نام یکی از سرداران نامی یزدگرد سوم
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «فیروز» (پیروز) و «علی». معنی «فیروز»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) پیروزمند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «فیروز» و «مهر». معنی «فیروز»: فارسی
پسرانه / فارسی
جنگجو، از ریشهی پهلوی کارین (مربوط به جنگ، جنگی) [نام خاندانی بزرگ در عصر اشکانی]
پسرانه / فارسی
شاه محبوب، از ریشهی اوستایی کَوا (کی، شاه) و واتَه (محبوب) [نخستین پادشاه کیانی]
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «قربان» و «گلی». معنی «قربان»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «قربان» و «گل». معنی «قربان»: عربی؛ فدا؛ عید قربان. معنی «گل»: فارسی؛ گل
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «قلی» (بنده
پسرانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «قلیچ» (شمشیر
پسرانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) آب قند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «قندی» (قندی
پسرانه / فارسی
از دیدگاه شاهنامه نام پادشاه مصر در زمان حمله اسکندر مقدونی
پسرانه / فارسی
نام پسر مهر نرسی، از نخستین ارتشتاران سالار روزگار ساسانیان اهنشاهی
پسرانه / فارسی
شکل دیگری از «قارن». پارسی
پسرانه / فارسی
زبان آور، چرب زبان
پسرانه / فارسی
نام نبیره کیغباد
پسرانه / فارسی
دور و بعید
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «کاکا» (برادر) و «ویس». معنی «کاکا»: غلام. معنی «ویس»: فارسی
پسرانه / فارسی
برادر عزیز
پسرانه / فارسی
(احتمالی) کاکل
پسرانه / فارسی
نام پدر ما کان ١٢٠,٣ شهر یاران گمنام
پسرانه / فارسی
(نگ: کبوجیه
پسرانه / فارسی
صورت دیگری از کمبوجیه که در زبان فرانسه کامبیز شده و مجدداً وارد فارسی شده است.ص کمبوجیه
پسرانه / فارسی
کامجو، آرزومند
پسرانه / فارسی
١- نام هیر بدزاده که در سال ٩٢٨ یزدگردی نامه پارسیان هند را به ایران رسانید ( ٢٧١ فرزانگان ٢- نام موبد موبدان بهروج هندوستان که در سال ١٠٠٥ میزیسته
پسرانه / فارسی
(احتمالی) کامروا و راد
پسرانه / فارسی
خوشبخت، سعادتمند، از ریشهی پارسی کام (بخت، شادمانی) و ران (هدایت کردن)
پسرانه / فارسی، کردی
(احتمالی) روز کامیابی
پسرانه / فارسی
از «کام» (آرزو) و «شاد»؛ یعنی کامروا و شاد، کسی که به آرزویش رسیده و شادمان است
پسرانه / فارسی
(احتمالی) کام روشن
پسرانه / فارسی
کامروا، کامران
پسرانه / فارسی
نیکبخت، قادر، موفق
پسرانه / فارسی
(احتمالی) کامور، کامیاب
پسرانه / فارسی
نام مبارزی کشانی که پادشاه سنجاب بود وی از بهادران توران و از امرای زیردست افراسیاب بود
پسرانه / فارسی
(احتمالی) یعنی یاد کامیابی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) کامیاب
پسرانه / فارسی
صورتی از «کاووس». معنی «کاووس»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) جستوجو، پژوهش
پسرانه / فارسی
پادشاه ثروتمند
پسرانه / فارسی
صورتی از «کاووس». معنی «کاووس»: فارسی
پسرانه / فارسی
مانند گاو، از ریشهی پهلوی کاوگ که گویا از بخشِ اول
پسرانه / فارسی، کردی
کاویانی، منسوب به کاوه (شخصیت اساطیری شاهنامه) +، ک کاوه
پسرانه / فارسی
صورتی از «کمبوجیه». معنی «کمبوجیه»: فارسی کهن؛ نام پدر و پسر کوروش بزرگ
پسرانه / فارسی
(احتمالی) درخت بیدمشک
پسرانه / فارسی
(احتمالی) کتان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) منسوب به کدخدا؛ بزرگ ده
پسرانه / فارسی
کشاورز و باغبان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) یار کرد
پسرانه / کردی، فارسی
نام پهلوانی تورانی، برادر پیران ویسه یکی نامور ترک را کردیاد سپهبد کروخان ویسه نزاد
پسرانه / فارسی
نام پهلوانی است در شاهنامه ، به بالای سام نریمان بود بمردی و خوی کریمان بود
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) داده خدای بخشنده
پسرانه / فارسی، عربی
یکی از شخصیت های شاهنامه
پسرانه / فارسی
صورت عربیشدهی «خسرو»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «کشاورز» و «میرزا» (امیرزاده). معنی «کشاورز»: دهقان
پسرانه / فارسی
دارای سخنانِ شیوا [پهلوان شاهنامهای و بنیانگذار دودمان گودرزیان]
پسرانه / فارسی
قبلی
- ۱
- …
- ۳۰
- ۳۱
- ۳۲
- …
- ۴۴
بعدی
اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)