(احتمالی) از «حامد» (ستایشگر) و «علی». معنی «حامد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) منسوب به «حامد»
پسرانه
از «حا میم»
پسرانه / عربی
(احتمالی) پشتیبان
پسرانه / عربی
«حانون» از ریشهی «حنن»
پسرانه / عبری
نسبت به «حائر»
پسرانه / عربی
معشوقه، اسم فاعل از ریشهی حب
پسرانه / عربی
محبوب، از ریشهی حبب (دوست داشتن) [ابن حبان:مورخ و جغرافیدان عرب]
پسرانه / عربی
نام کهن سرزمین اتیوپی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حبی» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته
پسرانه / عربی
دوست، از ریشهی حبب (دوست داشتن)
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حبیب» و «احمد» (ستوده). معنی «حبیب»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حبیب» و «الرحمان» (بخشنده
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حبیب» و «الرحمن» (بخشنده
پسرانه / عربی
ترکیبی از «حبیب» و «الله»
پسرانه / عربی
ترکیبی از «حبیب» و «رحمان». معنی «حبیب»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حبیب» و «رضا» (خشنودی). معنی «حبیب»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حبیب» و «محمد» (ستوده). معنی «حبیب»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) پرده خدا
پسرانه / عربی
دلیل و برهان؛ لقب امام زمان (حجت)
پسرانه / عربی
دلیلِ خداوند. حجةالله
پسرانه / عربی
ترکیبی از «حجت» و «الله». معنی «حجت»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «حجت» (برهان) و «علی». معنی «حجت»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) منسوب به «حجت»
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «حجی» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «حجی»: سزاوار
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حجی» و «گلدی» (آمد، در ترکی). معنی «حجی»: سزاوار، شایسته
پسرانه
ترکیبی از «حجی» و «محمد». معنی «حجی»: سزاوار
پسرانه / عربی
قاطع و تندخو، صفت از ریشهی حدد (شدت، تندی) [لقب آهن]
پسرانه / عربی
اسب آزاد شده، جوجه کبوتر، بچهی آهوی ماده، استعاره است برای آزادگی، از ریشهی حرر
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «حُر» (آزاده) و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حرمت» و «الله» (خدا). معنی «حرمت»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حرمت» و «اله» (خدا). معنی «حرمت»: عربی؛ ارج و احترام
پسرانه / عربی
ترکیبی از «حرمت» و «علی». معنی «حرمت»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) آزادی، شایسته
پسرانه / عربی
گروه خدا و یاران او
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حس» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «حس»: دریافتن
پسرانه / عربی
شمشیر تیز و برنده
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حسام» و «الین» (روشنایی). معنی «حسام»: عربی
پسرانه / عربی، یونانی
(احتمالی) ترکیبی از «حسام» و «رضا» (خشنودی). معنی «حسام»: عربی
پسرانه / عربی
مزین کننده [حسان بن ثابت:مداح حضرت محمد]
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حسان» و «اله» (خدا). معنی «حسان»: عربی؛ نیکوکار؛ نام حسان بن ثابت، شاعر پیامبر
پسرانه / عربی
زیبا، نیکو، از ریشهی عربی حسن
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حسن» (نیکو) و «بگ» (بزرگ
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حسن» (نیکو) و «پهلوان». معنی «حسن»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حسن» (نیکو) و «جلال». معنی «حسن»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حسن» (نیکو) و «جهان». معنی «حسن»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «حسن» و «حقگو». معنی «حسن»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حسن» (نیکو) و «خلیل». معنی «حسن»: عربی
پسرانه / عربی
از نام های مرکب، حسن و رضا
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «حسن» و «صدرالدین». معنی «حسن»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حسن» (نیکو) و «طالبی». معنی «حسن»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حسن» (نیکو) و «غلام» (بنده). معنی «حسن»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حسن» (نیکو) و «فربد» (دارندهی فر و شکوه). معنی «حسن»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حسن» (نیکو) و «گلی». معنی «حسن»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حسن» (نیکو) و «محمد» (ستوده). معنی «حسن»: عربی
پسرانه / عربی
اسم دختر با حرف ح (۱۵۸ اسم)