خانه اسم پسر فارسی صفحهی ۱۸ اسم فارسی بر اساس حرف اول
(احتمالی) یار خرد، خردمند
پسرانه / فارسی
نام پدر موبد برزین رام که در سده هفتم هجری میزیسته کک: خورزا
پسرانه / فارسی
خشنود، شادمان
پسرانه / فارسی
سرسبز، شاداب و باطراوت؛ نیز شاد و خوشحال
پسرانه / فارسی
از «خرم» (شاد) و «علی». معنی «خرم»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
بانگ، فریاد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «خزر»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «خسرو» و «الدین» (دین). معنی «خسرو»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «خسرو» و «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / فارسی
نام یکی از پادشاهان بزرگ و خبرساز دوران ساسانیان که عاقبت در زندان توسط فردی بینام و نشان بنام زادفرخ کشته شد
پسرانه / فارسی
زادهی خسرو، شاهزاده
پسرانه / فارسی
نام موبدی است در روزگار ساسانیان
پسرانه / فارسی
نام یکی ازسر داران ایرانی در زمان شاه گشتاسب
پسرانه / فارسی
نام یکی از شاهان هخامنشی
پسرانه / فارسی
ولیعهد داریوشبزرگ که جانشین او گشت و تا اراضی شرق اروپا کشورگشایی نمود
پسرانه / فارسی
خشنودکننده
پسرانه / فارسی
خوشحال، راضی و شادمان
پسرانه / فارسی
«خطایی» تخلص شاه اسماعیل یکم صفوی بود که دیوان شعری به ترکی آذربایجانی دارد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «خوبان». معنی «خوبان»: فارسی؛ نیکوان، زیبارویان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) خواجه، سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه
پسرانه / فارسی، ترکمنی
(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه، سرور) و «گلدی» (آمد، در ترکی). معنی «خوجه»: فارسی؛ خواجه، سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شکل دیگری از «خرداد». معنی «خرداد»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
١-نام یکی از پسران خسروپرویز ساسانی ٢- نام نیای شهراکم اسپهبد تبرستان ٣-نام دومین استندار پادوسپانی١٠٥-٧٥ ٣- نام برادر پادشاه خوارزم، در سده هشتم مجری ٥- نام پدر مو بد برزین رام ٣٢فرزانگان ء- نام زندانبانی است (م ازیار
پسرانه / فارسی
از نامهای زندة امروزی زردشتیان
پسرانه / فارسی
نام یکی ازسر داران شاه کیخسرو که یکی از دهات اصفهان بنام او نامگذاری شده
پسرانه / فارسی
(احتمالی) خوشساعت، خوشقدم
پسرانه / فارسی
نام پسر ابو السوار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) خوشآواز
پسرانه / فارسی
دارای زندگی راحت و با رفاه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) خوشنژاد
پسرانه / فارسی
خوشمنش، نیکسرشت
پسرانه / فارسی
دوست و یار شاد و شادمان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نام پهلوانی در شاهنامه
پسرانه / فارسی
در اوستا «خونیرث» و در پهلوی «خونیرس»
پسرانه / فارسی
نیکاندیش، خیرخواه
پسرانه / فارسی
نام یکی از فرمانداران پارسی کاپادوکیه
پسرانه / فارسی
داد و قانون
پسرانه / فارسی
آفریده ،داده شده؛ [پهلوان رویین تن ایرانی و پسر گشتاسپ]
پسرانه / فارسی
از افراد متشخص و احتمالا مادی که در آثار هرودوت یا دیگران مانند کتسیاس و کزنفون منقول است
پسرانه / فارسی
نام پسر سام پسر به آفرید سیستان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دادگر
پسرانه / فارسی
نگهبان داد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دادبخش، دادگر
پسرانه / فارسی
نام ابن مقفع بیش از اسلام آوردن
پسرانه / فارسی
قبلی
۱ … ۱۷ ۱۸ ۱۹ … ۴۴
بعدی
اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.