خانه اسم پسر فارسی صفحهی ۳۰ اسم فارسی بر اساس حرف اول
با فر و شکوه زاده شده، زادهی با فر و شکوه و عظمت
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «فرزاد». معنی «فرزاد»: فارسی
پسرانه / فارسی
لایق، در خور، شایسته، سزاوار
پسرانه / فارسی
فرزانه، دانا و خردمند. «فرزان» صورت کوتاهتر «فرزانه» است
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «فرزانه» و «مهر». معنی «فرزانه»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) فرزانه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) فرزانه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) فرزانه
پسرانه / فارسی
دانا، فرزانه؛ مهره وزیر در شطرنج
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «فرزین» و «مهدی» (هدایتشده). معنی «فرزین»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
دارای فرّ و اسب
پسرانه / فارسی
(احتمالی) فرشباف
پسرانه / فارسی
نورانی تر.نام برادر پیر ان ویسه هان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «فرشید» (روشنایی خورشید) و «رضا» (خشنودی). معنی «فرشید»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
نام پسر ویسه و برادر پیران در شاهنامه
پسرانه / فارسی
نام جاسوس افراسیاب
پسرانه / فارسی
نام معمار خسروپرویز ساسانی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) فرمانبخش، فرمانروا
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «فرمان» و «علی». معنی «فرمان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
دارای منش باشکوه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) فرمان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) در برخی فرهنگها به معنای پایاب (جای کمعمق رود که از آن گذر کنند) آمده و برخی آن را «دارای فر و داد» دانستهاند
پسرانه / فارسی
نام پسر فرنباز، یکی از درباریان اردشیر
پسرانه / فارسی
١- نام پادشاه کاپادوکیه و شوهر هو تیئس ٢- نام شاه پنت از دودمان مهرداد که از ١٩٣ تا ٩ء١ ق. م. فرمانروای پنت ٣_ فرناک دوم از سال ٣ء تا ٣٧ ق . م . پادشاه پنت بود (ء٢١٣ پیرنیا
پسرانه / فارسی
بهترین نام، بالاترین نام
پسرانه / فارسی
برهان و دلیل[.از برساختههای دساتیر برهان چ معین]
پسرانه / فارسی
دارای فرّ و روشنایی
پسرانه / فارسی
درست آن فیرود است. نام پسر سیاووش، از خاندان کیانی، به نوشته یوستی (ءœء٢ فرهنگnœ
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «فرود». معنی «فرود»: فارسی
پسرانه / فارسی
سنگ نبشته بیستون: یکی فرور نام مادی، او دروغ گفت
پسرانه / فارسی
١- نام دومین پادشاه ماد
پسرانه / فارسی
دارای فر و شکوه و درخشان
پسرانه / فارسی
«فروهر»، روان نگهبان
پسرانه / فارسی
نام پهلوانی است ایرانی
پسرانه / فارسی
تنهای فرخنده؟، از ریشهی پارسی [پهلوانی در عصر خسروپرویز]
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «فرهاد» و «خلیل». معنی «فرهاد»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «فرهاد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «فرهاد»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
دارای فرّ و شکوه
پسرانه / فارسی
از نامهای امروزی مردان ، ولی در روزگار باستان نام زن بوده . ن م مادر کیکاوس
پسرانه / فارسی
باشکوه و بزرگی
پسرانه / فارسی
دانشآموخته، فرهیخته
پسرانه / فارسی
١- نام مردی است تورانی که از دوستان اشوزردشت بودو در کاتها یسنا ء٣ بند ١٢ از او یاد شده ٢٢ یشتها ١ ٢- نام هفتمین نیای آدرباد مهر اسپندان
پسرانه / فارسی
فرخندهی بلند مرتبه، از ریشهی اوستایی بورز (بلند، بالا)
پسرانه / فارسی
صورتی از «فریدون». معنی «فریدون»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) زیباچهره
پسرانه / فارسی
(احتمالی) زیباچهره
پسرانه / فارسی
سومین نفر
پسرانه / فارسی، کردی
(احتمالی) ترکیبی از «فریدون» و «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نام شهری در خراسان
پسرانه / فارسی
راست، درست[.از برخاستههای فرقه آذرکیوان برهان چ.معین]
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «فغان» و «علی». معنی «فغان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «فقیر» و «گل» (گل). معنی «فقیر»: تهیدست
پسرانه / فارسی
نام شهری در غرب استان گیلان
پسرانه / فارسی
فهمیده
پسرانه / عربی، فارسی
١- نام هیجدهمین پادشاه ساسانی فیروز بگم)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «فیروز» و «محمد» (ستوده). معنی «فیروز»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
قبلی
۱ … ۲۹ ۳۰ ۳۱ … ۴۴
بعدی
اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.