چنگش به کین کاموس وارد میدان نبرد هماون شد ولی او هم مانند کاموس توسط رستم هلاک شد
پسرانه / فارسی
ژوبین، از ریشهی پارسی باستانِ ژوبین (نیزهی کوتاه) [لقب بهرام، شاه ساسانی]
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «چوگان» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «چوگان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) چیره، پیروز
پسرانه / فارسی
چینود یک اصطلاح به زبان گاثاها بوده و نمونه مشابه چینه در گویش بهاری است
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حاج» (زائر خانهی خدا) و «بابا» (پدر). معنی «بابا»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حاج» (زائر خانهی خدا) و «برات». معنی «برات»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانهی خدا) و «بابا» (پدر). معنی «حاجی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حسن» (نیکو) و «جهان». معنی «حسن»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حسن» (نیکو) و «فربد» (دارندهی فر و شکوه). معنی «حسن»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حسن» (نیکو) و «گلی». معنی «حسن»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «بهروز». معنی «حسین»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «سالار». معنی «حسین»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «فربد» (دارندهی فر و شکوه). معنی «حسین»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «گل» (گل). معنی «حسین»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) حقپرست، خداپرست
پسرانه / فارسی
(احتمالی) سزاوار، دارای حق
پسرانه / فارسی
(احتمالی) داده خدای حکیم
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حمید» (ستوده) و «کاوه». معنی «حمید»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حمید» (ستوده) و «گل» (گل). معنی «حمید»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «خال» و «یار». معنی «یار»: فارسی؛ یار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دارای خال
پسرانه / فارسی
(احتمالی) داده خدای آفریننده
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) خانزاده، فرزند بزرگان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) خانزاده، فرزند بزرگان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «خاور» و «رضا» (خشنودی). معنی «خاور»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «خاور» و «سلطان» (پادشاه). معنی «خاور»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) خاوری
پسرانه / فارسی
بخشیدهی خدا
پسرانه / فارسی
بندهی خدا؛ لقب اولجایتو، ایلخان مغول
پسرانه / فارسی
از نامهای رواج میان چادرنشینان فارس
پسرانه / فارسی
(احتمالی) خداخواه، خداجو
پسرانه / فارسی
هدیه ای از طرف خدا
پسرانه / فارسی
دوستدار خدا
پسرانه / فارسی
رحمت خدا
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) رسانده خدا
پسرانه / فارسی
خشنودی خدا
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) شکر خدا
پسرانه / فارسی، عربی
خداجو
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) کرم و بخشش خدا
پسرانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «خدا» و «کریم». معنی «کریم»: عربی؛ بخشنده؛ از نامهای خدا
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) یاری خدا
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) مراد خدا، خواسته از خدا
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) نور خدا
پسرانه / فارسی، عربی
خدا داد
پسرانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) خداوند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) یاد خدا
پسرانه / فارسی
یار و یاور خدا، کسی که خدا یارش باشد. ساختی مانند «یزدانیار» و «ایزدیار»
پسرانه / فارسی
ارباب، پادشاه. خادم
پسرانه / فارسی
(احتمالی) خورشید و روشنایی؛ نام پهلوانی در شاهنامه
پسرانه / فارسی
خاور =جای آسایش خورشید. نام سپهدار بهرام چوبینه
پسرانه / فارسی
منسوب به «خراسان»
پسرانه / فارسی
«هئوروتات» در اوستا، امشاسپند رسایی و تندرستی و نگهبان آبها؛ نیز سومین ماه سال
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیب «خرداد» و «برزین» (بلند)؛ شکوه خرداد
پسرانه / فارسی
نیکِ خرداد یا بهتر از خرداد. نام نیای ابن خردادبه
پسرانه / فارسی
نام یکی از پیروان م ریدان دستور آذر- کیوان که از نژاد سام نریمان بود ف زانکان
پسرانه / فارسی
قبلی
- ۱
- …
- ۱۶
- ۱۷
- ۱۸
- …
- ۴۴
بعدی
اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)