رفتن به محتوا
نوزاد

۶۵۲ اسم

معنی اسم پسر با حرف ع، صفحه‌ی ۱۰

صفحه‌ی ۱۰ از ۱۱؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

علی یاور

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «یاور». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی یونس

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «یونس». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، عبری

علیاء

(احتمالی) بلندی، والایی

پسرانه عربی

علیار

(احتمالی) از «علی» و «یار»

پسرانه عربی، فارسی

علیاصغر

از «علی» و «اصغر»

پسرانه عربی

علیاکبر

از «علی» و «اکبر»

پسرانه عربی

علیب اشرف

(احتمالی) ترکیبی از «علیب» و «اشرف» (شریف‌تر). معنی «اشرف»: عربی؛ شریف‌تر، گرامی‌تر

پسرانه عربی

علی‌بابا

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «بابا» (پدر). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علیپاشا

از نام‌های مرکب، علی و پاشا

پسرانه عربی، ترکی

علیپور

(احتمالی) نام خانوادگی؛ پسرِ علی

پسرانه

علیث رضا

(احتمالی) ترکیبی از «علیث» و «رضا» (خشنودی). معنی «رضا»: عربی

پسرانه عربی

علیجانی

ترکیبی از «علی» و «جانی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علیحسین

از نام‌های مرکب

پسرانه عربی

علیخان

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

علیدوست

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «دوست» (دوست). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

علیراد

(احتمالی) از «علی» و «راد» (جوانمرد). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علیرام

(احتمالی) از «علی» و «رام». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علیرزا

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «رزا» (گل سرخ). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، لاتین

علیرضا

از «علی» و «رضا»

پسرانه عربی

علیزاده

ترکیبی از «علی» و «زاده». معنی «علی»: عربی

پسرانه فارسی

علیسا

(احتمالی) شکل دیگری از «الیسا». معنی «الیسا»: عبری؛ سوگند خدا

پسرانه عربی، فارسی

علیسینا

از نام‌های مرکب، ی علی و سینا

پسرانه عربی، فارسی

علیش

(احتمالی) کوتاه‌شده «علی‌شاه» یا «علیشا»

پسرانه

علیشان

(احتمالی) از «علی» و «شان» (شکوه). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

علیشاه

از «علی» و «شاه». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

علیشیر

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «شیر» (شیر). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

علیصالح

از نام‌های مرکب (، علی و صالح

پسرانه عربی

علیعرفان

(احتمالی) از «علی» و «عرفان» (شناخت). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

علیقلی

از «علی» و «قلی» (بنده). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

علیکرم

از «علی» و «کرم» (بخشش). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

علیگل

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «گل» (گل). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علیم

داننده، خردمند، صفت از ریشه‌ی عربی علم (دانش) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

علیمحمد

از نام‌های مرکب (، علی و محّمد

پسرانه عربی

علی‌محمد خان

(احتمالی) از «علی‌محمد» و «خان». معنی «خان»: ترکی

پسرانه ترکی

علی‌محمد علی

(احتمالی) از «علی‌محمد» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

علیمراد

از «علی» و «مراد». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

علیمیرزا

(احتمالی) از «علی» و «میرزا» (امیرزاده). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علینظر

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «نظر» (نگاه). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

علینقی

از نام‌های مرکب (، علی و نقی

پسرانه عربی

علیوردی

ترکیبی از «علی» و «وردی». معنی «علی»: عربی

پسرانه ترکی

عماد

ستون و تکیه‌گاه

پسرانه عربی

عمادحسین

(احتمالی) از «عماد» (تکیه‌گاه) و «حسین». معنی «عماد»: عربی

پسرانه عربی

عمادرضا

از نام‌های مرکب (، عماد و رضا

پسرانه عربی

عمادعلی

(احتمالی) از «عماد» (تکیه‌گاه) و «علی». معنی «عماد»: عربی

پسرانه عربی

عمادمحمد

ترکیبی از «عماد» و «محمد». معنی «عماد»: عربی

پسرانه عربی

عمار

آباد کننده، تعمیر کننده، از ریشه‌ی عمر (آبادی) [از صحابه]

پسرانه عربی

عمان الله

(احتمالی) ترکیبی از «عمان» و «الله» (خدا). معنی «عمان»: کهن‌ترین واژه زبان اکدی احتمالا برای معرفی قومی و سرزمینی با دریای بیکران که همان دریای عمان و خلیج فارس است. معنی «الله»: نام خداوند در قرآن؛ بخشی از اذان و نماز

پسرانه

عمان سعید

(احتمالی) ترکیبی از «عمان» و «سعید» (نیکبخت). معنی «عمان»: کهن‌ترین واژه زبان اکدی احتمالا برای معرفی قومی و سرزمینی با دریای بیکران که همان دریای عمان و خلیج فارس است. معنی «سعید»: عربی؛ نیکبخت

پسرانه عربی

عمان محمد

(احتمالی) ترکیبی از «عمان» و «محمد» (ستوده). معنی «عمان»: کهن‌ترین واژه زبان اکدی احتمالا برای معرفی قومی و سرزمینی با دریای بیکران که همان دریای عمان و خلیج فارس است. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

عمانوئیل

(احتمالی) شکل دیگری از «امانوئل»

پسرانه عبری

عمر

آبادگر، از ریشه‌ی عمران [خلیفه‌ی اول]

پسرانه عربی

عمران

آبادانی؛ نام پدر حضرت مریم و نام سوره آل عمران

پسرانه عبری

عمرانعلی

(احتمالی) از «عمران» (آبادانی) و «علی». معنی «عمران»: عربی

پسرانه عربی

عمرمحمد

(احتمالی) از «عمر» و «محمد». معنی «عمر»: (عربی) (اَعلام) (1) عمر ابن خطاب[:قرن اول هجری] دومین خلیفه‌ی مسلمانان [23 13- قمری] و صحابی پیامبر اسلام(ص)، که در زمان او ایران، شام، فلسطین و مصر به تصرف مسلمانان درآمد؛ (2) عمر ابن سهلان[:قرن 6هجری] دانشمند و فیلسوف ایرانی، مؤلف شرح رسالۀالطیر ابن سینا (ترجمه)، رسالۀالسنجریه، به فارسی و بصایر نصیریه، در منطق به عربی؛ (3) عمرابن عبدالعزیز: هشتمین خلیفه‌ی اموی [101 99- قمری]، که به پرهیزکاری و پیروی از سنت شهرت داشت، به اصلاح امور مالی پرداخت و نسبت به شیعیان بردباری در پیش گرفت؛ (4) عمر ابن فرحان[:قرن 1و 2هجری] اخترشناس، معمار و مترجم ایرانی، از مردم طبرستان، ساکن بغداد، از طراحان شهر بغداد و مترجم کتاب‌های پهلوی به عربی. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

عمرنبی

(احتمالی) از «عمر» و «نبی». معنی «عمر»: (عربی) (اَعلام) (1) عمر ابن خطاب[:قرن اول هجری] دومین خلیفه‌ی مسلمانان [23 13- قمری] و صحابی پیامبر اسلام(ص)، که در زمان او ایران، شام، فلسطین و مصر به تصرف مسلمانان درآمد؛ (2) عمر ابن سهلان[:قرن 6هجری] دانشمند و فیلسوف ایرانی، مؤلف شرح رسالۀالطیر ابن سینا (ترجمه)، رسالۀالسنجریه، به فارسی و بصایر نصیریه، در منطق به عربی؛ (3) عمرابن عبدالعزیز: هشتمین خلیفه‌ی اموی [101 99- قمری]، که به پرهیزکاری و پیروی از سنت شهرت داشت، به اصلاح امور مالی پرداخت و نسبت به شیعیان بردباری در پیش گرفت؛ (4) عمر ابن فرحان[:قرن 1و 2هجری] اخترشناس، معمار و مترجم ایرانی، از مردم طبرستان، ساکن بغداد، از طراحان شهر بغداد و مترجم کتاب‌های پهلوی به عربی. معنی «نبی»: عربی؛ پیامبر

پسرانه عربی

عمرو

زندگی؛ عمرو بن عاص، عمرو بن لیث صفاری

پسرانه عربی

عمود علی

(احتمالی) از «عمود» (ستون) و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

اسم دختر با حرف ع (۱۴۳ اسم)