جمع «مظهر»؛ جلوهها
پسرانه / عربی
پیروزمند؛ مظفرالدین شاه قاجار که فرمان مشروطه را امضا کرد
پسرانه / عربی
پیروزی دین؛ نام مظفرالدینشاه قاجار
پسرانه / عربی
از «مظفر» و «علی». معنی «مظفر»: عربی
پسرانه / عربی
محل آشکار شدن، اسم مکان از ریشهی ظهر (ظهور)
پسرانه / عربی
(احتمالی) رستاخیز
پسرانه / عربی
پناه بر خدا. این عبارت در قرآن از زبان یوسف (ع) آمده است (سورهی یوسف، آیهی ۲۳)
پسرانه / عربی
جمع «مِعرَج» به معنی نردبانها و پلههای بالا رفتن؛ «المعارج» نام سورهی هفتادم قرآن است
پسرانه / عربی
نگاه دارنده از گناه، اسم فاعل از ریشهی عصم [از خلفای عباسی]
پسرانه / عربی
یاری کننده، یاری گیرنده
پسرانه / عربی
کسی که مورد اعتماد
پسرانه / عربی
منسوب به «مَعَد» پسر عدنان، که در تبارنامههای عرب نیای قبیلههای عرب شمالی شمرده میشود
پسرانه / عربی
نردبان؛ سفر آسمانی پیامبر
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «معراج» و «الدین» (دین). معنی «معراج»: عربی؛ نردبان؛ سفر آسمانی پیامبر
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «معراج» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «معراج»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «معرفت» و «الله» (خدا). معنی «معرفت»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «معرفت» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «معرفت»: عربی
پسرانه / عربی
نامدار؛ نام معروف کرخی، عارف
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «معروف» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «معروف»: عربی
پسرانه / عربی
زمینِ سخت و محکم، شکست ناپذیر
پسرانه / عربی
«ارجمندکنندهی دین»
پسرانه / عربی
عزیز، گرامی؛ 2- بزرگوار و ارجمند (زن)
پسرانه / عربی
بیگناه، اسم مفعول از ریشهی عصم
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «معصوم» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «معصوم»: عربی
پسرانه / عربی
عطاکننده، بخشنده
پسرانه / عربی
بزرگ داشته شده، بزرگوار
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «معظم» و «اله» (خدا). معنی «معظم»: عربی؛ بزرگداشته
پسرانه / عربی
ترکیبی از «معظم» و «حمزه». معنی «معظم»: عربی
پسرانه / عربی
کلانسال، کسی که زیاد عمر کند، اسم فاعل از ریشهی عمر
پسرانه / عربی
(احتمالی) بازگرداننده
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «معید» و «الدین» (دین). معنی «معید»: عربی؛ بازگرداننده
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «معید» و «رضا» (خشنودی). معنی «معید»: عربی
پسرانه / عربی
یاریگر، کمک کننده، یاور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «معین» و «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / عربی
ترکیبی از «معین» و «رضا». معنی «معین»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «معین» و «شاه» (پادشاه). معنی «معین»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) شکل دیگری از «معین» یا «مینا». معنی «معین»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
یاور دین؛ نام خواجه معینالدین چشتی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «مغان» و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
آمرزیده شده. مورد عفو قرار گرفته شده. بخشوده شده
پسرانه
به فریاد رسنده، یاری کنند. اغثنا
پسرانه
برتری داده شده، افزون کرده
پسرانه / عربی
سودمند، صفت از ریشهی فید (فایده)
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مفید» (سودمند) و «الدین» (دین). معنی «مفید»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) جایگاه دین
پسرانه / عربی
خوشبخت، خوشاقبال
پسرانه / عربی
قادر، توانا
پسرانه / عربی
بسیار قطع کننده، از ریشه کَننده، صفت از ریشهی قد
پسرانه / عربی
پاک و پاکیزه
پسرانه / عربی
پیشتاز، پیشرو، صفت از ریشهی قدم [از القاب خداوند]
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مقدم» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مقدم»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مقصد» و «اله» (خدا). معنی «مقصد»: عربی؛ آهنگ
پسرانه / عربی
آنچه کسی قصد انجام آن را دارد، منظور، مقصد
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مقصود» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مقصود»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ماندگار
پسرانه / عربی
(احتمالی) «بغهبازو» به معنای بازوی خدا
پسرانه / فارسی
اسم دختر با حرف م (۶۰۰ اسم)