رفتن به محتوا
نوزاد

۲۵۹۲ اسم

معنی اسم پسر فارسی، صفحه‌ی ۲۲

صفحه‌ی ۲۲ از ۴۴؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

رهامیر

(احتمالی) از «رهام» و «امیر». معنی «رهام»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

رهبرعلی

(احتمالی) از «رهبر» و «علی». معنی «رهبر»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

رهنما

راهنما

پسرانه فارسی

رهوار

(احتمالی) رهوار، تیزرو

پسرانه فارسی

رهیاب

(احتمالی) راه‌یاب

پسرانه فارسی

رهیار

(احتمالی) همراه، یار راه

پسرانه فارسی

ریونیز

نام پسر شاوران برادر زن که، به معنی- نیست ذ-٨

پسرانه فارسی

زائان

(احتمالی) زاینده

پسرانه فارسی

زاب

یاریگر، از ریشه‌ی اوستایی اوزوه (یاری کننده) [از پهلوانان شاهنامه‌ای]

پسرانه فارسی

زاد

نام پسر ماهیان پسر مهر که ١٧ سال از سوی خسرو پرویز فرماندار استانی بود

پسرانه فارسی

زادان

نام پدر شهریار از زردشتیان کازرون در سده پنجم یزدگردی فرزانگان

پسرانه فارسی

زادان فرخ

یکی ازسر دارن خسر وپرویز که سرکرده نگهبانان ویره بود (٣٧ ١ ساسانیان

پسرانه فارسی

زادبه

زاده نیک

پسرانه فارسی

زادشم

نام نیای پشنگ (شاهنامه یکی یاد کرد از نیا زادشم هم از توربرزد یکی تیزدم

پسرانه فارسی

زادفرخ

فرخزاد. نام میرآخور هرمز انوشیروان

پسرانه فارسی

زادمن

(احتمالی) زاده من

پسرانه فارسی

زادمهر

نام مردی است گیلانی

پسرانه فارسی

زال

پیر

پسرانه فارسی

زال محمد

(احتمالی) ترکیبی از «زال» و «محمد» (ستوده). معنی «زال»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

زامیاد

نام فرشته نگهبان زمین ، که باصفت هوذاه : به معنی- نیک کنش، نام برده می‌شود

پسرانه فارسی

زاو

نام پسر مانوش و پدر کیلهراسب

پسرانه فارسی، کردی

زاور

دلیر و توانا . ذ-7 نام ستاره زهره. زاوش به معنی - خاموش . نام ستاره مشتری. از نام‌های زنده رواج میان بانوان زرتشتی زَرْ آخْترْ زَرْافِسر (نامنامه نخعی زَرافشان از نام‌های زنده رواج میان بانوان زرتشتی زراندام زَرانکیز از نام‌های رواج زربانو نام دختر رستم و خواهر بانو کشسب ،که سواری جنگجو بوده. او در جنگ بهمن پهلوانی‌ها نموده وسر انجام ذال و آذربرزین و تخوار را از زندان رها ساخته (١٩٢ زن ایرانی +٣٩١ نام‌های ایرانی یوستی)

پسرانه فارسی

زراتشت

صورتی از «زرتشت». معنی «زرتشت»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

زراسپ

(احتمالی) «دارنده‌ی اسب زرد»؛ زراسپ در شاهنامه نام پسر توس

پسرانه فارسی

زراوه

(احتمالی) زرین

پسرانه فارسی

زرپنجه

(احتمالی) زرپنجه، هنرمند

پسرانه فارسی

زرتشت

دارنده‌ی شتر زرین، از ریشه‌ی اوستایی زر (زرین) و اوشْتْرَه (شتر) [پیامبر ایرانی]

پسرانه فارسی

زرحیا

(احتمالی) زرین و پاک

پسرانه فارسی

زرداشت

صورتی از «زرتشت». معنی «زرتشت»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

زردشت

دارنده‌ی شتر زرین، از ریشه‌ی اوستایی زر (زرین) و اوشْتْرَه (شتر) [پیامبر ایرانی]

پسرانه فارسی، کردی

زردهشت

گونه دیگری از تلفظ زراتوشترا که احتمالا هر کدام به لهجه و زبان‌های مغایر از هم صرف شده‌اند

پسرانه فارسی

زردین

(احتمالی) زرین

پسرانه فارسی

زرمهر

١- یا:سوخرا

پسرانه فارسی

زروان

نام خوانسالار انوشیروان ساسانی

پسرانه فارسی

زریاب

از «زر» و «آب»

پسرانه فارسی

زریر

دارای زره طلایی، از ریشه‌ی اوستایی زیری (زرین) و

پسرانه فارسی

زرینار

(احتمالی) انار زرین

پسرانه فارسی

زریون

زرد رنگ

پسرانه فارسی

زمران

(احتمالی) زمرد

پسرانه فارسی

زند

گزارش و شرح اوستا؛ نیز نام دودمان زندیه

پسرانه فارسی

زنگه

نام یکی از پهلوانان ایران باستان

پسرانه فارسی

زنیان

ژنیان. زینان. زینیان: تخمی است که آن را بر روی خمیر نان پاشند؛ نانخواه

پسرانه فارسی

زواره

زنده، جاندار، از ریشه‌ی پهلوی اوزوارگ (جاندار) [برادر رستم]

پسرانه فارسی

زوبین

از نام‌های زنده پارسیان هند و نام پسر کیکاوس

پسرانه فارسی

زوپیر

م پسر بغابوخش کابیز یکی از هفت همدستان داریوش در جنگ بابل که دماغ و گوش‌های خود را برید و نزد بابلی‌ها رفت وبا این فداکاری باعث فتح بابل شد ٥٥ پیرنیا

پسرانه فارسی

زیار

١-نام پدر مردآویج و سردودمان زیاریان آل زیار که از سال ٣١٥ تا ٣٤٣ در گرگان و تبرستان فرمانروائی کردند

پسرانه فارسی

زیبامحمد

(احتمالی) ترکیبی از «زیبا» و «محمد». معنی «زیبا»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

زیرک

باهوش، هوشیار

پسرانه فارسی

زیناوند

«زیناوند» در اوستا یعنی زیرک و هوشیار؛ لقب تهمورث

پسرانه فارسی

ژوبین

نیزه کوتاه جنگی در ایران کهن

پسرانه فارسی

ژوپین

«ژوپین» نیزه‌ی کوتاهی که در جنگ به سوی دشمن پرتاب می‌کردند

پسرانه فارسی

سادیار

در میان جادر نشینان فارس به پیکره ساتیار نامگذاری شده

پسرانه فارسی

ساربانی

(احتمالی) ساربان، شتربان

پسرانه فارسی

سالار امیر

(احتمالی) ترکیبی از «سالار» و «امیر» (فرمانروا و سرور). معنی «سالار»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)