رفتن به محتوا
نوزاد

۱۳۳ اسم

معنی اسم پسر با حرف ق، صفحه‌ی ۲

صفحه‌ی ۲ از ۳؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

قربانعلی

از «قربان» و «علی». معنی «قربان»: عربی

پسرانه عربی

قربانقلی

ترکیبی از «قربان» و «قلی». معنی «قربان»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

قربانقلیچ

(احتمالی) از «قربان» و «قلیچ» (شمشیر). معنی «قربان»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

قربانگل

(احتمالی) از «قربان» و «گل». معنی «قربان»: عربی؛ فدا؛ عید قربان. معنی «گل»: فارسی؛ گل

پسرانه عربی، فارسی

قربانگلدی

(احتمالی) قربان آمد؛ زاده عید قربان

پسرانه ترکمنی

قربانمراد

(احتمالی) از «قربان» و «مراد». معنی «قربان»: عربی؛ فدا؛ عید قربان. معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

قربتعلی

(احتمالی) از «قربت» (نزدیکی) و «علی». معنی «قربت»: قربة. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

قرجه

(احتمالی) سیاهک (قراجه)

پسرانه ترکی

قرداش

شکل دیگر نوشتاری «قارداش» (kardeş) به معنای برادر. در ترکی آذربایجانی برای خطاب دوستانه به هم‌ردیفان نیز به کار می‌رود

پسرانه ترکی

قرداشعلی

(احتمالی) برادرِ علی

پسرانه ترکی، عربی

قرض علی

(احتمالی) از «قرض» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

قرمان

نام شهری در جنوب آناتولی و نیز نام قرامانیان

پسرانه ترکی

قره بک

(احتمالی) «قره بک» یعنی بیگ سیاه، بیگ دلیر

پسرانه ترکی

قره بیک

(احتمالی) ترکیبی از «قره» و «بیک» (بزرگ

پسرانه

قره جه

(احتمالی) سیاهک (قراجه)

پسرانه ترکی

قره محمد

(احتمالی) ترکیبی از «قره» و «محمد» (ستوده). معنی «قره»: سیاه

پسرانه عربی

قره‌نی

(احتمالی) یعنی نی سیاه

پسرانه ترکی

قریب اله

(احتمالی) ترکیبی از «قریب» و «اله» (خدا). معنی «قریب»: عربی؛ نزدیک

پسرانه عربی

قریب حسین

(احتمالی) ترکیبی از «قریب» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «قریب»: عربی

پسرانه عربی

قریب رضا

(احتمالی) ترکیبی از «قریب» و «رضا» (خشنودی). معنی «قریب»: عربی

پسرانه عربی

قریب علی

(احتمالی) ترکیبی از «قریب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «قریب»: عربی

پسرانه عربی

قریش

کوسه‌ی کوچک، از کلمه‌ی آرامی کرشا כרשא یا محل جمع

پسرانه عربی

قسمت اله

(احتمالی) ترکیبی از «قسمت» و «اله» (خدا). معنی «قسمت»: عربی؛ قسمت، بخت

پسرانه عربی

قسمتعلی

(احتمالی) از «قسمت» و «علی». معنی «قسمت»: عربی

پسرانه عربی

قسیم

جمیل، زیبا

پسرانه

قصی

دوراندیش، به هدف رسیده، اسم تصغیرِ قصا

پسرانه عربی

قل محمد

(احتمالی) از «قل» (بنده) و «محمد»

پسرانه ترکمنی

قلچ تقان

(احتمالی) از «قلیچ» (شمشیر) و «تقان»

پسرانه ترکمنی

قلسم علی

(احتمالی) ترکیبی از «قلسم» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

قلی

بنده، برده

پسرانه ترکی

قلی نظر

(احتمالی) ترکیبی از «قلی» (بنده

پسرانه ترکی، عربی

قلی نیاز

(احتمالی) ترکیبی از «قلی» (بنده

پسرانه ترکی، فارسی

قلیچ

شمشیر

پسرانه ترکی

قلیچ تقان

(احتمالی) ترکیبی از «قلیچ» (شمشیر

پسرانه ترکی

قلیچ دردی

(احتمالی) ترکیبی از «قلیچ» (شمشیر

پسرانه ترکی

قلیچ محمد

(احتمالی) ترکیبی از «قلیچ» (شمشیر

پسرانه ترکی، عربی

قلیچ نفس

(احتمالی) ترکیبی از «قلیچ» (شمشیر

پسرانه ترکی، عربی

قلیچ نیاز

(احتمالی) ترکیبی از «قلیچ» (شمشیر

پسرانه ترکی، فارسی

قمار علی

(احتمالی) از «قمر» و «علی». معنی «قمر»: عربی

پسرانه عربی

قنبر

قنبر غلام و یار وفادار علی بن ابی‌طالب

پسرانه عربی

قنبرعلی

از «قنبر» و «علی». معنی «قنبر»: عربی

پسرانه عربی

قنداب

(احتمالی) آب قند

پسرانه فارسی

قندعلی

(احتمالی) از «قند» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

قندی گل

(احتمالی) ترکیبی از «قندی» (قندی

پسرانه فارسی

قوام

استواری، استحکام

پسرانه عربی

قوام الملک

به معنای استواری و پشتوانه‌ی کشور. لقبی دیوانی بود که در دوره‌ی قاجار به بزرگان خاندان قوام شیرازی داده می‌شد

پسرانه عربی

قوچ محمد

(احتمالی) از «قوچ» (دلیر) و «محمد»

پسرانه ترکی

قوچعلی

(احتمالی) از «قوچ» (دلیر) و «علی»

پسرانه ترکی، عربی

قوس الدین

(احتمالی) ترکیبی از «قوس» و «الدین» (دین). معنی «قوس»: کمان

پسرانه

قوس محمد

(احتمالی) ترکیبی از «قوس» و «محمد» (ستوده). معنی «قوس»: کمان. معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی

قوشلی

(احتمالی) پرنده‌دار

پسرانه ترکی

قول دردی

(احتمالی) ترکیبی از «قول» و «دردی» (ایستاد و ماند

پسرانه

قول محمد

(احتمالی) ترکیبی از «قول» و «محمد» (ستوده). معنی «قول»: جمع اقوال

پسرانه عربی

قول مراد

(احتمالی) ترکیبی از «قول» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «قول»: جمع اقوال

پسرانه عربی

قوی محمد

(احتمالی) از «قوی» و «محمد»

پسرانه ترکی

قویاش

(احتمالی) خورشید (گونش)

پسرانه ترکی

قهار

چیره؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

اسم دختر با حرف ق (۵۵ اسم)