خانه اسم پسر حرف ع صفحهی ۵ با همین حرف، بر اساس ریشه
نام پسر فر ه دشت از پادشاهان زنجیره
پسرانه
(احتمالی) بسیار عبادتکننده
پسرانه / عربی
(احتمالی) کوچکشده عبد؛ بنده
پسرانه / عربی
بنده، فرمانبردار، مطیع
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عبید» و «مهدی» (هدایتشده). معنی «عبید»: عربی
پسرانه / عربی
«بندهی کوچک خدا»؛ عبید زاکانی طنزپرداز نامدار سدهی هشتم
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «عبید» (بنده کوچک) و «علی». معنی «عبید»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عتی» و «اکبر» (بزرگتر). معنی «اکبر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عتی» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «حسین»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عتی» و «محمد» (ستوده). معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عتیق» و «الرحمن» (بخشنده
پسرانه / عربی
جوجه هوبره، بچه مار
پسرانه / عربی
نام یکی از اجداد پیامبر اسلام(ص) است که به فصاحت شهرت داشته
پسرانه / عربی
جاهای بلند، جاهای مرتفع
پسرانه / عربی
(احتمالی) یعنی بخت و کامیابی
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) از «عراز» و «طاغان»
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) ترکیبی از «عراز» (احتمالا یعنی بخت و کامیابی) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «عراز»: ترکمنی
پسرانه / ترکمنی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عراز» (احتمالا یعنی بخت و کامیابی) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «عراز»: ترکمنی؛ احتمالا یعنی بخت و کامیابی. معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته
پسرانه / ترکمنی، عربی
(احتمالی) از «عراز» و «دوردی»
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) از «عراز» و «قربان»
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) از «عراز» و «قلی»
پسرانه / ترکمنی
ترکیبی از «عراز» و «گل». معنی «عراز»: ترکمنی
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) از «عراز» و «محمد»
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) عرب
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عرب» و «شاه»
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عرب» (عرب) و «شیر» (شیر). معنی «عرب»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عرب» (عرب) و «محمد» (ستوده). معنی «عرب»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «عرب» و «علی». معنی «عرب»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «عرش» و «علی». معنی «عرش»: تخت
پسرانه / عربی
منسوب به عرش؛ آسمانی و بلندپایه
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) منسوب به عرش؛ آسمانی
پسرانه / عربی
(= عرفه) دشتی در حدود 21کیلومتری شرق مکه
پسرانه / عربی
خوب شناخته شده، مشهور، از ریشهی عرف
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عرفان» و «الدین» (دین). معنی «عرفان»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «عرفان» و «علی». معنی «عرفان»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «عروج» و «علی». معنی «عروج»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «عروج» و «قلی». معنی «عروج»: عربی
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «عریز» و «الله» (خدا). معنی «عریز»: موقع شوهر کردن دختری که دمهبخت باشد. معنی «الله»: نام خداوند در قرآن؛ بخشی از اذان و نماز
پسرانه
ارجمندی دین
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عزت» و «الدین» (دین). معنی «عزت»: عربی؛ ارجمندی
پسرانه / عربی
از «عزت» به معنی ارجمندی و سربلندی و «الله»
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «عزت» و «علی». معنی «عزت»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «عزت». معنی «عزت»: عربی؛ ارجمندی
پسرانه / عربی
(احتمالی) منسوب به عزت
پسرانه / عربی
(احتمالی) منسوب به عزت
پسرانه / عربی
«یاری»؛ عزرا کاهن و کاتب بنیاسرائیل
پسرانه / عبری
(احتمالی) تکرار «عزیز»؛ عزیزِ عزیز
پسرانه
عزیر، از پیامبران بنیاسرائیل که در قرآن یاد شده
پسرانه / عبری
زمینِ سخت و محکم، شکست ناپذیر
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عزیز» (گرامی) و «عباس» (شیر بیشه). معنی «عزیز»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عزیز» (گرامی) و «نظر» (نگاه). معنی «عزیز»: عربی
پسرانه / عربی
ارجمند در دین
پسرانه / عربی
ترکیبی از «عزیز» و «الله». معنی «عزیز»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «عزیز» و «بک» (بیگ). معنی «عزیز»: عربی؛ ارجمند؛ از نامهای خدا؛ لقب یوسف (عزیز مصر)
پسرانه / عربی
ترکیبی از «عزیز» و «بگ». معنی «عزیز»: عربی؛ ارجمند؛ از نامهای خدا؛ لقب یوسف (عزیز مصر)
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عزیز» (گرامی) و «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عزیز» (گرامی) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «عزیز»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عزیز» و «قلی». معنی «عزیز»: عربی
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) از «عزیز» و «کرم». معنی «عزیز»: عربی
پسرانه / عربی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱
بعدی
اسم دختر با حرف ع (۱۴۳ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.