رفتن به محتوا
نوزاد

۲۵۹۲ اسم

معنی اسم پسر فارسی، صفحه‌ی ۳۱

صفحه‌ی ۳۱ از ۴۴؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

فیروزان

نام یکی از سرداران نامی یزدگرد سوم

پسرانه فارسی

فیروزعلی

(احتمالی) از «فیروز» (پیروز) و «علی». معنی «فیروز»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

فیروزمهر

(احتمالی) از «فیروز» و «مهر». معنی «فیروز»: فارسی

پسرانه فارسی

قارن

جنگجو، از ریشه‌ی پهلوی کارین (مربوط به جنگ، جنگی) [نام خاندانی بزرگ در عصر اشکانی]

پسرانه فارسی

قباد

شاه محبوب، از ریشه‌ی اوستایی کَوا (کی، شاه) و واتَه (محبوب) [نخستین پادشاه کیانی]

پسرانه فارسی

قربان گلی

(احتمالی) از «قربان» و «گلی». معنی «قربان»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

قربانگل

(احتمالی) از «قربان» و «گل». معنی «قربان»: عربی؛ فدا؛ عید قربان. معنی «گل»: فارسی؛ گل

پسرانه عربی، فارسی

قلی نیاز

(احتمالی) ترکیبی از «قلی» (بنده

پسرانه ترکی، فارسی

قلیچ نیاز

(احتمالی) ترکیبی از «قلیچ» (شمشیر

پسرانه ترکی، فارسی

قنداب

(احتمالی) آب قند

پسرانه فارسی

قندی گل

(احتمالی) ترکیبی از «قندی» (قندی

پسرانه فارسی

قیطون

از دیدگاه شاهنامه نام پادشاه مصر در زمان حمله اسکندر مقدونی

پسرانه فارسی

کاردار

نام پسر مهر نرسی، از نخستین ارتشتاران سالار روزگار ساسانیان اهنشاهی

پسرانه فارسی

کارن

شکل دیگری از «قارن». پارسی

پسرانه فارسی

کارنگ

زبان آور، چرب زبان

پسرانه فارسی

کاروند

نام نبیره کیغباد

پسرانه فارسی

کارین

دور و بعید

پسرانه فارسی

کاکا ویس

(احتمالی) ترکیبی از «کاکا» (برادر) و «ویس». معنی «کاکا»: غلام. معنی «ویس»: فارسی

پسرانه فارسی

کاکله

(احتمالی) کاکل

پسرانه فارسی

کاکی

نام پدر ما کان ١٢٠,٣ شهر یاران گمنام

پسرانه فارسی

کامبیز

صورت دیگری از کمبوجیه که در زبان فرانسه کامبیز شده و مجدداً وارد فارسی شده است.ص کمبوجیه

پسرانه فارسی

کامجو

کام‌جو، آرزومند

پسرانه فارسی

کامدین

١- نام هیر بدزاده که در سال ٩٢٨ یزدگردی نامه پارسیان هند را به ایران رسانید ( ٢٧١ فرزانگان ٢- نام موبد موبدان بهروج هندوستان که در سال ١٠٠٥ می‌زیسته

پسرانه فارسی

کامراد

(احتمالی) کامروا و راد

پسرانه فارسی

کامران

خوشبخت، سعادتمند، از ریشه‌ی پارسی کام (بخت، شادمانی) و ران (هدایت کردن)

پسرانه فارسی، کردی

کامروز

(احتمالی) روز کامیابی

پسرانه فارسی

کامشاد

از «کام» (آرزو) و «شاد»؛ یعنی کامروا و شاد، کسی که به آرزویش رسیده و شادمان است

پسرانه فارسی

کامشید

(احتمالی) کام روشن

پسرانه فارسی

کامکار

کامروا، کامران

پسرانه فارسی

کامگار

نیک‌بخت، قادر، موفق

پسرانه فارسی

کامور

(احتمالی) کامور، کامیاب

پسرانه فارسی

کاموس

نام مبارزی کشانی که پادشاه سنجاب بود وی از بهادران توران و از امرای زیردست افراسیاب بود

پسرانه فارسی

کامیاد

(احتمالی) یعنی یاد کامیابی

پسرانه فارسی

کامین

(احتمالی) کامیاب

پسرانه فارسی

کاوس

صورتی از «کاووس». معنی «کاووس»: فارسی

پسرانه فارسی

کاوش

(احتمالی) جست‌وجو، پژوهش

پسرانه فارسی

کاووس

پادشاه ثروتمند

پسرانه فارسی

کاووش

صورتی از «کاووس». معنی «کاووس»: فارسی

پسرانه فارسی

کاوه

مانند گاو، از ریشه‌ی پهلوی کاوگ که گویا از بخشِ اول

پسرانه فارسی، کردی

کاویان

کاویانی، منسوب به کاوه (شخصیت اساطیری شاهنامه) +، ک کاوه

پسرانه فارسی

کبوجیه

صورتی از «کمبوجیه». معنی «کمبوجیه»: فارسی کهن؛ نام پدر و پسر کوروش بزرگ

پسرانه فارسی

کبوده

(احتمالی) درخت بیدمشک

پسرانه فارسی

کتان

(احتمالی) کتان

پسرانه فارسی

کدخدایی

(احتمالی) منسوب به کدخدا؛ بزرگ ده

پسرانه فارسی

کدیور

کشاورز و باغبان

پسرانه فارسی

کردیار

(احتمالی) یار کرد

پسرانه کردی، فارسی

کروخان

نام پهلوانی تورانی، برادر پیران ویسه یکی نامور ترک را کردیاد سپهبد کروخان ویسه نزاد

پسرانه فارسی

کریمان

نام پهلوانی است در شاهنامه ، به بالای سام نریمان بود بمردی و خوی کریمان بود

پسرانه عربی، فارسی

کریمداد

(احتمالی) داده خدای بخشنده

پسرانه فارسی، عربی

کسرا

یکی از شخصیت های شاهنامه

پسرانه فارسی

کسری

صورت عربی‌شده‌ی «خسرو»

پسرانه فارسی

کشاورز میرزا

(احتمالی) ترکیبی از «کشاورز» و «میرزا» (امیرزاده). معنی «کشاورز»: دهقان

پسرانه فارسی

کشواد

دارای سخنانِ شیوا [پهلوان شاهنامه‌ای و بنیانگذار دودمان گودرزیان]

پسرانه فارسی

اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)