خانه اسم پسر فارسی صفحهی ۲۷ اسم فارسی بر اساس حرف اول
پادشاِه جوانمرد
پسرانه / فارسی
مطیعِ شاه، پیروِ شاه، از ریشهی پارسی شَه (شاه) و رام (پیروی کردن، مطیع بودن)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شهرام» و «حسن» (نیکو). معنی «شهرام»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
نام وزیر ولید خالد ( ٥ داراب
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاهین شهر، باز شهر
پسرانه / فارسی
نگهبان شهر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شهربان» (نگهبان شهر) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهربان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
یکی از سرداران تبرستانی در روزگار مازیار (١٢٤ تبرستان ١
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «شهر» و «داد» (داده)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نام شهری در استان اصفهان (قمشهی پیشین)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شکوه شهر
پسرانه / فارسی
نام پدر جاویدان ب بک
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاهان
پسرانه / فارسی
نام مردی که در زمان اسکندر مقدونی، که ظاهراً با بیطقون مترادف است
پسرانه / فارسی
نام وزیر شاهپور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «شهروز» و «علی». معنی «شهروز»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
شاه، فرمانروا؛ نیز محمدحسین شهریار، شاعر نامدار تبریزی (حیدربابایه سلام)
پسرانه / فارسی
١- نام پدر "کشن یزداد
پسرانه / فارسی
نام فرشته قدرت و توانائی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاهِ سام
پسرانه / فارسی
صورتی از «شاپور». معنی «شاپور»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) مراد شاه، خواستهی شاه
پسرانه / فارسی
از نامهای زنده امروزی زرتشتیان
پسرانه / فارسی
شاه آراسته
پسرانه / فارسی
از «شه» (بزرگ) و «نام»؛ یعنی بزرگنام، نامدار و بلندآوازه
پسرانه / فارسی
از «شه» (شاه) و «یاد»
پسرانه / فارسی
نام یکی از دانشمندان زردشتی که در آغاز سده یازدهم یزدگردی میزیسته
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «شهی» (شاهی) و «راد» (جوانمرد)؛ پادشاه جوانمرد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شایسته
پسرانه / فارسی
١- نام پزشکی بوده در روز کار پادشاهی ده آک (ضحاک ٢- از دانشمندان زردشتی
پسرانه / فارسی
نام پهلوانی بوده
پسرانه / فارسی
دارنده اسب روشن
پسرانه / فارسی
از «شید» به معنی روشنی و خورشید
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «شید» (روشنی). معنی «شید»: فارسی؛ روشنی، فروغ؛ جزء نامهای جمشید و خورشید
پسرانه / فارسی
١- نام پسر گودرز . پهلوان نامی زمان شاه فریدون وزان سوی گودرز و کشواد بود چو گیو و چو شیدوش میلاد بود ٢- نام پسر انوش ، معروف به فرهوش ، از شاگردان دستور آذرکیوان که در سال ١٠٠٠ یزدگردی در گذشت ٣- نام یکی از دانشمندان و پیشکار ساسان بنده ٣- نام پدربزرگ آزاد سرو
پسرانه / فارسی
برگردان فارسی «اسدالله»
پسرانه / فارسی
نام یکی از پهلوانان ایران ونیز نام زنده امروزی زردشتیان ٢٥ داراب
پسرانه / فارسی
نام پدر هر مزد، کنده کرکتیبه کعبه زردشت
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «شیر» و «الله»
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «شیر» و «خسرو». معنی «شیر»: جانور گوشتخوار از تیرهی گربهسانان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شیرزاده
پسرانه / فارسی
از سرداران خسرو پرویز
پسرانه / فارسی
نام بلندترین کوه استان یزد در جنوب غربی شهر یزد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) سپید چون شیر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شیرمانند
پسرانه / فارسی
شیر خدا، برگردان فارسی لقب «اسدالله» که در ادب فارسی برای امام علی به کار رفته است
پسرانه / فارسی
(احتمالی) زاده شیرین
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «شیرین» و «علی». معنی «شیرین»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «صاحب» و «گل» (گل). معنی «صاحب»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «صحت» و «یار». معنی «صحت»: صحة. معنی «یار»: فارسی؛ یار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) صد گنج
پسرانه / فارسی
برترین؛ لقب ملاصدرا، فیلسوف بزرگ ایرانی
پسرانه / عربی، فارسی
«شکنندهی صفها»؛ لقب علی بن ابیطالب
پسرانه / عربی، فارسی
از «صفدر» (صفشکن) و «علی». معنی «صفدر»: عربی و فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «صفدر» (صفشکن) و «قلی». معنی «صفدر»: عربی و فارسی
پسرانه / فارسی، عربی، ترکی
قبلی
۱ … ۲۶ ۲۷ ۲۸ … ۴۴
بعدی
اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.