رفتن به محتوا
نوزاد

۱۵۱۲ اسم

معنی اسم پسر با حرف م، صفحه‌ی ۱۳

صفحه‌ی ۱۳ از ۲۶؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

مراد بگ

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «بگ» (بزرگ، در ترکی). معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

مراد نیک

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «نیک». معنی «مراد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

مرادبخش

برآورنده‌ی آرزو

پسرانه فارسی، عربی

مرادجان

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «جان» (جان و روان). معنی «مراد»: عربی

پسرانه عربی، عبری

مرادحاصل

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «حاصل». معنی «مراد»: عربی

پسرانه عربی

مرادحسن

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «حسن» (نیکو). معنی «مراد»: عربی

پسرانه عربی

مرادحسین

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «مراد»: عربی

پسرانه عربی

مرادخان

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

مراددردی

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «دردی» (ایستاد و ماند

پسرانه عربی

مرادرسول

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «رسول» (فرستاده). معنی «مراد»: عربی

پسرانه عربی

مرادعلی

از «مراد» و «علی». معنی «مراد»: عربی

پسرانه عربی

مرادقلی

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

مرادقلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «قلیچ». معنی «مراد»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

مرادگلدی

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «گلدی» (آمد، در ترکی). معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

مرادمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «محمد» (ستوده). معنی «مراد»: عربی

پسرانه عربی

مرادممد

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «ممد». معنی «مراد»: عربی

پسرانه عربی

مرتاح

بانشاط، شادان، مسرور

پسرانه

مرتضا

زود سجده کننده، سریع پیشانی به مُهر ساینده، بدون اراده

پسرانه عربی

مرتضی

برگزیده و پسندیده؛ لقب امام علی

پسرانه عربی

مرتضی خان

(احتمالی) ترکیبی از «مرتضی» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

مرتضی سهیل

(احتمالی) از «مرتضی» و «سهیل». معنی «مرتضی»: عربی

پسرانه عربی

مرتضی عبداله

(احتمالی) ترکیبی از «مرتضی» و «عبداله» (بنده‌ی خدا). معنی «مرتضی»: عربی

پسرانه عربی

مرتضی علی

ترکیبی از لقب و ناِم امیرالمؤمنین علی (ع) (، مرتضی و علی

پسرانه عربی

مرحمت الله

(احتمالی) ترکیبی از «مرحمت» و «الله» (خدا). معنی «مرحمت»: عربی

پسرانه عربی

مرد

یا : مردی mard1، نام پدر لشکری نامی بوده ٥٥٢٠٣ شهریاران گمنام

پسرانه

مرد تاج

(احتمالی) ترکیبی از «مرد» و «تاج» (تاج). معنی «مرد»: یا : مردی mard1

پسرانه فارسی

مرد قلی

(احتمالی) ترکیبی از «مرد» و «قلی» (بنده

پسرانه ترکی

مرد قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «مرد» و «قلیچ» (شمشیر

پسرانه ترکی

مرد گلدی

(احتمالی) ترکیبی از «مرد» و «گلدی» (آمد

پسرانه

مرداد

می‌را، در اصل از ریشه‌ی پهلوی امرداد به معنای نامیرا [نام پنجمین ماه سال]

پسرانه فارسی

مرداس

ابزار کشاورزی که برای صاف کردن زمین به کار می‌رود [نام پدر ضحاک]

پسرانه عربی، فارسی

مردافکن

نام یکی از بزرگان ایران ٢٥ داراب

پسرانه فارسی

مردان

نام داماد و خواهرزاده داریوش یکم. یونانی‌ها آن را mardanius نوشته‌اند مردانبه mar-dân-beh mar-tan-veh در پهلوی : مرتان وه در زمان ساسانیان نام بوده فرهنگک

پسرانه

مردان خوره

فرهمندیِ مردانه، برساخته از مردان و خوره /فرّه [از سرداران فریدون]

پسرانه فارسی

مردان فرخ

در پهلوی : مرتان فرخ نام پسر اهر مزدات و نویسنده کتاب پهلوی شکند گمانیک و جار

پسرانه

مرداویج

مرداویج پسر زیار

پسرانه فارسی

مردعلی

از «مرد» و «علی». معنی «مرد»: یا : مردی mard1

پسرانه عربی

مرزبان

از نام‌های زندة امروزی زرتشتیان

پسرانه فارسی

مرزعلی

(احتمالی) از «مرز» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

مرزوق

روزی داده شده

پسرانه

مرسل

فرستاده

پسرانه عربی

مرسلین

جمع «مُرسَل» به معنی فرستادگان و پیامبران. در قرآن عبارت «و سلامٌ علی المرسلین» آمده است (سوره‌ی صافات، آیه‌ی ۱۸۱)

پسرانه عربی

مرشد علی

(احتمالی) ترکیبی از «مرشد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مرشد»: عربی

پسرانه عربی

مرصاد

کمینگاه، گذرگاه

پسرانه عربی

مرغوبعلی

(احتمالی) ترکیبی از «مرغوب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مرغوب»: پسندیده

پسرانه عربی

مروان

صندوق، کمد لباس [آخرین خلیفه‌ی اموی]

پسرانه عربی

مروت

جوانمردی

پسرانه عربی

مروت الله

(احتمالی) ترکیبی از «مروت» و «الله» (خدا). معنی «مروت»: عربی

پسرانه عربی

مروتعلی

از «مروت» و «علی». معنی «مروت»: عربی

پسرانه عربی

مرید الله

(احتمالی) ترکیبی از «مرید» و «الله» (خدا). معنی «مرید»: عربی

پسرانه عربی

مرید حسین

(احتمالی) ترکیبی از «مرید» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «مرید»: عربی

پسرانه عربی

مریدعلی

(احتمالی) ترکیبی از «مرید» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مرید»: عربی

پسرانه عربی

مزدا

بزرگ

پسرانه اوستایی، کردی

مزدک

منسوب به مزدا، از ریشه‌ی پهلوی [پیامبر ایرانیِ عصر قباد ساسانی]

پسرانه اوستایی، فارسی

مزدیسنا

مزداپرست . نام پدر اوسَذْن، از بهدینان بند ١٢١ فروردین یشت

پسرانه

مزید

افزونی، زیادی، بسیاری، فراوانی؛ 2- زیاد شونده، زیاد، افزون؛ (3- به مجاز) باعث افزونی

پسرانه عربی

مزین

تزیین شده، آراسته[.این کلمه چنانچه ُمزَ یِن /mozayyen/تلفظ شود به معنی «آرایشگر» است]

پسرانه عربی

مس مغا

یا مْزُمغان. نام پسر وندا امید

پسرانه

اسم دختر با حرف م (۶۰۰ اسم)