رفتن به محتوا
نوزاد

۲۵۹۲ اسم

معنی اسم پسر فارسی، صفحه‌ی ۳۳

صفحه‌ی ۳۳ از ۴۴؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

کیهانرخ

(احتمالی) رخ کیهانی

پسرانه فارسی

گاسپار

(احتمالی) «گاسپار» در سنت مسیحی نام یکی از سه مغی است که به دیدار عیسای نوزاد آمدند. بسیاری آن را صورت دگرگون‌شده‌ی واژه‌ی ایرانی «گنزبر» به معنای گنجور می‌دانند

پسرانه فارسی

گباد

یکی از شخصیت‌های شاهنامه

پسرانه فارسی

گرامی

نام یکی از سرداران کی گشتاسب

پسرانه فارسی

گرجی

(احتمالی) اهل گرجستان

پسرانه فارسی

گرداب

(احتمالی) گرداب

پسرانه فارسی

گردگیر

پهلوان‌گیر

پسرانه فارسی

گردو

(احتمالی) گردو

پسرانه فارسی

گرزم

رزم کیانی، در اوستا به شکل کَوارسمن دیده می‌شود [خویشاوند نیرنگبازِ اسفندیار در شاهنامه]

پسرانه فارسی

گرشاسب

دارنده اسب لاغر؛ گرشاسب پهلوان اژدهاکش اسطوره‌های ایرانی

پسرانه فارسی

گرگان

نام مرکز استان گلستان. این نام از «وَرکانه» در فارسی باستان به معنی سرزمین گرگ‌ها آمده و یونانیان آن را «هیرکانی» می‌خواندند

پسرانه فارسی

گرگین

همچون گرگ، از ریشه‌ی پهلوی وورک (گرگ) [از پهلوانان شاهنامه]

پسرانه فارسی

گروخان

~ احتمالا همان کروخان و از جنگجویان ترکان یا توران در شاهنامه

پسرانه فارسی

گژدهم

در شاهنامه گژدهم پهلوان ایرانی و نگهبان دژ سپید است

پسرانه فارسی

گستهم

گسترنده‌ی قدرت، از ریشه‌ی پهلویِ ویس (گستردن) و

پسرانه فارسی

گشتاسب

یکی از شخصیت‌های شاهنامه

پسرانه فارسی

گشتاسپ

دارنده‌ی اسب رمنده، صاحب اسب پیر، از

پسرانه فارسی

گشسپ

صاحب اسب نر، از ریشه‌ی اوستاییِ گُشْن (نرینه) و

پسرانه فارسی

گشواد

نام پهلوان شاهنامه، پدر گودرز

پسرانه فارسی

گل آخر

(احتمالی) گل آخر؛ نام‌گذاری برای واپسین دختر

پسرانه فارسی

گل احمد

(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «احمد» (ستوده). معنی «گل»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

گل اصلان

(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «اصلان». معنی «گل»: فارسی

پسرانه فارسی، ترکی

گل امیر

(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «امیر» (فرمانروا و سرور). معنی «گل»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

گل بیک

ترکیبی از «گل» و «بیگ». معنی «گل»: فارسی؛ گل

پسرانه فارسی

گل حسن

(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «حسن» (نیکو). معنی «گل»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

گل حسین

ترکیبی از «گل» و «حسین». معنی «گل»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

گل محمد

ترکیبی از «گل» و «محمد»

پسرانه فارسی، عربی

گل مهدی

(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «مهدی» (هدایت‌شده). معنی «گل»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

گل میرزا

(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «میرزا» (امیرزاده). معنی «گل»: فارسی

پسرانه فارسی

گل ولی

(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «ولی». معنی «گل»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

گلابعلی

(احتمالی) از «گلاب» و «علی». معنی «گلاب»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

گلباد

بوی گل [از پهلوانان شاهنامه]

پسرانه فارسی

گلبید

(احتمالی) از «گل» و «بید». معنی «گل»: فارسی؛ گل

پسرانه فارسی

گلپیرا

(احتمالی) آراینده گل

پسرانه فارسی

گلرضا

(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «رضا» (خشنودی). معنی «گل»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

گلریزان

(احتمالی) گل‌ریزان، گل‌افشانی

پسرانه فارسی

گلزری

(احتمالی) گل زرین

پسرانه فارسی

گلسمین

(احتمالی) از «گل» و «یاسمین». معنی «گل»: فارسی

پسرانه فارسی

گلسوری

«گل سوری» نام کهن گل سرخ محمدی است و «سوری» در فارسی به معنی سرخ است

پسرانه فارسی

گلعلی

از «گل» و «علی». معنی «گل»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

گلگله

(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «گله». معنی «گل»: فارسی

پسرانه فارسی

گلگیتی

(احتمالی) گل جهان

پسرانه فارسی

گلگیسو

(احتمالی) گیسوی گل

پسرانه فارسی

گلمراد

(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «گل»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

گلمینو

ترکیبی از «گل» و «مینو». معنی «گل»: فارسی؛ گل. معنی «مینو»: فارسی؛ بهشت، آسمان

پسرانه فارسی

گلنسیم

(احتمالی) نسیم گل

پسرانه فارسی، عربی

گنج ملک

(احتمالی) گنج پادشاه

پسرانه فارسی، عربی

گودرز

سرآمد پهلوانان

پسرانه فارسی

گوشیار

صورتی از «کوشیار». معنی «کوشیار»: فارسی؛ کوشا؛ نام ستاره‌شناس گیلانی

پسرانه فارسی

گیتانوش

(احتمالی) از «گیتی» (جهان) و «نوش». معنی «گیتی»: فارسی

پسرانه فارسی

گیتیفروغ

(احتمالی) روشنی جهان

پسرانه فارسی

گیل

(احتمالی) نام مردمانی که در گیلان زندگی می‌کنند

پسرانه گیلکی، فارسی

گیلماه

(احتمالی) ماه گیل‌ها؛ ماه‌روی گیلانی

پسرانه گیلکی، فارسی

گیو

یکی از پهلوانان داستانی ایرانی پسر گودرز

پسرانه فارسی

لعل خان

(احتمالی) ترکیبی از «لعل» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه فارسی

اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)