(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
پسرانه / فارسی
امیرزاده، بزرگ مرتبه، شکل کوتاه شدهی امیر زاده است
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «میرزا» (امیرزاده) و «امین». معنی «میرزا»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «میرزا» (امیرزاده) و «بابا» (پدر). معنی «میرزا»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «میرزا» (امیرزاده) و «باقر» (شکافنده دانش). معنی «میرزا»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «میرزا» (امیرزاده) و «رحیم» (مهربان). معنی «میرزا»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «میرزا» (امیرزاده) و «رضا» (خشنودی). معنی «میرزا»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «میرزا» (امیرزاده) و «عباس» (شیر بیشه). معنی «میرزا»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «میرزا» (امیرزاده) و «عبدالله» (بنده خدا). معنی «میرزا»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «میرزا» (امیرزاده) و «غلامحسین» (بندهی حسین). معنی «میرزا»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «میرزا» (امیرزاده) و «قلی» (بنده
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «میرزا» (امیرزاده) و «کوچک». معنی «میرزا»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «میرزا» (امیرزاده) و «مهدی» (هدایتشده). معنی «میرزا»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «میرزا» (امیرزاده) و «بالا». معنی «میرزا»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «میرزا» (امیرزاده) و «جعفر» (نهر و رود). معنی «میرزا»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «میرزا» و «حسن». معنی «میرزا»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «میرزا» (امیرزاده) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «میرزا»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
پسرانه / فارسی
امیرزاده، شاهزاده
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «میرزا» (امیرزاده) و «زاده». معنی «میرزا»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «میرزا» و «علی». معنی «میرزا»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «میرزا» (امیرزاده) و «کرم». معنی «میرزا»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «میرزا» و «محمد». معنی «میرزا»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «میرزا» (امیرزاده) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «میرزا»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «میرزا» (امیرزاده) و «مین». معنی «میرزا»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «میرزا» (امیرزاده) و «ولی». معنی «میرزا»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نام سرزمینی در جنوب بینالنهرین
پسرانه / فارسی
هدیهی ایزد مهر
پسرانه / عربی، فارسی، کردی
(احتمالی) از «میل» (خواست
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مینا» (لعاب شیشهای) و «دخت» (دختر). معنی «مینا»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) میناییرنگ، آبی آسمانی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «نادر» (کمیاب) و «زاد». معنی «نادر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ناز» (ناز و لطافت) و «بردی» (داد
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «ناز» (ناز و لطافت) و «قلی» (بنده
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «ناز» (ناز و لطافت) و «مهری». معنی «ناز»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نازمانند
پسرانه / فارسی
ناصرخسرو ممکن است تصحیف شده ناصر خوشرِو بوده باشد؛ یعنی کسی که در راه رفتن میخرامد
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) نامور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نامبد، سرور نامدار
پسرانه / فارسی
جوینده نام نیک
پسرانه / فارسی
معروف، دارای نام نیک، مترادف نامآور
پسرانه / فارسی
نامی، نامدار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «نامی»؛ نامدار. معنی «نامی»: فارسی؛ نامی، نامدار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «نبات» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نبات»: عربی
پسرانه / فارسی، عربی
نام فرماندار گرگان در هنگام داریوش سوم هخامنشی . کمان میرود این نام با ناوورزین یکی باشد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نجاتدهنده
پسرانه / فارسی، عربی
قبلی
- ۱
- …
- ۳۸
- ۳۹
- ۴۰
- …
- ۴۴
بعدی
اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)