خانه اسم پسر حرف د صفحهی ۳ با همین حرف، بر اساس ریشه
(احتمالی) ریشه آن روشن نیست
پسرانه / فارسی
(احتمالی) یعنی دژ و استوار
پسرانه / کردی
(احتمالی) از «دست» و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) دسته گل
پسرانه / فارسی
لقب زال در شاهنامه؛ نیز به معنای نغمه و داستان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «دستگیر» (یاریگر) و «علی». معنی «دستگیر»: کسی که دست دیگران را بگیرد
پسرانه / عربی
١- نام یکی از مبارزان ایرانی رهان ٢- نام نیای تخوار (شاهنامه
پسرانه
نام دعبل بن علی خزاعی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «دکتر» و «اکبر» (بزرگتر). معنی «دکتر»: کسی که بالاترین مراحل علمی را طی کرده و در رشتهای به درجة اجتهاد رسیده باشد. معنی «اکبر»: عربی؛ بزرگتر؛ نام علیاکبر، پسر بزرگ امام حسین؛ «اللهاکبر» یعنی خدا بزرگتر است
پسرانه / عربی
ترکیبی از «دلاور» و «شریف». معنی «دلاور»: فارسی؛ دلاور. معنی «شریف»: عربی؛ بزرگوار
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) نام گلی خوشبو
پسرانه / کردی
(احتمالی) ترکیبی از «دل» (دل) و «ایت». معنی «ایت»: به معنی سگ در گویش بهاری
پسرانه
(احتمالی) از «دلبر» و «احمد». معنی «دلبر»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) دلبیدار، آگاه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دلبین، روشندل
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «دل» (دل) و «جان» (جان و روان). معنی «جان»: عبری
پسرانه / عبری
خواسته دل، دلخواه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) روشنی دل
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «دل» و «مراد». معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته
پسرانه / عربی
خوش آیند، آن چه در دل نشیند
پسرانه
نام سرداری است در روزگار ساسانیان،از خانواده کاوسکان ٣ ساسانی
پسرانه / فارسی
یا یمنگ ya-mang . نام پسر سام در بندهای ء٣٠_٣ فصل ٣١ نسخه هندی و فصل ٣٥ نسخه ایرانی بندهشن ١٠ ٢ کیانیان
پسرانه
آوازنرم و آهسته. نام یکی از خویشان افراسیاب و کشنده سیاوش
پسرانه / فارسی
«دمیر» در ترکی به معنی آهن است و نماد استواری. نام «تیمور» نیز صورت دیگری از همین واژه است
پسرانه / ترکی
(احتمالی) نام قهرمان داستان بلوچی «دودا و سمی»
پسرانه / بلوچی
(احتمالی) از «دور» (ماند) و «محمد»
پسرانه / ترکمنی
نام پسر منوچهر است در دینکرد
پسرانه
نام پسر بر زونت در بند١١٩فروردین یشت
پسرانه
(احتمالی) ایستاد و ماند (دوردی)
پسرانه / ترکمنی
ترکیبی از «دوست» و «علی»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دوست کوچک
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «دوست» و «محمد»
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «دوست» و «مراد». معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته
پسرانه / عربی
(احتمالی) دوستی و مهر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نام دلدادهی شیرین در داستان بلوچی «شیرین و دوستین»
پسرانه / بلوچی
(احتمالی) ترکیبی از «دولت» (بخت و دولت) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «دولت»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «دولت» (بخت و دولت) و «صحت». معنی «دولت»: عربی؛ بخت و دولت. معنی «صحت»: صحة
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «دولت» (بخت و دولت) و «گلدی» (آمد، در ترکی). معنی «دولت»: عربی؛ بخت و دولت
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «دولت» (بخت و دولت) و «محمد» (ستوده). معنی «دولت»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «دولت» (بخت و دولت) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «دولت»: عربی
پسرانه / عربی
منسوب به «دولتشاه»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) یارِ دولت و بخت
پسرانه / فارسی
به طوفان تعبیر شده اما در زبان بهاری مترادف مه است
پسرانه / ترکی
نام مردی بوده (ء١٠ تبرستان مرعشی)
پسرانه
زیرکی، هوشمندی
پسرانه / عربی
ر واج از نامهای دساتیری است. به معنی - نظم و ترتیب
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دهیار، سرپرست ده
پسرانه / فارسی
صورتی از «دیاکو»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) صورت گویشی «ذئاب» به معنی گرگها
پسرانه / عربی
، سرزمین، کشور، موطن، زادگاه
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «دیار» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «دیار»: (عربی) (جمِع دار)
پسرانه / عربی
(احتمالی) آشکار، پیدا
پسرانه / کردی
دیاکو بنیانگذار پادشاهی ماد که به روایت هرودوت با دادگری مردم را گرد آورد و شهر هگمتانه (همدان) را ساخت
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «دیانت» و «الله» (خدا). معنی «دیانت»: دیانة. معنی «الله»: نام خداوند در قرآن
پسرانه
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴
بعدی
اسم دختر با حرف د (۱۷۱ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.