(احتمالی) نیای دلیر
پسرانه / فارسی
نام یکی از سرداران خسرو پرویز
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نیا» (نیا) و «راد». معنی «نیا»: درخواست از کسی برای نیامدن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نیاز» (نیاز
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نیاز» (نیاز
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نیاز» (نیاز
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «نیاز» (نیاز
پسرانه / فارسی، ترکی
ترکیبی از «نیاز» و «گلدی». معنی «نیاز»: فارسی؛ نیاز
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «نیا» و «سا» (مانند)؛ یعنی نیامانند، همانند نیاکان. نام کمکاربرد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نیامانند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نیک
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از تبار نیاکان
پسرانه / فارسی
مردانه، از ریشهی پارسی نَری (نرینه، مرد) و مان (پسوند نسبت) [از پهلوان شاهنامه]
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نیک» و «بخش» (بخشیده). معنی «نیک»: فارسی؛ نیک
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نیک» و «محمد» (ستوده). معنی «نیک»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «نیک»
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) نیکآرا، آراسته به نیکی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نیکآهنگ، خوشآهنگ
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نیکآیین، نیککردار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نیکا» (نیکو، خوب) و «دل» (دل). معنی «نیکا»: فارسی؛ نیکو
پسرانه / فارسی
(احتمالی) افروزنده نیکی
پسرانه / فارسی
نام پدر اتویان ٢٠ سیستان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نیک» و «بخت» (بخت و اقبال). معنی «نیک»: فارسی؛ نیک
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نیکتر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نیکبین، خوشبین
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نیکخواه، خیرخواه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نیکداد، داده نیک
پسرانه / فارسی
(احتمالی) همانند نیکی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نیک» و «سیما» (چهره). معنی «نیک»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نیک و شاد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نیکنام، خوشرنگ
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نیک و باشکوه
پسرانه / فارسی
دارای آبرو و اعتبار اجتماعی، خوشنام
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نیک و جوانمرد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نیکو» و «مهر» (مهر و دوستی). معنی «نیکو»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) یاد نیک
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نیک» و «یار» (یار و دوست). معنی «نیک»: فارسی؛ نیک. معنی «یار»: فارسی؛ یار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نیلیرنگ
پسرانه / فارسی
همان نیلو فر است از روی دوست داشتن میگویند
پسرانه / فارسی، کردی
نام یکی از دانشمندان
پسرانه / مازندرانی، فارسی
(احتمالی) دلیر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دلیر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دلیر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بنیاد
پسرانه / فارسی
الهه نگهبان باد باران در ایران باستان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «واد» و «یار» (یار و دوست). معنی «یار»: فارسی؛ یار
پسرانه / فارسی
واسپوهران، عنوان و لقب شاهزادهای که قرار بود بعد از شاه جانشین او گردد، ولیعهد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «والا» و «رضا» (خشنودی). معنی «والا»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «والا» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «والا»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) والاگوهر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «والا» و «یار» (یار و دوست). معنی «والا»: فارسی
پسرانه / فارسی
قبلی
- ۱
- …
- ۴۰
- ۴۱
- ۴۲
- …
- ۴۴
بعدی
اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)