خانه اسم پسر حرف م صفحهی ۲ با همین حرف، بر اساس ریشه
آشکار و روشنکننده؛ قرآن خود را «کتاب مبین» خوانده است
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مبین» و «رضا» (خشنودی). معنی «مبین»: عربی
پسرانه / عربی
پرهیزکار، اسم فاعل از ریشهی تقی
پسرانه / عربی
کسی که به دیگری اعتماد میکند، اسم فاعل از ریشهی وکل [از خلفای عباسی]
پسرانه / عربی
«هدیهی خدا»؛ متی از حواریون عیسی
پسرانه / عبری
نیرومند، استوار، صفت از ریشهی متن (استواری)
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «متین» و «رضا» (خشنودی). معنی «متین»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) همسایه
پسرانه / عربی
جهاد کننده، اسم فاعل از ریشهی جهد
پسرانه / عربی
برگزیده؛ لقب امام حسن
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مجتبی» و «حسن» (نیکو). معنی «مجتبی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مجتبی» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «مجتبی»: عربی
پسرانه / عربی
بزرگی، بزرگوا
پسرانه / عربی
مایهی شکوه و بزرگی دین. از لقبهای رایج دورهی اسلامی است
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «مجد» (بزرگی) و «راد». معنی «مجد»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
بختیار، کامروا
پسرانه / عربی
پاسخگو، صفت از ریشهی جوب (پاسخ دادن)
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مجیب» و «الرحمان» (بخشنده
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مجیب» و «الرحمن» (بخشنده
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مجیب» و «الله» (خدا). معنی «مجیب»: عربی
پسرانه / عربی
بلندمرتبه، صفت از ریشهی مجد (بزرگی، عظمت) [از القاب خداوند]
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «الرحمان» (بخشنده
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «باقر» (شکافنده دانش). معنی «مجید»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «حاجی» (زائر خانهی خدا). معنی «مجید»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «صالح». معنی «مجید»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «عرب» (عرب). معنی «مجید»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «الدین» (دین). معنی «مجید»: عربی؛ بزرگوار؛ از نامهای خدا
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «اله» (خدا). معنی «مجید»: عربی؛ بزرگوار؛ از نامهای خدا
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «امیر» (فرمانروا و سرور). معنی «مجید»: عربی
پسرانه / عربی
از نام های مرکب، ، مجید و رضا
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مجید»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «کاظم» (فروبرنده خشم). معنی «مجید»: عربی
پسرانه / عربی
از «مُجیر» به معنی پناهدهنده و «الدین»
پسرانه / عربی
محبت ورزنده به کسی یا به چیزی، دوست دارنده، دوستدار؛ (2- در تصوف) دوستدار خداوند، سالک
پسرانه / عربی
دوستدار و دوست دارندهی خدا
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «محب» و «الله» (خدا). معنی «محب»: (عربی) (1- در قدیم) محبت ورزنده به کسی یا به چیزی، دوست دارنده، دوستدار؛ (2- در تصوف) دوستدار خداوند، سالک. معنی «الله»: نام خداوند در قرآن؛ بخشی از اذان و نماز
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «محب» و «اله» (خدا). معنی «محب»: (عربی) (1- در قدیم) محبت ورزنده به کسی یا به چیزی، دوست دارنده، دوستدار؛ (2- در تصوف) دوستدار خداوند، سالک
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «محبت» و «الله» (خدا). معنی «محبت»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «محبت» و «اله» (خدا). معنی «محبت»: عربی؛ دوستی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «محبت» و «علی». معنی «محبت»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «محبوب» و «الدین» (دین). معنی «محبوب»: عربی؛ دوستداشتنی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «محبوب» و «الله» (خدا). معنی «محبوب»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «محبوب» و «علی». معنی «محبوب»: عربی
پسرانه / عربی
باشکوه، از ریشهی حشم
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «محجمد» و «رضا» (خشنودی). معنی «رضا»: عربی
پسرانه / عربی
اسم فاعل از «تحدیث»
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «محرم» و «مصلی». معنی «محرم»: عربی
پسرانه / عربی
جای نماز پیشوا در مسجد؛ نام پهلوانی در داستانها
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «محراب» و «الدین» (دین). معنی «محراب»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «محراب» و «علی». معنی «محراب»: عربی
پسرانه / عربی
«مُحَرَّم» به معنای حرامداشته و دارای حرمت
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «محرم» و «نجد». معنی «محرم»: عربی
پسرانه / عربی
از «محرم» و «علی». معنی «محرم»: عربی
پسرانه / عربی
زیبا، نیکو، از ریشهی عربی حسن
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «محسن» (نیکوکار) و «الدین» (دین). معنی «محسن»: عربی؛ نیکوکار؛ نام فرزند امام علی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «محسن» (نیکوکار) و «اله» (خدا). معنی «محسن»: عربی؛ نیکوکار؛ نام فرزند امام علی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «محسن» (نیکوکار) و «امیر» (فرمانروا و سرور). معنی «محسن»: عربی
پسرانه / عربی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶
بعدی
اسم دختر با حرف م (۶۰۰ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.