خانه اسم پسر حرف م صفحهی ۱۳ با همین حرف، بر اساس ریشه
(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «بگ» (بزرگ، در ترکی). معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «نیک». معنی «مراد»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
برآورندهی آرزو
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «جان» (جان و روان). معنی «مراد»: عربی
پسرانه / عربی، عبری
(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «حاصل». معنی «مراد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «حسن» (نیکو). معنی «مراد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «مراد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «دردی» (ایستاد و ماند
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «رسول» (فرستاده). معنی «مراد»: عربی
پسرانه / عربی
از «مراد» و «علی». معنی «مراد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «قلی» (بنده
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «قلیچ». معنی «مراد»: عربی
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «گلدی» (آمد، در ترکی). معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «محمد» (ستوده). معنی «مراد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «ممد». معنی «مراد»: عربی
پسرانه / عربی
بانشاط، شادان، مسرور
پسرانه
زود سجده کننده، سریع پیشانی به مُهر ساینده، بدون اراده
پسرانه / عربی
برگزیده و پسندیده؛ لقب امام علی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مرتضی» و «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «مرتضی» و «سهیل». معنی «مرتضی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مرتضی» و «عبداله» (بندهی خدا). معنی «مرتضی»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از لقب و ناِم امیرالمؤمنین علی (ع) (، مرتضی و علی
پسرانه / عربی
از «مرتضی»
پسرانه / ترکی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مرحمت» و «الله» (خدا). معنی «مرحمت»: عربی
پسرانه / عربی
یا : مردی mard1، نام پدر لشکری نامی بوده ٥٥٢٠٣ شهریاران گمنام
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «مرد» و «تاج» (تاج). معنی «مرد»: یا : مردی mard1
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مرد» و «قلی» (بنده
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «مرد» و «قلیچ» (شمشیر
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «مرد» و «گلدی» (آمد
پسرانه
میرا، در اصل از ریشهی پهلوی امرداد به معنای نامیرا [نام پنجمین ماه سال]
پسرانه / فارسی
ابزار کشاورزی که برای صاف کردن زمین به کار میرود [نام پدر ضحاک]
پسرانه / عربی، فارسی
نام یکی از بزرگان ایران ٢٥ داراب
پسرانه / فارسی
نام داماد و خواهرزاده داریوش یکم. یونانیها آن را mardanius نوشتهاند مردانبه mar-dân-beh mar-tan-veh در پهلوی : مرتان وه در زمان ساسانیان نام بوده فرهنگک
پسرانه
فرهمندیِ مردانه، برساخته از مردان و خوره /فرّه [از سرداران فریدون]
پسرانه / فارسی
شاه مردان؛ لقب امام علی
پسرانه
در پهلوی : مرتان فرخ نام پسر اهر مزدات و نویسنده کتاب پهلوی شکند گمانیک و جار
پسرانه
مرداویج پسر زیار
پسرانه / فارسی
از «مرد» و «علی». معنی «مرد»: یا : مردی mard1
پسرانه / عربی
از نامهای زندة امروزی زرتشتیان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «مرز» و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
جمع «مُرسَل» به معنی فرستادگان و پیامبران. در قرآن عبارت «و سلامٌ علی المرسلین» آمده است (سورهی صافات، آیهی ۱۸۱)
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مرشد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مرشد»: عربی
پسرانه / عربی
کمینگاه، گذرگاه
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مرغوب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مرغوب»: پسندیده
پسرانه / عربی
صندوق، کمد لباس [آخرین خلیفهی اموی]
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مروت» و «الله» (خدا). معنی «مروت»: عربی
پسرانه / عربی
از «مروت» و «علی». معنی «مروت»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مرید» و «الله» (خدا). معنی «مرید»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مرید» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «مرید»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مرید» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مرید»: عربی
پسرانه / عربی
بزرگ
پسرانه / اوستایی، کردی
منسوب به مزدا، از ریشهی پهلوی [پیامبر ایرانیِ عصر قباد ساسانی]
پسرانه / اوستایی، فارسی
مزداپرست . نام پدر اوسَذْن، از بهدینان بند ١٢١ فروردین یشت
پسرانه
افزونی، زیادی، بسیاری، فراوانی؛ 2- زیاد شونده، زیاد، افزون؛ (3- به مجاز) باعث افزونی
پسرانه / عربی
تزیین شده، آراسته[.این کلمه چنانچه ُمزَ یِن /mozayyen/تلفظ شود به معنی «آرایشگر» است]
پسرانه / عربی
یا مْزُمغان. نام پسر وندا امید
پسرانه
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶
بعدی
اسم دختر با حرف م (۶۰۰ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.