(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست
پسرانه
یاریخواسته؛ از نامهای خدا
پسرانه / عربی
بلند برآمده
پسرانه / عربی
نیکبخت، اسم مفعول از ریشهی سعد (خوشبختی) [شاه غزنوی]
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مسعود» و «اله» (خدا). معنی «مسعود»: عربی؛ نیکبخت؛ نام سلطان مسعود غزنوی
پسرانه / عربی
از نام های مرکب، ه مسعود و رضا
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مسعود» و «محمد» (ستوده). معنی «مسعود»: عربی
پسرانه / عربی
نام پسر بغدوست کا دست ه خشایارشاه وی را به فرمانداری "دریسک برگزید
پسرانه
مسلمان؛ نام مسلم بن عقیل، فرستاده امام حسین
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مسلم» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مسلم»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «مسلم» و «عوض». معنی «مسلم»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مسود» و «صادق» (راستگو). معنی «مسود»: سید
پسرانه / عربی
(احتمالی) منسوب به «مسعود»
پسرانه
(احتمالی) نام یار امام علی (مسیب)
پسرانه / عربی
لمس شده توسط خداوند، تقدیس شده، برگرفته از لقب کوروش در تورات:מְ שִׁ יחוֹ֮
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مسیح» و «الدین» (دین). معنی «مسیح»: عبری؛ مسحشده؛ لقب عیسی
پسرانه / عبری
مسیح؛ کنایه از زندهکننده
پسرانه / عبری
از نامهای کمیاب امروزی زردشتیان
پسرانه
علاقهمند، صفت از ریشهی شوق
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مشتاق» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مشتاق»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) کوتاهشده «مشهدی». معنی «مشهدی»: از مردم مشهد
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «مشد» و «قلی» (بنده
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «مشد» و «محمد» (ستوده). معنی «مشد»: احتمالا کوتاهشده «مشهدی». معنی «محمد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) کوتاهشده «مشهدی»؛ کسی که به زیارت مشهد رفته است. معنی «مشهدی»: از مردم مشهد
پسرانه
مهربان، مهربانی کننده
پسرانه
(احتمالی) منسوب به «مشک». بونصر مشکان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مشک» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مشک»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
شکل دیگر «مشکات» به معنای چراغدان یا طاقچهای که چراغ در آن نهند. این واژه در آیهی نور (نور، ۳۵) آمده است
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مشهد» و «بردی» (داد
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «مشهد» و «دردی» (ایستاد و ماند
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «مشهد» و «قلیچ» (شمشیر
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «مشهد» و «گلدی» (آمد، در ترکی). معنی «مشهد»: محل حاضر شدن مردم؛ محضر؛ محل حضور
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «مشهد» و «قلی» (بنده
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «مشهد» و «محمد» (ستوده). معنی «مشهد»: محل حاضر شدن مردم
پسرانه / عربی
آشکار، دیدهشده
پسرانه / عربی
از آب گرفته شده، از ریشهی عبری
پسرانه / عبری
نام نخستین مرد در اسطوره ایرانی
پسرانه / فارسی
آن که در کارها با او مشورت میکنند، مشورت کننده، رای زننده
پسرانه / عربی
راستگو، اسم فاعل از ریشهی صدق
پسرانه / عربی
برگزیده، اسم مفعول از ریشهی صفو
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مصطفی» و «عباس» (شیر بیشه). معنی «مصطفی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مصطفی» و «قلی» (بنده
پسرانه / عربی، ترکی
شتر نر سرکش، اسبی که زیر زین نرفته [مصعب بن عمیر:از صحابی]
پسرانه / عربی
آنکه با خیر اندیشی و نیکوکاری به مردم کمک میکند و مشکلات آنها را برطرف میسازد
پسرانه / عربی
اصلاحگر دین
پسرانه / عربی
صورتگر؛ از نامهای خدا
پسرانه / عربی
راستگو، اسم فاعل از ریشهی صوب (صواب)
پسرانه / عربی
(احتمالی) خواسته؛ عبدالمطلب پدربزرگ پیامبر
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مطلب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مطلب»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مطلق» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مطلق»: تمام
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مطیع» و «اله» (خدا). معنی «مطیع»: فرمان بردار، اطاعت - کننده
پسرانه
اسم دختر با حرف م (۶۰۰ اسم)