نرسی، پادشاه ساسانی؛ از «نریوسنگ» ایزد پیامآور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نرم
پسرانه / فارسی
مردانه، از ریشهی پارسی نَری (نرینه، مرد) و مان (پسوند نسبت) [از پهلوان شاهنامه]
پسرانه / اوستایی، فارسی
نام یکی از سرداران خسرو پرویز
پسرانه / فارسی
١-نام یکی ازسر داران منوچهر (برهان ٢- نام پهلوانی از لشکر فریدون : سپهدار چون غارن رزم زن چو شاپور و نستوه شمشیرزن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شکل دیگری از «نسیم». معنی «نسیم»: عربی؛ نسیم
پسرانه / عربی، فارسی
متعالی ساختن؛ [آخرین شاه بابل]
پسرانه / فارسی، عربی
نعمت
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نقره» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نقره»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
دارای نقش، نقشدار
پسرانه / عربی، فارسی
نکیسا نوازنده دربار خسروپرویز
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نگهدار، نگهبان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نگینچهره
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نگین» و «رخ» (چهره). معنی «نگین»: فارسی؛ نگین انگشتر، گوهر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نگین» و «زهرا» (درخشان). معنی «نگین»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
ظاهر، هویدا، آشکار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آرزوی نو
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نواب» و «پاکرو» (پاکروی). معنی «نواب»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
١- از نامهای دوران ساسانی . ٢- نام ستاره شناس نامی دوران منصور و از مردم اهواز
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نوبر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نوبر»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نوبهار» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نوبهار»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) تازه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نوجوان
پسرانه / فارسی
نام پسر منوچهر یکی از پادشاهان کیانی که پس از او به سلطنت رسید و به دست افراسیاب گرفتار شد و با بیشتر سران لشکر کشته شد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) روشنیانگیز
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «پرور» (پرورشدهنده). معنی «نور»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
نور خدا
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «دوستی» (دوستی و مهر). معنی «نور»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «زاد». معنی «نور»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
نو رسیده، جوان
پسرانه / فارسی
نور زرین
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «گل» (گل). معنی «نور»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «ماه» (ماه). معنی «نور»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) روشن، نورانی
پسرانه / فارسی، عربی
نام بهدینی است که در سال ٨٨٠ یزدگردی در یزد میزیسته ٢٤ فرزانگان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نوروز» و «اکرم» (بزرگوارتر). معنی «نوروز»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نوروز» و «گلدی» (آمد
پسرانه / فارسی
از «نوروز» و «علی». معنی «نوروز»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نوروز» و «قلی» (بنده
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «نوروز» و «محمد» (ستوده). معنی «نوروز»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
ژاپنی؛ قانون
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) روشنان
پسرانه / عربی، فارسی
نوعی کاج، صنوبر
پسرانه / فارسی
از نامهای زندة امروزی زرتشتیان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نوشاد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نوشاد»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) آفرین جاودان
پسرانه / فارسی
به شادی زائیده شده
پسرانه / فارسی
صورتی از «انوشیروان». معنی «انوشیروان»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بچهآهو
پسرانه / مازندرانی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نوید» و «اله» (خدا). معنی «نوید»: فارسی؛ مژده، خبر خوش
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نوید» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «نوید»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
از نامهای مرکب، م نوید و رضا
پسرانه / فارسی، عربی
دارای حالت یا کیفیت نو، جدید
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «نوین»؛ نو و تازه. معنی «نوین»: فارسی؛ نو
پسرانه / فارسی
صورتی از «انوشیروان». معنی «انوشیروان»: فارسی
پسرانه / کردی، فارسی
قبلی
- ۱
- …
- ۳۹
- ۴۰
- ۴۱
- …
- ۴۴
بعدی
اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)