(احتمالی) ریشه آن روشن نیست
پسرانه / فارسی
بزرگ و سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بهتر
پسرانه / فارسی
هدایت شده، صفت از ریشهی هدی
پسرانه / عربی
نام پسر، کهتر آنر، یازدهمین نیای دستور آذرکیوان . = از نامهای از یاد رفته
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «مهد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مهد»: گهواره
پسرانه / عربی
هدایتشده؛ لقب امام دوازدهم شیعیان
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایتشده) و «امین». معنی «مهدی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایتشده) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «مهدی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایتشده) و «رحیم» (مهربان). معنی «مهدی»: عربی
پسرانه / عربی
از نامهای مرکب (، مهدی و رضا
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایتشده) و «شادی» (شادمانی). معنی «مهدی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایتشده) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مهدی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایتشده) و «فرشید» (روشنایی خورشید). معنی «مهدی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایتشده) و «محمد» (ستوده). معنی «مهدی»: عربی
پسرانه / عربی
یاور مهدی؛ (به مجاز) دوستدار و محب مهدی منتظر قائم آل محّمد(ع)
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) یار مهدی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایتشده) و «پارسا». معنی «مهدی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایتشده) و «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایتشده) و «صالح». معنی «مهدی»: عربی
پسرانه / عربی
از «مهدی» و «قلی». معنی «مهدی»: عربی
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) از «مهدی» و «قمی». معنی «مهدی»: عربی؛ هدایتشده؛ لقب امام دوازدهم شیعیان
پسرانه / عربی
(احتمالی) پیراسته دین
پسرانه / عربی
نام مردی که برزنی ماه نام عاشق بوده و داستان مهر و ماه مشهور است برهان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «مهر» و «علی». معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «آراد». معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «آرتا». معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «آزما». معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
آفریننده ی مهر و محبت و دوستی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «آمین». معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی، عبری
(احتمالی) ترکیبی از «مهراب» و «الدین» (دین). معنی «مهراب»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهراب» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «مهراب»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مهراب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مهراب»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «ابی». معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
مهاراجه، عنوان هر یک از افراد طبقه ای ممتاز در هند، شاه، امیر
پسرانه / سانسکریت
نام پدر الیاس پیغمبر(ع)
پسرانه / عبری
(احتمالی) ترکیب «مهر» و «اسپند»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «اصغر». معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «الدین» (دین). معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «الله» (خدا). معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «اله» (خدا). معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
نام سردودمان خاندان مهران، یکی از هفت خاندانهای نامی دوران ساسانیان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «مهران» و «تاج» (تاج). معنی «مهران»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «مهران» و «فر» (شکوه). معنی «مهران»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) سرور مهر
پسرانه / فارسی
مهر والا؛ نام آتشکده «آذر برزین مهر»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شکل دیگری از «مهریاد» یا «مهراد». معنی «مهریاد»: فارسی
پسرانه / فارسی
جوینده مهر
پسرانه / فارسی
جوینده مهر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «پویان». معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) مهر
پسرانه / فارسی، ترکی
جوینده مهر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) مهرخو، مهربانخوی
پسرانه / فارسی
میتروخورشید. نام پسر آذرماهان
پسرانه
داده مهر (ایزد مهر)؛ نام چند پادشاه اشکانی از جمله مهرداد دوم
پسرانه / فارسی
اسم دختر با حرف م (۶۰۰ اسم)