رفتن به محتوا
نوزاد

۲۵۹۲ اسم

معنی اسم پسر فارسی، صفحه‌ی ۲۱

صفحه‌ی ۲۱ از ۴۴؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

رامبد

سرور شادی؛ نام نوازنده دربار ساسانی

پسرانه فارسی

رامبود

(احتمالی) از «رام» و «بود». معنی «رام»: فارسی

پسرانه فارسی

رامشاد

ترکیبی از «رام» و «شاد». معنی «رام»: فارسی

پسرانه فارسی

رامفر

(احتمالی) آرام و باشکوه

پسرانه فارسی

رامیا

(احتمالی) از «رام»

پسرانه فارسی

رامیتا

(احتمالی) از «رام»

پسرانه فارسی

رایان

نام کوهی در حجاز و نام شهری و روستایی است

پسرانه فارسی

رایبد

(احتمالی) بزرگ‌رای

پسرانه فارسی

رحمان نارنج

(احتمالی) از «رحمان» و «نارنج». معنی «رحمان»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

رحمدل

رئوف و دل نازک، دل رحم

پسرانه عربی، فارسی

رحیم پیمان

(احتمالی) ترکیبی از «رحیم» (مهربان) و «پیمان». معنی «رحیم»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

رزگر

(احتمالی) رزگر، باغبان تاکستان

پسرانه فارسی

رزمهر

(احتمالی) یعنی مهر گل

پسرانه فارسی

رزمیار

(احتمالی) یارِ رزم، جنگاور

پسرانه فارسی

رستار

رستگار

پسرانه فارسی

رستان

یکی از شخصیت های شاهنامه

پسرانه فارسی

رستم

تناور، کسی که رشد کرده و نیرومند شده، از ریشه‌ی

پسرانه فارسی

رستم بگ

(احتمالی) ترکیبی از «رستم» و «بگ» (بزرگ

پسرانه فارسی

رستم بیگ

(احتمالی) ترکیبی از «رستم» و «بیگ» (بزرگ

پسرانه فارسی

رستم خان

(احتمالی) ترکیبی از «رستم» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه فارسی

رستمعلی

از «رستم» (پهلوان) و «علی». معنی «رستم»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

رستهم

صورتی از «رستم». معنی «رستم»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

رستین

(احتمالی) شکل دیگری از «راستین». معنی «راستین»: فارسی؛ حقیقی، واقعی و درست

پسرانه فارسی

رشنواد

راستگو، از ریشه‌ی پهلوی رشْن (راستی) و پسوند واد

پسرانه فارسی

رشنواز

(احتمالی) از «رشن» (ایزد دادگری) و «نواز». معنی «رشن»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

رضاآرش

(احتمالی) ترکیبی از «رضا» (خشنودی) و «آرش» (کمانگیر نامدار ایران باستان). معنی «رضا»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

رضامیرزا

(احتمالی) از «رضا» و «میرزا» (امیرزاده). معنی «رضا»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

رکسار

(احتمالی) روشن

پسرانه فارسی

رمیار

(احتمالی) آرام

پسرانه فارسی

روان مهر

(احتمالی) ترکیبی از «روان» و «مهر» (مهر و دوستی). معنی «روان»: فارسی

پسرانه فارسی

روانبخش

(احتمالی) جان‌بخش

پسرانه فارسی

روانشاد

(احتمالی) شادروان، شادجان

پسرانه فارسی

روانشید

(احتمالی) روشنی روان

پسرانه فارسی

روانعلی

(احتمالی) از «روان» و «علی». معنی «روان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

روجیار

یار روز

پسرانه کردی، فارسی

رود علی

(احتمالی) ترکیبی از «رود» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «رود»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

رودین

(احتمالی) از «رود». معنی «رود»: فارسی؛ رود

پسرانه فارسی

روز

(احتمالی) روز

پسرانه فارسی

روزبه

خوشبخت، سعادتمند، بهروز

پسرانه فارسی

روزبهان

روزبه، خوش‌روز؛ روزبهان بقلی شیرازی عارف نامدار سده‌ی ششم هجری

پسرانه فارسی

روزعلی

از «روز» و «علی». معنی «روز»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

روزک

(احتمالی) روز کوچک

پسرانه فارسی

روزگل

گل روز

پسرانه فارسی

روزمحمد

(احتمالی) از «روز» و «محمد». معنی «روز»: فارسی؛ روز. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه فارسی، عربی

روزمهر

(احتمالی) روز مهر، شانزدهمین روز ماه در گاه‌شماری ایرانی

پسرانه فارسی

روزی علی

(احتمالی) ترکیبی از «روزی» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «روزی»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

روژمان

(احتمالی) روزمان

پسرانه کردی، فارسی

روشاک

(احتمالی) روشن

پسرانه فارسی

روشنعلی

(احتمالی) ترکیبی از «روشن» (روشن

پسرانه فارسی، عربی

روشن‌فکر

(احتمالی) روشن‌اندیش

پسرانه فارسی، عربی

روماک

(احتمالی) درستکار

پسرانه مازندرانی، فارسی

روهان

(احتمالی) روان

پسرانه فارسی

رویین‌تن

کسی که تنش مانند روی (مفرغ) سخت و آسیب‌ناپذیر است. در شاهنامه لقب اسفندیار است که جز چشمانش آسیب‌ناپذیر بود و سرانجام با تیر گز رستم کشته شد

پسرانه فارسی

ره بین

(احتمالی) راه‌بین

پسرانه فارسی

رهاد

(احتمالی) از «رها». معنی «رها»: فارسی

پسرانه فارسی

رهام

پاسدار، نگهبان، از ریشه‌ی اوستایی رثَهثَمه، که بخش دوم

پسرانه فارسی

رهام الدین

(احتمالی) ترکیبی از «رهام» و «الدین» (دین). معنی «رهام»: فارسی

پسرانه فارسی

اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)