خانه اسم پسر فارسی فارسی، حرف ب صفحهی ۳ اسم فارسی بر اساس حرف اول
نام چند پادشاه اشکانی و ساسانی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) صورتی از «بلاش». معنی «بلاش»: فارسی کهن؛ نام چند پادشاه اشکانی و ساسانی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بلور
پسرانه / فارسی
از نامهای زندة امروزی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بمان» (ماندگار
پسرانه / فارسی
از «بمان» و «جان». معنی «بمان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عبری
از «بمان» (ماندگار) و «علی». معنی «بمان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) بنیاد
پسرانه / فارسی
از نامهای زندة امروزی زردشتیان ایران. به معنی دارنده اصل و بنیاد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) پیوند
پسرانه / فارسی
١- کسی که پس از برکناری هرمز تاج شاهی را توسط او برای پرویز که در آنوقت در آتشکده بزرگ آذربایجان میزیست فرستادند و او را به پادشاهی خواندند ٢- نام یکی از سرداران خسرو پرویز بندهشهریار نام پدر بند آرایش بهدینی از مردم خراسان که در سده دهم یزدگردی میزیسته. این نام امروزه به دست فراموشی سپرده شده
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نام رود و سرزمینی در کردستان ترکیه (بوتان یا بهتان) که رودش به دجله میریزد و روزگاری امارت کردی بوتان در آن برپا بود
پسرانه / فارسی
نام مرغی ماهیخوار که به افسانه بر کنار آب مینشیند و از بیم کم شدن آب تشنه میماند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بخشنده
پسرانه / فارسی
نام یکی از شش قبیله مادی اتحادیه قبایلی ماد، که هرودوت گزارش مینماید
پسرانه / فارسی
صورت دیگر «بزرگمهر»
پسرانه / فارسی
از رجال متنفذ و علمی و سیاسی دوران ساسانیان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بوستان» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «بوستان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
ارزش و قدر
پسرانه / فارسی
از «بهاء» به معنی روشنی و شکوه و «الدین»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بهار» و «الدین» (دین). معنی «بهار»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ارجمند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نیک
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بهتر
پسرانه / فارسی
از نامهای کمیاب امروزی زردشتیان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «بهبود» (بهتر شدن) و «علی». معنی «بهبود»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) نیک
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) برتری
پسرانه / فارسی
در کمال عدل و داد
پسرانه / فارسی
از نامهای ایران باستان . به معنی کسی که به درستی داوری کند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دختر نیک
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دوستِ نیک
پسرانه / فارسی
دین نیک؛ نامی که زرتشتیان بر خود مینهند
پسرانه / فارسی
جوانمرد نیکو
پسرانه / فارسی
اژدهاکُش
پسرانه / فارسی، کردی
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «بردی» (داد
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «بیبی» (بانو). معنی «بهرام»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «بیکه» (بانو
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «دردی» (ایستاد و ماند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «سعید» (نیکبخت). معنی «بهرام»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «سلطان» (پادشاه). معنی «بهرام»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «قلی» (بنده
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «گل» (گل). معنی «بهرام»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «گلدی» (آمد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «محمد» (ستوده). معنی «بهرام»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «نظری» (منسوب به نظر). معنی «بهرام»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «وردی» (داد
پسرانه / فارسی، عربی
نام یکی از دانشمندان و عارفان زردشتی
پسرانه / فارسی
از «بهرام» (پیروز) و «علی». معنی «بهرام»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «بهرام» و «قلیچ» (شمشیر
پسرانه / فارسی، ترکی
نام گلی است و همچنین یاقوت
پسرانه / فارسی
نکوتر رنگ، رنِگ نیکوتر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «به» و «رود»؛ معنای دقیق روشن نیست. معنی «رود»: فارسی؛ رود
پسرانه / فارسی
روز خوب و نیک
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نیکروش، دارای راه و رفتار نیک
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نیکروی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بهرهمند، کامیاب
پسرانه / فارسی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴
بعدی
اسم دختر فارسی با حرف ب (۲۵۶ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.