عربی

صفری

(احتمالی) زاده ماه صفر

پسرانه عربی

صفوان

سنگ نرم، صاف، از ریشه‌ی صفو (صافی)

پسرانه عربی

صفوه اله

(احتمالی) برگزیده‌ی خدا؛ در زیارت‌نامه‌ها آدم ابوالبشر را «صفوة الله» خوانده‌اند

پسرانه عربی

صفی الله

از «صفی» به معنی برگزیده و «الله»

پسرانه عربی

صفی اله

برگزیده‌ی خدا؛ لقب آدم

پسرانه

صفی داد

(احتمالی) از «صفی» و «داد». معنی «صفی»: عربی؛ برگزیده. معنی «داد»: قانون، عدالت، انصاف

پسرانه عربی

صفی یار

(احتمالی) ترکیبی از «صفی» و «یار» (یار و دوست). معنی «صفی»: عربی؛ برگزیده. معنی «یار»: فارسی؛ یار

پسرانه عربی، فارسی

صفیار

(احتمالی) از «صفی» و «یار». معنی «صفی»: عربی؛ برگزیده. معنی «یار»: فارسی؛ یار

پسرانه عربی، فارسی

صفیالدین

برگزیده دین؛ نام شیخ صفی اردبیلی

پسرانه عربی

صفیر علی

(احتمالی) ترکیبی از «صفیر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «صفیر»: بانگ و فریاد. سوت. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

صفیعلی

از «صفی» و «علی». معنی «صفی»: عربی

پسرانه عربی

صلاح

درستی و بهبود، صفت از ریشه‌ی صلح [صلاح الدین ایوبی:سردار مسلمان]

پسرانه عربی

صلاحالدین

نیکی دین؛ نام صلاح‌الدین ایوبی

پسرانه عربی

صلح

شاخه [پسر ارفخشد]

پسرانه عبری

صلح الدین

(احتمالی) ترکیبی از «صلح» و «الدین» (دین). معنی «صلح»: عربی

پسرانه عبری

صمد

پاینده، از ریشه‌ی عربی صمد (پایداری و استواری) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

صمد باقر

(احتمالی) ترکیبی از «صمد» و «باقر» (شکافنده دانش). معنی «صمد»: عربی

پسرانه عربی

صمد حسن

(احتمالی) ترکیبی از «صمد» و «حسن» (نیکو). معنی «صمد»: عربی

پسرانه عربی

صمد حلیم

ترکیبی از «صمد» و «حلیم». معنی «صمد»: عربی

پسرانه عربی

صمدعلی

(احتمالی) از «صمد» (بی‌نیاز) و «علی». معنی «صمد»: عربی

پسرانه عربی

صمصام

شمشیر تیز و محکم

پسرانه عربی

صنعان

نام شیخ صنعان در منطق‌الطیر عطار

پسرانه عربی

صنعت اله

(احتمالی) ترکیبی از «صنعت» و «اله» (خدا). معنی «صنعت»: عربی؛ هنر

پسرانه عربی

صورت حسین

(احتمالی) ترکیبی از «صورت» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «صورت»: عربی

پسرانه عربی

صورتعلی

(احتمالی) از «صورت» (چهره) و «علی». معنی «صورت»: عربی

پسرانه عربی

صوفی

پیرو یکی از فرقه‌های تصوف

پسرانه عربی

صولتعلی

(احتمالی) از «صولت» (شکوه) و «علی». معنی «صولت»: عربی

پسرانه عربی

صهیب

سرخیِ آمیخته به سپیدی، لقب شیر، اسم تصغیر از ریشه‌ی صهب [از صحابه]

پسرانه عربی

صیاح

ترانه‌خوان، اسم فاعل از ریشه‌ی صیح (آواز، بانگ)

پسرانه عربی

صیاد

شکارچی

پسرانه عربی

صیام

به معنای روزه گرفتن و روزه. واژه‌ی «صیام» در قرآن در آیه‌ی «کُتِبَ عَلَیکُمُ الصّیام» (بقره، ۱۸۳) آمده است

پسرانه عربی

صید اکبر

(احتمالی) ترکیبی از «صید» و «اکبر» (بزرگ‌تر). معنی «صید»: شکار کردن. معنی «اکبر»: عربی

پسرانه عربی

صید جعفر

(احتمالی) ترکیبی از «صید» و «جعفر» (نهر و رود). معنی «صید»: شکار کردن. معنی «جعفر»: عربی

پسرانه عربی

صید حسین

(احتمالی) ترکیبی از «صید» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «صید»: شکار کردن. معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

صید موسی

(احتمالی) ترکیبی از «صید» و «موسی» (نام پیامبر

پسرانه عبری

صید میرزا

(احتمالی) ترکیبی از «صید» و «میرزا» (امیرزاده). معنی «صید»: شکار کردن. معنی «میرزا»: فارسی

پسرانه فارسی

اسم دختر با حرف ص (۱۰۶ اسم)