رفتن به محتوا
نوزاد

۲۵۹۲ اسم

معنی اسم پسر فارسی، صفحه‌ی ۲۸

صفحه‌ی ۲۸ از ۴۴؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

صفی یار

(احتمالی) ترکیبی از «صفی» و «یار» (یار و دوست). معنی «صفی»: عربی؛ برگزیده. معنی «یار»: فارسی؛ یار

پسرانه عربی، فارسی

صفیار

(احتمالی) از «صفی» و «یار». معنی «صفی»: عربی؛ برگزیده. معنی «یار»: فارسی؛ یار

پسرانه عربی، فارسی

صید میرزا

(احتمالی) ترکیبی از «صید» و «میرزا» (امیرزاده). معنی «صید»: شکار کردن. معنی «میرزا»: فارسی

پسرانه فارسی

ضحاک

اژدها

پسرانه فارسی

ضیاء گل

ترکیبی از «ضیاء» و «گل». معنی «ضیاء»: عربی؛ روشنایی. معنی «گل»: فارسی؛ گل

پسرانه عربی، فارسی

طالب درویش

(احتمالی) از «طالب» و «درویش». معنی «طالب»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

طاهاسپنتا

(احتمالی) از «طاها» و «سپنتا» (مقدس). معنی «طاها»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

طواق گل

(احتمالی) ترکیبی از «طواق» (احتمالا یعنی خروس) و «گل» (گل). معنی «طواق»: ترکمنی

پسرانه ترکمنی، فارسی

طوران

(احتمالی) صورتی از «توران». معنی «توران»: فارسی؛ سرزمین تور در شاهنامه

پسرانه فارسی

طهماسب

دارای اسب نیرومند

پسرانه فارسی

طهماسپ

~ نام یکی از پادشاهان دوره صفوی. شاه تهماسپ

پسرانه فارسی

طهمورث

روباه نیرومند، از ریشه‌ی اوستایی تَخمه (نیرومند) و

پسرانه فارسی

طیهوج

(احتمالی) تیهو، پرنده‌ای از تیره‌ی کبک

پسرانه فارسی

ظفرداد

داده پیروزی

پسرانه فارسی، عربی

عباس سالار

(احتمالی) ترکیبی از «عباس» (شیر بیشه) و «سالار». معنی «عباس»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

عبدالآزاد

(احتمالی) بنده آزاده

پسرانه عربی، فارسی

عبدالنوید

(احتمالی) از «عبد» و «نوید». معنی «عبد»: عربی؛ بنده. معنی «نوید»: فارسی؛ مژده، خبر خوش

پسرانه عربی، فارسی

عبدالیار

ترکیبی از «عبد» و «الیار». معنی «عبد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

عبدل فرهاد

(احتمالی) ترکیبی از «عبدل» (عبدالله) و «فرهاد». معنی «عبدل»: صورتی از «عبدالله». معنی «فرهاد»: فارسی

پسرانه فارسی

عبدل فرهام

(احتمالی) ترکیبی از «عبدل» (عبدالله) و «فرهام» (زیبا و باشکوه). معنی «عبدل»: صورتی از «عبدالله». معنی «فرهام»: اوستایی؛ نیک‌اندیش، دارای اندیشه‌ی نیک. در برخی فرهنگ‌ها آن را با «فرّ» و «کام» (آرزوی باشکوه) هم پیوند داده‌اند

پسرانه فارسی

عرشیا

منسوب به عرش؛ آسمانی و بلندپایه

پسرانه عربی، فارسی

عصمت بگم

(احتمالی) ترکیبی از «عصمت» و «بگم» (بانو

پسرانه عربی، فارسی

عطابخش

(احتمالی) بخشش‌بخش، بخشنده

پسرانه فارسی، عربی

علمدار

پرچمدار؛ لقب عباس بن علی

پسرانه فارسی، عربی

علمیردان

(احتمالی) پرچمدار؛ لقب حضرت عباس

پسرانه فارسی

علی آریا

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «آریا». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی آرین

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «آرین». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی ابر

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «ابر» (ابر آسمان). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی افسر

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «افسر» (تاج). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی امید

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «امید» (آرزو و امید). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی بالا

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «بالا». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی بخشی

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «بخشی» (نیز نوازنده دوره‌گرد در خراسان). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی برات

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «برات». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی برز

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «برز». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی بمان

ترکیبی از «علی» و «بمان». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی بیمثل

(احتمالی) علیِ بی‌مانند

پسرانه فارسی، عربی

علی بینا

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «بینا». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی پارسا

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «پارسا». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی پویا

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «پویا» (جوینده

پسرانه عربی، فارسی

علی سالار

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «سالار». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی سام

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «سام». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی شیرین

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «شیرین». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی صفدر

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «صفدر». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی عرشیا

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «عرشیا» (منسوب به عرش

پسرانه عربی، فارسی

علی فرهاد

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «فرهاد». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی فریدون

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «فریدون». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی کامران

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «کامران». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی کیا

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «کیا». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی ماندگار

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «ماندگار». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی ماهان

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «ماهان» (منسوب به ماه). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی مهر

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «مهر» (مهر و دوستی). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی مهراد

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «مهراد». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی مهزیار

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «مهزیار» (یار ماه

پسرانه عربی، فارسی

علی ناز

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی ویس

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «ویس». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی یار

ترکیبی از «علی» و «یار». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی یاس

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «یاس». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علی یاور

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «یاور». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علیار

(احتمالی) از «علی» و «یار»

پسرانه عربی، فارسی

علی‌بابا

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «بابا» (پدر). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)