معنی اسم گیو
Geo
گیو یعنی:
(در شاهنامه) یکی از پهلوانان داستانی ایرانی پسر گودرز، داماد رستم و پدر بیژن.برای آوردن کیخسرو به توران رفت.در پایان کار کیخسرو از جملهی همراهان او بود، که در برف ناپدید شدند.
ل.
منبع: بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال)
معنی دیگر:
پهلوانانه؟، از ریشهی اوستایی گَئونی که در پهلوی به ویر تبدیل شده است [پدر گودرز]. ل.
منبع: نامشناخت، شروین وکیلی
معنی دیگر:
شاید ریشه اوستائی گیو باشد.
١- نام پدر فریناسب fri-nasb در بند ١١٢ فروردین یشت.
٢- نام فرمانده نیروی دریائی اردشیردوم هخامنشی.
منبع: گنجینه نامهای ایرانی، پورپارسی
معنی دیگر:
در پهلوی ویو viv، نام یکی از پهلوانان نامی ایران، پسر گودرز کشوادگان چنین گفت با رستم کرد گیو گزین گونه هرگز ندیدیم نیو.
منبع: گنجینه نامهای ایرانی، پورپارسی
معنی دیگر:
یکی از شخصیتهای شاهنامه.
منبع: فرهنگ نامهای ایرانی
معنی دیگر:
گیو پهلوان شاهنامه، پسر گودرز و پدر بیژن، که کیخسرو را از توران به ایران آورد.
بدون منبع؛ پیشنهاد هوش مصنوعی
اسمی پسرانه با ریشهی فارسی.
- جنسیت
- پسرانه
- ریشه
- فارسی
- املای انگلیسی
- Geo
- ابجد
- ۳۶ (صغیر: ۱۲)
املای دیگر
گیو را به این شکلها هم مینویسند: «گئو». املای معیار در این صفحه «گیو» است.
اسمهای مشابه گیو
- گشواد نام پهلوان شاهنامه، پدر گودرز
- گشتاسپ دارندهی اسب رمنده، صاحب اسب پیر، از
- گشسپ صاحب اسب نر، از ریشهی اوستاییِ گُشْن (نرینه) و
- گشتاسب یکی از شخصیتهای شاهنامه
- گل احمد (احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «احمد» (ستوده). معنی «گل»: فارسی
- گل اصلان (احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «اصلان». معنی «گل»: فارسی
- گل امیر (احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «امیر» (فرمانروا و سرور). معنی «گل»: فارسی
- گل بیک ترکیبی از «گل» و «بیگ». معنی «گل»: فارسی؛ گل
- گل آخر (احتمالی) گل آخر؛ نامگذاری برای واپسین دختر
- گل آفرین (احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «آفرین». معنی «گل»: فارسی
- شروان نام سرزمین شروان در قفقاز
- شراکیم نام یکی از اسپهبدان ماز ندران
اسم خواهر و برادر برای گیو
اسمهایی که ریشهی مشترک با گیو دارند و تعداد هجایشان نزدیک به آن است.
پرسشهای رایج دربارهی گیو
معنی اسم گیو چیست؟
گیو در منابع چند معنی دارد. در بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال): یکی از پهلوانان داستانی ایرانی پسر گودرز، داماد رستم و پدر بیژن.برای آوردن کیخسرو به توران رفت.در پایان کار کیخسرو از جملهی همراهان او بود، که در برف ناپدید شدند. ل؛ در نامشناخت، شروین وکیلی: پهلوانانه؟، از ریشهی اوستایی گَئونی که در پهلوی به ویر تبدیل شده است [پدر گودرز]. ل؛ در گنجینه نامهای ایرانی، پورپارسی: شاید ریشه اوستائی گیو باشد ١- نام پدر فریناسب fri-nasb در بند ١١٢ فروردین یشت ٢- نام فرمانده نیروی دریائی اردشیردوم هخامنشی.
گیو دخترانه است یا پسرانه؟
گیو اسمی پسرانه است.
ابجد گیو چند است؟
ابجد کبیر گیو ۳۶ و ابجد صغیر آن ۱۲ است.