خانه اسم پسر فارسی صفحهی ۲۸ اسم فارسی بر اساس حرف اول
(احتمالی) ترکیبی از «صفی» و «یار» (یار و دوست). معنی «صفی»: عربی؛ برگزیده. معنی «یار»: فارسی؛ یار
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «صفی» و «یار». معنی «صفی»: عربی؛ برگزیده. معنی «یار»: فارسی؛ یار
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «صید» و «میرزا» (امیرزاده). معنی «صید»: شکار کردن. معنی «میرزا»: فارسی
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «ضیاء» و «گل». معنی «ضیاء»: عربی؛ روشنایی. معنی «گل»: فارسی؛ گل
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «طالب» و «درویش». معنی «طالب»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «طاها» و «سپنتا» (مقدس). معنی «طاها»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «طواق» (احتمالا یعنی خروس) و «گل» (گل). معنی «طواق»: ترکمنی
پسرانه / ترکمنی، فارسی
(احتمالی) صورتی از «توران». معنی «توران»: فارسی؛ سرزمین تور در شاهنامه
پسرانه / فارسی
دارای اسب نیرومند
پسرانه / فارسی
~ نام یکی از پادشاهان دوره صفوی. شاه تهماسپ
پسرانه / فارسی
روباه نیرومند، از ریشهی اوستایی تَخمه (نیرومند) و
پسرانه / فارسی
(احتمالی) تیهو، پرندهای از تیرهی کبک
پسرانه / فارسی
داده پیروزی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عباس» (شیر بیشه) و «سالار». معنی «عباس»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) بنده آزاده
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «عبد» و «نوید». معنی «عبد»: عربی؛ بنده. معنی «نوید»: فارسی؛ مژده، خبر خوش
پسرانه / عربی، فارسی
ترکیبی از «عبد» و «الیار». معنی «عبد»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «عبدل» (عبدالله) و «فرهاد». معنی «عبدل»: صورتی از «عبدالله». معنی «فرهاد»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «عبدل» (عبدالله) و «فرهام» (زیبا و باشکوه). معنی «عبدل»: صورتی از «عبدالله». معنی «فرهام»: اوستایی؛ نیکاندیش، دارای اندیشهی نیک. در برخی فرهنگها آن را با «فرّ» و «کام» (آرزوی باشکوه) هم پیوند دادهاند
پسرانه / فارسی
منسوب به عرش؛ آسمانی و بلندپایه
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «عصمت» و «بگم» (بانو
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) بخششبخش، بخشنده
پسرانه / فارسی، عربی
پرچمدار؛ لقب عباس بن علی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) پرچمدار؛ لقب حضرت عباس
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «آریا». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «آرین». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «ابر» (ابر آسمان). معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «افسر» (تاج). معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «امید» (آرزو و امید). معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «بالا». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «بخشی» (نیز نوازنده دورهگرد در خراسان). معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «برات». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «برز». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
ترکیبی از «علی» و «بمان». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) علیِ بیمانند
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «بینا». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «پارسا». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «پویا» (جوینده
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «سالار». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «سام». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «شیرین». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «صفدر». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «عرشیا» (منسوب به عرش
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «فرهاد». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «فریدون». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «کامران». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «کیا». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «ماندگار». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «ماهان» (منسوب به ماه). معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «مهر» (مهر و دوستی). معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «مهراد». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «مهزیار» (یار ماه
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «ویس». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
ترکیبی از «علی» و «یار». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «یاس». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «یاور». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «علی» و «یار»
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «بابا» (پدر). معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
قبلی
۱ … ۲۷ ۲۸ ۲۹ … ۴۴
بعدی
اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.