رفتن به محتوا
نوزاد

۶۵۲ اسم

معنی اسم پسر با حرف ع، صفحه‌ی ۶

صفحه‌ی ۶ از ۱۱؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

عزیزمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «عزیز» (گرامی) و «محمد» (ستوده). معنی «عزیز»: عربی

پسرانه عربی

عزیزمراد

ترکیبی از «عزیز» و «مراد». معنی «عزیز»: عربی

پسرانه عربی

عزیزی

(احتمالی) منسوب به عزیز

پسرانه عربی

عسکر

لشکر [لقب امام یازدهم]

پسرانه عربی

عسکر علی

(احتمالی) ترکیبی از «عسکر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «عسکر»: عربی

پسرانه عربی

عسکر محمد

(احتمالی) ترکیبی از «عسکر» و «محمد» (ستوده). معنی «عسکر»: عربی

پسرانه عربی

عسگر

شکل فارسی‌شده‌ی «عسکر» به معنای سپاه و لشکر. خود واژه‌ی عربی «عسکر» را برگرفته از فارسی «لشکر» می‌دانند

پسرانه عربی

عسگر محمد

(احتمالی) ترکیبی از «عسگر» و «محمد» (ستوده). معنی «عسگر»: عربی

پسرانه عربی

عسگرعلی

(احتمالی) از «عسگر» (سپاه) و «علی». معنی «عسگر»: عربی

پسرانه عربی

عسگری

منسوب به «عسکر» به معنی لشکرگاه. امام هادی و امام حسن عسکری(ع) چون در محله‌ی نظامی سامرا زیر نظر بودند «عسکریین» خوانده شدند

پسرانه عربی

عشقعلی

(احتمالی) از «عشق» و «علی». معنی «عشق»: منسوب به عاشق

پسرانه عربی

عشقی

(احتمالی) منسوب به عشق

پسرانه عربی

عشن

تنومند و انبوه و نیر ومند (برهان

پسرانه

عصام

بند، ریسمان، طناب؛ (2- به مجاز) حفظ، نگه داری؛ (3- به مجاز) شرافت و شخصیت اکتسابی

پسرانه عربی

عصامالدین

صورت دیگری از نوشتن «عصام‌الدین»

پسرانه عربی

عصمت الله

(احتمالی) ترکیبی از «عصمت» و «الله» (خدا). معنی «عصمت»: عربی

پسرانه عربی

عصمت اله

ترکیبی از «عصمت» و «الله». معنی «عصمت»: عربی

پسرانه عربی

عصمت بگم

(احتمالی) ترکیبی از «عصمت» و «بگم» (بانو

پسرانه عربی، فارسی

عصمت علی

(احتمالی) ترکیبی از «عصمت» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «عصمت»: عربی

پسرانه عربی

عضدالدین

بازو و پشتیبان دین. از لقب‌های دوره‌ی اسلامی است

پسرانه عربی

عضدالملک

از «عضد» (بازو) و «ملک» (کشور

پسرانه عربی

عطا

بخشش، از ریشه‌ی عطی

پسرانه عربی

عطا الرحمن

(احتمالی) ترکیبی از «عطا» و «الرحمن» (بخشنده

پسرانه عربی

عطا قربان

(احتمالی) از «عطا» و «قربان». معنی «عطا»: عربی؛ بخشش. معنی «قربان»: عربی؛ فدا؛ عید قربان

پسرانه عربی

عطا قلی

(احتمالی) ترکیبی از «عطا» و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

عطا مراد

(احتمالی) ترکیبی از «عطا» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «عطا»: عربی

پسرانه عربی

عطاالله

ترکیبی از «عطا» و «الله». معنی «عطا»: عربی

پسرانه عربی

عطاء

بخشش

پسرانه عربی

عطاءاله

ترکیبی از «عطا» و «الله». معنی «عطا»: عربی

پسرانه عربی

عطابخش

(احتمالی) بخشش‌بخش، بخشنده

پسرانه فارسی، عربی

عطابگ

(احتمالی) از «عطا» (بخشش) و «بگ». معنی «عطا»: عربی؛ بخشش

پسرانه عربی

عطاجان

(احتمالی) از «عطا» (بخشش) و «جان». معنی «عطا»: عربی

پسرانه عربی، عبری

عطاحسین

(احتمالی) از «عطا» (بخشش) و «حسین». معنی «عطا»: عربی

پسرانه عربی

عطادردی

(احتمالی) از «عطا» و «دردی». معنی «عطا»: عربی

پسرانه عربی

عطاره

(احتمالی) عطرفروش (زن)

پسرانه عربی

عطاقلیچ

(احتمالی) از «عطا» و «قلیچ» (شمشیر). معنی «عطا»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

عطامحمد

از نام‌های مرکب (، عطا و محّمد

پسرانه عربی

عطاوردی

(احتمالی) از «عطا» و «وردی» (داد)

پسرانه ترکی

عطوف

مهربان، مشف

پسرانه

عطیة الله

ترکیبی از «عطیه» و «الله». معنی «عطیه»: عربی

پسرانه عربی

عظما

جِ عظیم ؛ بزرگان

پسرانه

عظیم

سترگ، بزرگ، صفت از ریشه‌ی عظم (بزرگی) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

عظیم بردی

(احتمالی) ترکیبی از «عظیم» و «بردی» (داد

پسرانه عربی، ترکی

عظیم خان

(احتمالی) ترکیبی از «عظیم» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

عظیم قلی

(احتمالی) ترکیبی از «عظیم» و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

عظیم محمد

(احتمالی) ترکیبی از «عظیم» و «محمد» (ستوده). معنی «عظیم»: عربی

پسرانه عربی

عفیف

پرهیزگار، پاکدامن

پسرانه

عقیل

عاقل، از ریشه‌ی عقل [برادر حضرت علی]

پسرانه عربی

عقیلعلی

(احتمالی) از «عقیل» (خردمند) و «علی». معنی «عقیل»: عربی

پسرانه عربی

علا

بلندی مقام و مرتبه، بزرگی، رفعت

پسرانه عربی

علا الدین

صورت دیگری از نوشتن «علاءالدین» به معنی بلندی و شکوه دین

پسرانه عربی

علاء

بزرگی، شرف، بلندی

پسرانه عربی

علام

جوان

پسرانه عبری

علام محمد

(احتمالی) ترکیبی از «علام» و «محمد» (ستوده). معنی «علام»: عبری

پسرانه عبری، عربی

علایی

(احتمالی) منسوب به علا؛ بلندمرتبه

پسرانه عربی

اسم دختر با حرف ع (۱۴۳ اسم)