رفتن به محتوا
نوزاد

۲۱۹ اسم

معنی اسم پسر فارسی با حرف ب، صفحه‌ی ۴

صفحه‌ی ۴ از ۴؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

بهزاد

نام یکی از پهلوانان ایران پسر پیل زور

پسرانه فارسی

بهزاد علی

(احتمالی) ترکیبی از «بهزاد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «بهزاد»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بهزادان

نام اصل ابومسلم خراسانی فرز ندشیدوش

پسرانه فارسی

بهزادحسین

(احتمالی) از «بهزاد» (نیک‌نژاد) و «حسین». معنی «بهزاد»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بهزادرضا

(احتمالی) از «بهزاد» (نیک‌نژاد) و «رضا». معنی «بهزاد»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بهسام

(احتمالی) از «به» و «سام»

پسرانه فارسی

بهستان

(احتمالی) بهشت

پسرانه فارسی

بهسود

(احتمالی) «وهسود»، نیک‌سود؛ سودمند و پربهره

پسرانه فارسی

بهسودان

(احتمالی) «وهسودان»؛ نام چند تن از امیران دیلمی و روادی

پسرانه فارسی

بهشاد

نیکوی شاد

پسرانه فارسی

بهفام

(احتمالی) خوش‌رنگ، دارای رنگ نیک

پسرانه فارسی

بهفر

شکوهمند و با جلال و جبروت

پسرانه فارسی

بهک

(احتمالی) نیک کوچک

پسرانه فارسی

بهکام

کسی که به بهترین وجهی به آرزوی خود رسیده؛ بهترین کامروا

پسرانه فارسی

بهمرد

از نام‌های زندة زردشتیان امروزی

پسرانه فارسی

بهمن

نیک اندیش، از ریشه‌ی پهلویِ وهو (خوب) و منَه (اندیشه) [از فرشتگان بزرگ دین زرتشتی]

پسرانه اوستایی، فارسی

بهمن بار

(احتمالی) از «بهمن» و «یار». معنی «بهمن»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

بهمن حسین

(احتمالی) ترکیبی از «بهمن» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «بهمن»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

بهمن قلیچ

(احتمالی) از «بهمن» و «قلیچ» (شمشیر). معنی «بهمن»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، ترکی

بهمنزاد

(احتمالی) زاده بهمن

پسرانه فارسی

بهمنش

دارای مش و کردار شایسته

پسرانه فارسی

بهمن‌شیر

(احتمالی) نام رودی در خوزستان که از کارون در خرمشهر جدا می‌شود و از کنار آبادان به خلیج فارس می‌ریزد. نامش را برگرفته از «بهمن‌اردشیر»، شهری ساسانی در این ناحیه، دانسته‌اند

پسرانه فارسی

بهمنعلی

(احتمالی) از «بهمن» (نیک‌منش) و «علی». معنی «بهمن»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

بهمنیار

١- نام تصحیح کننده تاریخ بیهقی (حاشیه ٢٢٥ سیستان ٢- نام یکی از موبدان خراسان که در سده دهم یزدگردی می‌زیسته

پسرانه فارسی

بهمیار

(احتمالی) از «بهمن» و «یار». معنی «بهمن»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

بهنام حسین

(احتمالی) ترکیبی از «بهنام» (نیک‌نام

پسرانه فارسی، عربی

بهنود

پسر عزیز

پسرانه فارسی

بهنیا

نیک نژاد، دارای اصل و نسب، اصیل، شریف

پسرانه فارسی

بهوران

(احتمالی) نیک

پسرانه فارسی

بهی الدین

(احتمالی) ترکیبی از «بهی» و «الدین» (دین). معنی «بهی»: فارسی؛ خوبی و نیکی

پسرانه فارسی

بهینمهر

(احتمالی) از «بهین» (بهترین) و «مهر». معنی «بهین»: فارسی

پسرانه فارسی

بیروز

نام برادر شاپور یکم ساسانی و همچ نین نام شانزدهمین پادشاه ساسانی پسر یزدگرد یکم

پسرانه فارسی

بیژن

مربوط به سرزمین ایران

پسرانه پهلوی، فارسی

بیژن علی

(احتمالی) ترکیبی از «بیژن» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «بیژن»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بیک میرزا

(احتمالی) ترکیبی از «بیک» و «میرزا» (امیرزاده). معنی «بیک»: بیگ. معنی «میرزا»: فارسی

پسرانه فارسی

بیگزاده

(احتمالی) بیگ‌زاده، فرزند بزرگان

پسرانه ترکی، فارسی

بیورد

(احتمالی) ده‌هزار

پسرانه فارسی

بیورزاد

(احتمالی) از «بیور» (ده‌هزار) و «زاد»؛ زاده‌ی بیوراسپ (ضحاک) در شاهنامه

پسرانه فارسی

اسم دختر فارسی با حرف ب (۲۵۶ اسم)