سرور شادی؛ نام نوازنده دربار ساسانی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «رام» و «بود». معنی «رام»: فارسی
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «رام» و «شاد». معنی «رام»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آرام و باشکوه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «رام»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «رام»
پسرانه / فارسی
نام کوهی در حجاز و نام شهری و روستایی است
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بزرگرای
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «رحمان» و «نارنج». معنی «رحمان»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
رئوف و دل نازک، دل رحم
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «رحیم» (مهربان) و «پیمان». معنی «رحیم»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) رزگر، باغبان تاکستان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) یعنی مهر گل
پسرانه / فارسی
(احتمالی) یارِ رزم، جنگاور
پسرانه / فارسی
یکی از شخصیت های شاهنامه
پسرانه / فارسی
تناور، کسی که رشد کرده و نیرومند شده، از ریشهی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «رستم» و «بگ» (بزرگ
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «رستم» و «بیگ» (بزرگ
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «رستم» و «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / فارسی
از «رستم» (پهلوان) و «علی». معنی «رستم»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی
صورتی از «رستم». معنی «رستم»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شکل دیگری از «راستین». معنی «راستین»: فارسی؛ حقیقی، واقعی و درست
پسرانه / فارسی
راستگو، از ریشهی پهلوی رشْن (راستی) و پسوند واد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «رشن» (ایزد دادگری) و «نواز». معنی «رشن»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «رضا» (خشنودی) و «آرش» (کمانگیر نامدار ایران باستان). معنی «رضا»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «رضا» و «میرزا» (امیرزاده). معنی «رضا»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) روشن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آرام
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «روان» و «مهر» (مهر و دوستی). معنی «روان»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) جانبخش
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شادروان، شادجان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) روشنی روان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «روان» و «علی». معنی «روان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
یار روز
پسرانه / کردی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «رود» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «رود»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «رود». معنی «رود»: فارسی؛ رود
پسرانه / فارسی
(احتمالی) روز
پسرانه / فارسی
خوشبخت، سعادتمند، بهروز
پسرانه / فارسی
روزبه، خوشروز؛ روزبهان بقلی شیرازی عارف نامدار سدهی ششم هجری
پسرانه / فارسی
از «روز» و «علی». معنی «روز»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) روز کوچک
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «روز» و «محمد». معنی «روز»: فارسی؛ روز. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) روز مهر، شانزدهمین روز ماه در گاهشماری ایرانی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «روزی» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «روزی»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) روزمان
پسرانه / کردی، فارسی
(احتمالی) روشن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «روشن» (روشن
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) روشناندیش
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) درستکار
پسرانه / مازندرانی، فارسی
(احتمالی) روان
پسرانه / فارسی
کسی که تنش مانند روی (مفرغ) سخت و آسیبناپذیر است. در شاهنامه لقب اسفندیار است که جز چشمانش آسیبناپذیر بود و سرانجام با تیر گز رستم کشته شد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) راهبین
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «رها». معنی «رها»: فارسی
پسرانه / فارسی
پاسدار، نگهبان، از ریشهی اوستایی رثَهثَمه، که بخش دوم
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «رهام» و «الدین» (دین). معنی «رهام»: فارسی
پسرانه / فارسی
قبلی
- ۱
- …
- ۲۰
- ۲۱
- ۲۲
- …
- ۴۴
بعدی
اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)