رفتن به محتوا
نوزاد

۲۰۱ اسم

معنی اسم پسر با حرف د، صفحه‌ی ۳

صفحه‌ی ۳ از ۴؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

دریز

(احتمالی) ریشه آن روشن نیست

پسرانه فارسی

دژار

قلعه

پسرانه کردی

دژان

(احتمالی) یعنی دژ و استوار

پسرانه کردی

دست علی

(احتمالی) از «دست» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

دست گل

(احتمالی) دسته گل

پسرانه فارسی

دستان

لقب زال در شاهنامه؛ نیز به معنای نغمه و داستان

پسرانه فارسی

دستگیرعلی

(احتمالی) از «دستگیر» (یاری‌گر) و «علی». معنی «دستگیر»: کسی که دست دیگران را بگیرد

پسرانه عربی

دشمه

١- نام یکی از مبارزان ایرانی رهان ٢- نام نیای تخوار (شاهنامه

پسرانه

دعبل

نام دعبل بن علی خزاعی

پسرانه عربی

دکتر اکبر

(احتمالی) ترکیبی از «دکتر» و «اکبر» (بزرگ‌تر). معنی «دکتر»: کسی که بالاترین مراحل علمی را طی کرده و در رشته‌ای به درجة اجتهاد رسیده باشد. معنی «اکبر»: عربی؛ بزرگ‌تر؛ نام علی‌اکبر، پسر بزرگ امام حسین؛ «الله‌اکبر» یعنی خدا بزرگ‌تر است

پسرانه عربی

دلاور شریف

ترکیبی از «دلاور» و «شریف». معنی «دلاور»: فارسی؛ دلاور. معنی «شریف»: عربی؛ بزرگوار

پسرانه فارسی، عربی

دلاویژ

(احتمالی) نام گلی خوش‌بو

پسرانه کردی

دلایت

(احتمالی) ترکیبی از «دل» (دل) و «ایت». معنی «ایت»: به معنی سگ در گویش بهاری

پسرانه

دلبراحمد

(احتمالی) از «دلبر» و «احمد». معنی «دلبر»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

دلبیدار

(احتمالی) دل‌بیدار، آگاه

پسرانه فارسی

دلبین

(احتمالی) دل‌بین، روشن‌دل

پسرانه فارسی

دلجان

(احتمالی) ترکیبی از «دل» (دل) و «جان» (جان و روان). معنی «جان»: عبری

پسرانه عبری

دلخواه

خواسته دل، دلخواه

پسرانه فارسی

دلشید

(احتمالی) روشنی دل

پسرانه فارسی

دلمراد

ترکیبی از «دل» و «مراد». معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

دلنشین

خوش آیند، آن چه در دل نشیند

پسرانه

دلیر

شجاع

پسرانه کردی

دماوند

نام سرداری است در روزگار ساسانیان،از خانواده کاوسکان ٣ ساسانی

پسرانه فارسی

دمنحک

یا یمنگ ya-mang . نام پسر سام در بندهای ء٣٠_٣ فصل ٣١ نسخه هندی و فصل ٣٥ نسخه ایرانی بندهشن ١٠ ٢ کیانیان

پسرانه

دمور

آوازنرم و آهسته. نام یکی از خویشان افراسیاب و کشنده سیاوش

پسرانه فارسی

دمیر

«دمیر» در ترکی به معنی آهن است و نماد استواری. نام «تیمور» نیز صورت دیگری از همین واژه است

پسرانه ترکی

دودا

(احتمالی) نام قهرمان داستان بلوچی «دودا و سمی»

پسرانه بلوچی

دور محمد

(احتمالی) از «دور» (ماند) و «محمد»

پسرانه ترکمنی

دوراسرو

نام پسر منوچهر است در دینکرد

پسرانه

دوراسروت

نام پسر بر زونت در بند١١٩فروردین یشت

پسرانه

دوردی

(احتمالی) ایستاد و ماند (دوردی)

پسرانه ترکمنی

دوستعلی

ترکیبی از «دوست» و «علی»

پسرانه فارسی

دوستک

(احتمالی) دوست کوچک

پسرانه فارسی

دوستمحمد

ترکیبی از «دوست» و «محمد»

پسرانه فارسی

دوستمراد

ترکیبی از «دوست» و «مراد». معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

دوستی

(احتمالی) دوستی و مهر

پسرانه فارسی

دوستین

(احتمالی) نام دلداده‌ی شیرین در داستان بلوچی «شیرین و دوستین»

پسرانه بلوچی

دولت حسین

(احتمالی) ترکیبی از «دولت» (بخت و دولت) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «دولت»: عربی

پسرانه عربی

دولت صحت

(احتمالی) ترکیبی از «دولت» (بخت و دولت) و «صحت». معنی «دولت»: عربی؛ بخت و دولت. معنی «صحت»: صحة

پسرانه عربی

دولت گلدی

(احتمالی) ترکیبی از «دولت» (بخت و دولت) و «گلدی» (آمد، در ترکی). معنی «دولت»: عربی؛ بخت و دولت

پسرانه عربی

دولت محمد

(احتمالی) ترکیبی از «دولت» (بخت و دولت) و «محمد» (ستوده). معنی «دولت»: عربی

پسرانه عربی

دولت مراد

(احتمالی) ترکیبی از «دولت» (بخت و دولت) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «دولت»: عربی

پسرانه عربی

دولتیار

(احتمالی) یارِ دولت و بخت

پسرانه فارسی

دومان

به طوفان تعبیر شده اما در زبان بهاری مترادف مه است

پسرانه ترکی

ده آفرید

نام مردی بوده (ء١٠ تبرستان مرعشی)

پسرانه

دها

زیرکی، هوشمندی

پسرانه عربی

دهقان

کشاورز

پسرانه فارسی

دهناد

ر واج از نام‌های دساتیری است. به معنی - نظم و ترتیب

پسرانه فارسی

دهیار

(احتمالی) دهیار، سرپرست ده

پسرانه فارسی

دیااکو

صورتی از «دیاکو»

پسرانه فارسی

دیاب

(احتمالی) صورت گویشی «ذئاب» به معنی گرگ‌ها

پسرانه عربی

دیار

، سرزمین، کشور، موطن، زادگاه

پسرانه عربی

دیار علی

(احتمالی) ترکیبی از «دیار» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «دیار»: (عربی) (جمِع دار)

پسرانه عربی

دیارا

(احتمالی) آشکار، پیدا

پسرانه کردی

دیاکو

دیاکو بنیان‌گذار پادشاهی ماد که به روایت هرودوت با دادگری مردم را گرد آورد و شهر هگمتانه (همدان) را ساخت

پسرانه فارسی

دیانت الله

(احتمالی) ترکیبی از «دیانت» و «الله» (خدا). معنی «دیانت»: دیانة. معنی «الله»: نام خداوند در قرآن

پسرانه

اسم دختر با حرف د (۱۷۱ اسم)