رفتن به محتوا
نوزاد

۱۱۹ اسم

معنی اسم پسر با حرف ز، صفحه‌ی ۲

صفحه‌ی ۲ از ۲؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

زرین کمر

نام چهارمین نیای شهراکم از اسپهبدان تبرستان که در سال ٥٤٨ ه. ق. از جانب شاه اردشیر اسپهبد تبرستان به فرمانداری رویان رسید و نام پسرش بیستون است که بس از مرگ پدر در سال ١٠ء ه . ق. بر تخت نشست ٢٠ ٥ تبرستان ٩٩ + ٢ء فرزانگان

پسرانه

زرینار

(احتمالی) انار زرین

پسرانه فارسی

زریون

زرد رنگ

پسرانه فارسی

زعیم

رئیس، پیشوا، رهبر

پسرانه عربی

زکاء

(احتمالی) هوش و زیرکی

پسرانه عربی

زکریا

خدا به یاد آورد؛ نام پیامبر، پدر یحیی؛ نیز نام زکریای رازی

پسرانه عبری

زکی

پاکیزه، از ریشه‌ی زکی (تزکیه) [زکی یمانی:سیاستمدار عرب]

پسرانه عربی

زکی الدین

از «زکی» به معنی پاک و پارسا و «الدین»

پسرانه عربی

زکی الله

(احتمالی) ترکیبی از «زکی» و «الله» (خدا). معنی «زکی»: عربی

پسرانه عربی

زکی اله

(احتمالی) ترکیبی از «زکی» و «اله» (خدا). معنی «زکی»: عربی

پسرانه عربی

زلفعلی

از «زلف» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

زمان

زمان

پسرانه عربی

زمان الدین

(احتمالی) ترکیبی از «زمان» و «الدین» (دین). معنی «زمان»: عربی؛ زمان

پسرانه عربی

زمان الله

(احتمالی) ترکیبی از «زمان» و «الله» (خدا). معنی «زمان»: عربی

پسرانه عربی

زمان اله

(احتمالی) ترکیبی از «زمان» و «اله» (خدا). معنی «زمان»: عربی؛ زمان

پسرانه عربی

زمان محمد

(احتمالی) ترکیبی از «زمان» و «محمد» (ستوده). معنی «زمان»: عربی

پسرانه عربی

زمانعلی

(احتمالی) از «زمان» و «علی». معنی «زمان»: عربی

پسرانه عربی

زمران

(احتمالی) زمرد

پسرانه فارسی

زند

گزارش و شرح اوستا؛ نیز نام دودمان زندیه

پسرانه فارسی

زنده رزم

١- نام یکی از موبدان شریف آباد یزد در سال ٨٥٥ یزدگردی

پسرانه

زنده علی

(احتمالی) از «زنده» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

زنکیاب

در پهلوی زنکیاب zang-yap

پسرانه

زنگنه

زنگنه نام ایلی کرد در کرمانشاه

پسرانه کردی

زنگه

نام یکی از پهلوانان ایران باستان

پسرانه فارسی

زنون

از نام زئوس

پسرانه یونانی

زنیان

ژنیان. زینان. زینیان: تخمی است که آن را بر روی خمیر نان پاشند؛ نانخواه

پسرانه فارسی

زوارعلی

(احتمالی) از «زوار» (زائران) و «علی». معنی «زوار»: عربی

پسرانه عربی

زواره

زنده، جاندار، از ریشه‌ی پهلوی اوزوارگ (جاندار) [برادر رستم]

پسرانه فارسی

زوبین

از نام‌های زنده پارسیان هند و نام پسر کیکاوس

پسرانه فارسی

زوپیر

م پسر بغابوخش کابیز یکی از هفت همدستان داریوش در جنگ بابل که دماغ و گوش‌های خود را برید و نزد بابلی‌ها رفت وبا این فداکاری باعث فتح بابل شد ٥٥ پیرنیا

پسرانه فارسی

زوران

١- نام رقیب مهبود

پسرانه کردی

زهدی

(احتمالی) منسوب به زهد؛ پارسا

پسرانه عربی

زهرخان

(احتمالی) ترکیبی از «زهر» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه ترکی

زهید

پارسا

پسرانه عربی

زهیر

گل کوچک، اسم تصغیر از ریشه‌ی زهر (گل) [زهیر بن ابی سلمی:نام چند شاعر]

پسرانه عربی

زیاد

رشد، فزونی، از ریشه‌ی زید(زیاد شدن) [طارق ابن زیاد: جهانگشای مسلمان]

پسرانه عربی

زیادعلی

(احتمالی) از «زیاد» (افزون) و «علی». معنی «زیاد»: عربی

پسرانه عربی

زیار

١-نام پدر مردآویج و سردودمان زیاریان آل زیار که از سال ٣١٥ تا ٣٤٣ در گرگان و تبرستان فرمانروائی کردند

پسرانه فارسی

زیارتعلی

(احتمالی) از «زیارت» و «علی». معنی «زیارت»: دیدار کردن. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

زیب

آرایش، زینت

پسرانه

زیب اله

(احتمالی) ترکیبی از «زیب» و «اله» (خدا). معنی «زیب»: آرایش، زینت

پسرانه

زیبامحمد

(احتمالی) ترکیبی از «زیبا» و «محمد». معنی «زیبا»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

زیبر

صورتی از «زبیر». معنی «زبیر»: عربی؛ استوار؛ نام صحابی پیامبر

پسرانه عربی

زید

رشد، فزونی، از ریشه‌ی زید(زیاد شدن) [زید بن ثابت:از صحابه‌ی مشهور]

پسرانه عربی

زیدالله

(احتمالی) افزونی خدا

پسرانه عربی

زیداله

(احتمالی) از «زید» به معنی افزونی و فزونی و «الله»، یعنی فزونی و برکت از سوی خدا

پسرانه عربی

زیدان

از ریشه‌ی «زید» به معنای افزونی و فزونی یافتن. جرجی زیدان

پسرانه عربی

زیدعلی

از «زید» و «علی». معنی «زید»: عربی

پسرانه عربی

زیرک

باهوش، هوشیار

پسرانه فارسی

زیغری

نام پسر سئن sa-e-na = سینا که در بند ع١٢ فروردین یشت ستوده شده زیگ ZIK ١- نام یکی از سرداران بزرگ شاپور دوم که رومی‌ها آن را زیکس نوشته اند ٣ شاهنشاهی :|:١٢٥ ساسانیان ٢-نام یکی از هفت دودمان نامی روز کار ساسانیان (١٢٥ ساسانیان

پسرانه

زینال

صورت گفتاری «زین‌العابدین»

پسرانه

زینالدین

موجب آرایش دین؛ زینت دین

پسرانه عربی

زینالعابدین

زینت پرستشگران، از ریشه‌ی زین (زینت) [لقب امام چهارم]

پسرانه عربی

زیناوند

«زیناوند» در اوستا یعنی زیرک و هوشیار؛ لقب تهمورث

پسرانه فارسی

زینعلی

از «زین» (زینت) و «علی». معنی «زین»: این نام را شادروان پرفسور مارکوارت

پسرانه عربی

اسم دختر با حرف ز (۱۶۲ اسم)