رفتن به محتوا
نوزاد

۳۲۶ اسم

معنی اسم پسر با حرف ح، صفحه‌ی ۴

صفحه‌ی ۴ از ۶؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

حسن یوسف

ترکیبی از «حسن» و «یوسف»

پسرانه عربی، عبری

حسنجان

(احتمالی) ترکیبی از «حسن» (نیکو) و «جان» (جان و روان). معنی «حسن»: عربی

پسرانه عربی، عبری

حسنعلی

از «حسن» و «علی». معنی «حسن»: عربی

پسرانه عربی

حسنقلی

(احتمالی) ترکیبی از «حسن» (نیکو) و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

حسنمراد

(احتمالی) ترکیبی از «حسن» (نیکو) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «حسن»: عربی

پسرانه عربی

حسون

(احتمالی) شکل دیگری از «حسن» (در گویش عربی). معنی «حسن»: عربی

پسرانه عربی

حسیب

محاسبه‌گر و بزرگوار، صفت از ریشه‌ی عربی حسب (حساب کردن) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

حسیبه

دارنده‌ی نام و شرف و بزرگی، زنِ شریف در اصل و نسب

پسرانه عربی

حسین

زیبا، نیکو، از ریشه‌ی عربی حسن

پسرانه عربی

حسین اصغر

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «اصغر». معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

حسین اکبر

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «اکبر» (بزرگ‌تر). معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

حسین بخش

(احتمالی) از «حسین» و «بخش»

پسرانه عربی

حسین بردی

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «بردی» (داد

پسرانه عربی، ترکی

حسین بهروز

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «بهروز». معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

حسین بیگ

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «بیگ» (بزرگ

پسرانه عربی

حسین پاشا

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «پاشا» (سرور

پسرانه عربی، ترکی

حسین خان

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

حسین داد

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «داد». معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

حسین دار

(احتمالی) از «حسین» و «دار». معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

حسین رحیم

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «رحیم» (مهربان). معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

حسین رضا

از نام‌های مرکب، حسین و رضا

پسرانه عربی

حسین سالار

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «سالار». معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

حسین عتی

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «عتی». معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

حسین فربد

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «فربد» (دارنده‌ی فر و شکوه). معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

حسین قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «قلیچ» (شمشیر

پسرانه عربی، ترکی

حسین محمد

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «محمد» (ستوده). معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

حسین ناصر

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «ناصر». معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

حسین نظری

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «نظری» (منسوب به نظر). معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

حسین هادی

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «هادی» (راهنما). معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

حسینجان

از «حسین» و «جان». معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی، عبری

حسینعباس

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «عباس» (شیر بیشه). معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

حسینعلی

از نام‌های مرکب، حسین و علی

پسرانه عربی

حسینقلی

از «حسین» و «قلی» (بنده). معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

حسینگل

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «گل» (گل). معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

حسینمراد

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

حسینمهدی

از «حسین» و «مهدی». معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

حسینی

(احتمالی) منسوب به «حسین»

پسرانه

حشمت علی

(احتمالی) ترکیبی از «حشمت» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «حشمت»: عربی

پسرانه عربی

حصین

جای محکم و استوار، اسم تصغیر از ریشه‌ی حصن

پسرانه عربی

حضرت الله

(احتمالی) ترکیبی از «حضرت» و «الله» (خدا). معنی «حضرت»: قرب

پسرانه

حضرت بردی

(احتمالی) ترکیبی از «حضرت» و «بردی» (داد

پسرانه ترکی

حضرت قولی

(احتمالی) «حضرت قلی» یعنی بنده حضرت

پسرانه ترکی

حضرتعلی

(احتمالی) از «حضرت» و «علی». معنی «حضرت»: قرب

پسرانه عربی

حضرتقلی

از «حضرت» و «قلی» (بنده). معنی «حضرت»: قرب

پسرانه ترکی

حفیظ

دارنده، کسی که حفظ کرده، صفت از ریشه‌ی حفظ

پسرانه عربی

حفیظ رحمان

ترکیبی از «حفیظ» و «رحمان». معنی «حفیظ»: عربی

پسرانه عربی

حق بردی

(احتمالی) «حق بردی» یعنی خدا داد

پسرانه ترکی

حق قلی

ترکیبی از «حق» و «قلی». معنی «قلی»: ترکی

پسرانه ترکی

حق نظر

(احتمالی) از «حق» و «نظر»؛ نگاه حق. معنی «نظر»: عربی؛ نگاه

پسرانه عربی

حق‌پرست

(احتمالی) حق‌پرست، خداپرست

پسرانه فارسی

حقدار

(احتمالی) سزاوار، دارای حق

پسرانه فارسی

حقعلی

(احتمالی) از «حق» (خدا

پسرانه عربی

حقمراد

ترکیبی از «حق» و «مراد». معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

حقوردی

(احتمالی) خدا داد (حق وردی)

پسرانه ترکی

حقویردی

(احتمالی) خدا داد (حق ویردی)

پسرانه ترکی

حکم الله

(احتمالی) ترکیبی از «حکم» و «الله» (خدا). معنی «حکم»: داوری

پسرانه

حکم اله

(احتمالی) ترکیبی از «حکم» و «اله» (خدا). معنی «حکم»: داوری، قضاوت. منشور، فرمان.‌امر، فرمایش

پسرانه

حکمت

دانش و فرزانگی

پسرانه عربی

اسم دختر با حرف ح (۱۵۸ اسم)