(احتمالی) دادبین، دادگر
پسرانه / فارسی
نویسنده کتاب زردشت افشار . نام پدرش هوش آئین و از شاگردان موبد کیخسرو
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دادجو، دادخواه
پسرانه / فارسی
از «داد» به معنی داده و بخشیده و «علی»
پسرانه / فارسی
دارای فرّ و داد
پسرانه / فارسی
داد فرخنده
پسرانه / فارسی
فروزنده داد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آفریننده داد
پسرانه / فارسی
داد دهنده، عادل. یکی از صفات باری تعالی
پسرانه / فارسی
نام پسر زرمهر دومین پادشاه خاندان ررمهری تبرستان که از سال ٥٥٧تا٥٧٣ میلادی پادشاه تبرستان بود ( ٥:ل|١٩٧ تبرستان ٢
پسرانه / فارسی
نامدار به دادگری
پسرانه / فارسی
داور، دادگر
پسرانه / فارسی
نام یکی از ایرانیان (ابنای) یمن در صدر اسلام که همراه فیروز دیلمی در برانداختن اسود عنسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دادگر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) درخت بلوط
پسرانه / فارسی
دارنده، از ریشهی پارسی داشتن
پسرانه / فارسی، کردی
دارنده، از ریشهی پارسی داشتن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دارنده
پسرانه / فارسی
نام یکی از سرداران خسروپرویز
پسرانه / فارسی
دارنده جاودانگی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «دارا»
پسرانه / فارسی
از شهریاران پارس در روزگار سلوکیها
پسرانه / فارسی
(احتمالی) یعنی دارنده و بخشنده
پسرانه / فارسی
صورتی از «داریوش». معنی «داریوش»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
صورتی از «داریوش». معنی «داریوش»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
دارندهی نیکی [از شاهان هخامنشی]
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «دارا»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دارنده شادی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دامن، پناه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دامن
پسرانه / فارسی
دارای عقل و تجربه، خردمند، عاقل، دارای علم و آگاهی، عالم، علیم
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دلدانا، آگاه
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «دانا» و «مهر». معنی «دانا»: فارسی
پسرانه / فارسی
نام خاندانی است تورانی، که در بند ٣٨ . فروردین یشت ونیز بند ٧٣آبان یشت از آن نامبرده شد
پسرانه / فارسی
یادوانوش و دیانوش هم گفته اند . نام کسی که عذرا معشوق وامق را بفروخت
پسرانه / فارسی
(احتمالی) یارِ دانا
پسرانه / فارسی
نام موبدی است همزمان واز مریدان دستور آذرکیوان . نویسنده کتاب دارای
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دادخواه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «داور» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «داور»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
بیرق، پرچم، علم
پسرانه / فارسی
(احتمالی) یعنی درمانبخش
پسرانه / فارسی
مروارید پادشاهی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «درویش» و «بگ» (بزرگ، در ترکی). معنی «درویش»: فارسی؛ پارسا و وارسته از دنیا
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «درویش» و «عباس» (شیر بیشه). معنی «درویش»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «درویش» و «محمد» (ستوده). معنی «درویش»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «درویش» و «علی». معنی «درویش»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
دریادل، بخشنده و دلیر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «دریا». معنی «دریا»: فارسی؛ دریا؛ کنایه از بخشش و فراخی دل
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «دریا» و «قلی». معنی «دریا»: فارسی
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) از «دریا». معنی «دریا»: فارسی؛ دریا؛ کنایه از بخشش و فراخی دل
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ریشه آن روشن نیست
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دسته گل
پسرانه / فارسی
قبلی
- ۱
- …
- ۱۸
- ۱۹
- ۲۰
- …
- ۴۴
بعدی
اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)