خانه اسم پسر حرف پ صفحهی ۲ با همین حرف، بر اساس ریشه
آراسته، خجسته و شاد
پسرانه / فارسی
شاید pe-dam . نام پسر رامیار یکی از موبدان پارسی هند در ٣٠٠ سال پیش پرات pa-rât در اوستا pa-ra-ta . در فرهنگ کانکا .نام پدر پرشتک"Pa از نخستین ییرا Sa اشوزرتشت که در بند ع٩ فروردین یشت ار او یاد شده
پسرانه
یا پرشند par-shand به معنی نبردکننده. نام پسر کندر و در بند١٢٣ فروردین یشت
پسرانه
(احتمالی) پرفام؛ رنگارنگ
پسرانه / فارسی
(احتمالی) صورتی از «ابراهیم». معنی «ابراهیم»: عبری
پسرانه / عبری
(احتمالی) از «پرتو» و «تاش»؛ معنای دقیق روشن نیست. معنی «پرتو»: فارسی؛ روشنی و تابش
پسرانه / فارسی
درفش؛ نماد سربلندی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) داده پری
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «پرسیا» (پارس). معنی «پرسیا»: لاتین
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «پرشیا» (پارس)
پسرانه / انگلیسی
تاریخ پارس، تاریخ ایرانباستان، نام کتابی که کتسیاسکیندی تألیف نمودهاست
پسرانه
(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست
پسرانه / اوستایی
یا پرشت کو par-shat-gav به معنی دارنده کاوهای سفید و سیاه. ١-نام پسر پرات در بند ٩فروردین یشت ٢- نام بهدینی در بند١٢٧ فروردین یشت
پسرانه
«Persian» به معنی پارسی و ایرانی
پسرانه / انگلیسی
نام برادر شاه فریدون پیشدادی و همچنین نام گاوی که از شیرش شاه فریدون بزرگ شد و بدین روی فریدون را کاودایه هم گویند (شاهنامه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شکل دیگری از «پردیس». معنی «پردیس»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «پرنیان»
پسرانه / فارسی
پیروزمند، از ریشهی اوستاییِ اوپریویجه (فاتح، پیروز) و
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «پرویز» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «پرویز»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
بر وزن فرجام که تازی شده آن برهام یا براهیم یا ابراهیم میباشد . (برهان)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) یارِ پریگونه
پسرانه / فارسی
این اصطلاح به نژاد پریان بویژه جنس مؤنث آن اشاره دارد
پسرانه / فارسی
نام پسر کیکاوس به معنی بلند بالا
پسرانه
(احتمالی) پری بلندبالا
پسرانه / فارسی
پژمرده، اندوهگین؛ نام پهلوانی تورانی در شاهنامه
پسرانه / فارسی
گیاهی است خودرو و خوشبو مانند اسفناج که خام و پخته آن را میخورند
پسرانه / فارسی
بازتاب صدا
پسرانه / فارسی
(احتمالی) پژواک، بازتاب صدا
پسرانه / فارسی
(احتمالی) تاج گل
پسرانه / فارسی
یار پسندیده
پسرانه / فارسی
اخگر (به کردی: پشکو)
پسرانه / کردی
مرد جنگی . نام یکی از دشمنان کی گشتاسب به نوشته بند ١٠٩ آبان یشت
پسرانه / فارسی
فاتحِ جنگ، از ریشهی پهلویِ پِشَنَه (برنده) [پدر افراسیاب و شاه توران]
پسرانه / فارسی
کسی که تنِ خود را به خدا پیشکش کرده است، از
پسرانه / فارسی
در اوستا «کوی پیسینه» و در شاهنامه «کیپشین»، یکی از چهار پسر کیقباد و برادر کیکاووس
پسرانه / فارسی
از «پطروس» (Petros) به معنی سنگ و صخره. پطرس
پسرانه / یونانی
صورتی از «بلاش»
پسرانه / فارسی
همان بلاش است
پسرانه / فارسی
(احتمالی) پناه بر خدا
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «پناه» و «علی»
پسرانه / عربی
(احتمالی) یعنی دارای پناه
پسرانه / ترکی
(احتمالی) پناهنده
پسرانه / فارسی
کسی که پنج کاتها او را نجات داده . نام پسر ماهیار که نام او در سنگ نبشته کوه کنهری دیده میشود
پسرانه
از «پنج» و «علی»
پسرانه / عربی
ترکیب «پنجه» و «علی»
پسرانه
فکر ,اندیشه
پسرانه / فارسی
نام پسر مارتین که در کتیبه کعبه زردشت از وی نام بر ده شده و در زمان بابک میزیسته (٥١ ساسانی)
پسرانه
(احتمالی) از «پور» و «سام»
پسرانه / فارسی
برگردان فارسی «ابنسینا» با «پور» به معنی پسر. در ایران گاه برای یاد کردن از ابوعلی سینا
پسرانه / فارسی
در اوستا «پوروشَسپ» (Pourušaspa)
پسرانه / فارسی
پورنگ احتمالا از دو بخش پور-انگ شکل گرفته ولی در فرهنگ لغات فارسی چنین واژهای وجود ندارد
پسرانه / فارسی
قبلی
۱ ۲ ۳
بعدی
اسم دختر با حرف پ (۱۵۱ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.