رفتن به محتوا
نوزاد

۲۵۹۲ اسم

معنی اسم پسر فارسی، صفحه‌ی ۲۹

صفحه‌ی ۲۹ از ۴۴؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

علیجانی

ترکیبی از «علی» و «جانی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علیراد

(احتمالی) از «علی» و «راد» (جوانمرد). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علیرام

(احتمالی) از «علی» و «رام». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علیزاده

ترکیبی از «علی» و «زاده». معنی «علی»: عربی

پسرانه فارسی

علیسا

(احتمالی) شکل دیگری از «الیسا». معنی «الیسا»: عبری؛ سوگند خدا

پسرانه عربی، فارسی

علیسینا

از نام‌های مرکب، ی علی و سینا

پسرانه عربی، فارسی

علیگل

(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «گل» (گل). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

علیمیرزا

(احتمالی) از «علی» و «میرزا» (امیرزاده). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

عید گل

(احتمالی) ترکیبی از «عید» و «گل» (گل). معنی «عید»: روز فرخنده‌ای که مردم در آن به مناسبت خاصی جشن می‌گیرند و شادی می‌کنند. روز جشن، روزی که فرخنده و مبارک است. معنی «گل»: فارسی؛ گل

پسرانه فارسی

غباد

(احتمالی) صورتی از «قباد»

پسرانه فارسی

غریب ناز

(احتمالی) ترکیبی از «غریب» و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «غریب»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

غفارزاده

(احتمالی) فرزند غفار

پسرانه فارسی

غلام یار

(احتمالی) ترکیبی از «غلام» (بنده) و «یار» (یار و دوست). معنی «غلام»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

غوث بخش

(احتمالی) بخشیده فریادرس

پسرانه فارسی، عربی

فارناس

(احتمالی) «فرناس»؛ دارای فرّ

پسرانه فارسی

فارناک

(احتمالی) «فرناک»، فرنگیس؛ دارای فرّ

پسرانه فارسی

فاریاب

از نام‌های کمیاب رواج میان زردشتیان

پسرانه فارسی

فاطمه دیبا

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «دیبا». معنی «فاطمه»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

فداک

(احتمالی) فدایی

پسرانه فارسی

فرابرز

(احتمالی) از «فرا» و «برز»؛ بلندپایه

پسرانه فارسی

فراد

نام سرداری است مروی

پسرانه فارسی

فرادخت

دختر باشکوه

پسرانه فارسی

فراراد

جوانمرد باشکوه

پسرانه فارسی

فراز

بلندی، بالا

پسرانه فارسی

فرازمان

(احتمالی) فرمانروا

پسرانه فارسی

فرازمحمد

(احتمالی) از «فراز» (بلندی) و «محمد». معنی «فراز»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

فرام

از نام‌های رواج میان پارسیان هندوستان

پسرانه فارسی

فرامرز

بخشنده‌ی دشمنان

پسرانه فارسی

فراوک

(احتمالی) در بندهش «فرواک» پسر سیامک و پدر هوشنگ، از نخستین نیاکان آدمیان در اسطوره‌های ایرانی، است

پسرانه فارسی

فراهی

(احتمالی) نسبت به «فراه»

پسرانه فارسی

فراهیم

(احتمالی) فراهم

پسرانه فارسی

فرایین

از پادشاهان اواخر ساسانی که دوره‌های سلطنت کمتر از یکسال داشتند تا به یزدگرد سوم رسید

پسرانه فارسی

فربخش

(احتمالی) فرّبخش، شکوه‌بخش

پسرانه فارسی

فربد

دارنده فرّ و شکوه؛ نام پهلوانی در شاهنامه

پسرانه فارسی

فربدعلی

(احتمالی) ترکیبی از «فربد» (دارنده‌ی فر و شکوه) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «فربد»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

فربود

راست، درست

پسرانه فارسی

فربین

بینای باشکوه

پسرانه فارسی

فرتاش

وجود که در برابر عدم است(.از بر ساخته‌ی فرقه آذرکیوان برهان.چ معین)

پسرانه فارسی

فرج ناز

(احتمالی) ترکیبی از «فرج» (گشایش

پسرانه عربی، فارسی

فرجاد

فاضل و دانشمند(.از برساخته‌های فرقه‌ی آذرکیوان حاشیه‌ی برهان چ.معین)

پسرانه فارسی

فرجام

سرانجام، عاقبت، پایان

پسرانه فارسی

فرحدوخت

(احتمالی) دختر شادی

پسرانه فارسی، عربی

فرخ الدین

(احتمالی) ترکیبی از «فرخ» و «الدین» (دین). معنی «فرخ»: فارسی

پسرانه فارسی

فرخ اله

(احتمالی) ترکیبی از «فرخ» و «اله» (خدا). معنی «فرخ»: فارسی؛ خجسته و فرخنده؛ فرخی سیستانی شاعر نامدار

پسرانه فارسی

فرخ بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «فرخ» و «بی‌بی» (بانو). معنی «فرخ»: فارسی

پسرانه فارسی

فرخ خان

(احتمالی) ترکیبی از «فرخ» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه فارسی

فرخ دولت

(احتمالی) ترکیبی از «فرخ» و «دولت» (بخت و دولت). معنی «فرخ»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

فرخ گل

(احتمالی) ترکیبی از «فرخ» و «گل» (گل). معنی «فرخ»: فارسی

پسرانه فارسی

فرخ هما

(احتمالی) از «فرخ» (خجسته) و «هما». معنی «فرخ»: فارسی

پسرانه فارسی

فرخان

١- نام پسر اردوان پنجم

پسرانه عربی، فارسی

فرخزاد

شاد به دنیا آمده

پسرانه فارسی

فرخعلی

(احتمالی) از «فرخ» (خجسته) و «علی». معنی «فرخ»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

فرداد

زاده‌ی با شأن و شکوه و شوکت، مولود با شکوه

پسرانه فارسی

فرداد منش

(احتمالی) ترکیبی از «فرداد» (داده‌ی فر) و «منش». معنی «فرداد»: فارسی

پسرانه فارسی

فردان

دارای فرّ

پسرانه فارسی

فردیسچهر

(احتمالی) چهره‌ای چون فردوس

پسرانه فارسی

فردیسمهر

(احتمالی) از «فردیس» و «مهر». معنی «فردیس»: فارسی

پسرانه فارسی

اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)