خانه اسم پسر فارسی صفحهی ۱۶ اسم فارسی بر اساس حرف اول
جاوید، همیشگی و جاودان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «جاوید» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «جاوید»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «جاوید» و «مهر» (مهر و دوستی). معنی «جاوید»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «جاوید» (همیشگی) و «حسین». معنی «جاوید»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
١- نام بد-رمرز بان نخستین پادشاه جستانیان جمشید که در روز کار هارون الرشید پادشاه دیلمان ٢- جستان پسر شرمزن ٣_ جستان پسر وهسودان (جستان سوم) نامی ترین پادشاه جستانی که نزدیک بد.د سال فرمانر وائی کرده ٣- نام پنجمین نیای شهر اکم اسپهبد تبرستان(١)٣ تبرستان٢٠٩|٢مرعشی)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «جعفر» (نهر و رود) و «فرامرز». معنی «جعفر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
کوتاهشده «جمشید»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) زاده جم
پسرانه / فارسی
(احتمالی) صورتی از «جمشید». معنی «جمشید»: فارسی
پسرانه / فارسی
شاه جم
پسرانه / فارسی، کردی
(احتمالی) ترکیبی از «جمشید» و «بگ» (بزرگ
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «جمشید» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «جمشید»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «جم» و «قلی». معنی «جم»: فارسی
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) یارِ جم
پسرانه / فارسی
نام فرستاده فریدون در دربار یمن فریدون از آن نامداران خویش یکی را گرانمایه تر خواند پیش کجا نام او جندل پر هنر بهر کار دلسوز بر شاه بس جهانجوی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «جوان» و «یار» (یار و دوست). معنی «جوان»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بختِ جوان، خوشبخت
پسرانه / فارسی
(احتمالی) جوانیبخش
پسرانه / فارسی
(احتمالی) صورت کردی نام شهر «جوانرود» در استان کرمانشاه، در منطقهای کوهستانی نزدیک هورامان
پسرانه / فارسی
نام سی و یکمین پادشاه ساسانی پسر خسرو پرویز که زمان کوتاهی در سال ٢٩ء پادشاهی کرد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) امیر جوان
پسرانه / فارسی
نام دبیر بهرام کور و نام دبیر یزدگرد داول به نوشته تبری (شاهنشاهی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) کشاورز جو
پسرانه / فارسی
نام پهلوانی بوده از مردم مازندران (.ء نامهای عباسی)
پسرانه / فارسی
جستجو کننده
پسرانه / فارسی
(احتمالی) جهانجو
پسرانه / فارسی
(احتمالی) زاده جهان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «جهان» و «سلطان» (پادشاه). معنی «جهان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) طلای جهان
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «جهان» و «فر». معنی «جهان»: فارسی؛ جهان و گیتی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نیک جهان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آراینده جهان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بختِ جهان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بخشنده جهان؛ نیز نام پسر رستم در داستانهای پهلوانی
پسرانه / فارسی
پهلوان جهان
پسرانه / فارسی
١-نام پسر اکبر شاه هندی ٥ فرزانگان ٢-جها ندار شاه فرزند عالم بهادر شاه پادشاه دهلی (فرهنگ سخنوران
پسرانه / فارسی
از نامهای زندة امروزی جادر نشینان فارس
پسرانه / فارسی
سوزانندهی جهان
پسرانه / فارسی
از نامهای زندة امروزی
پسرانه / فارسی
خورشید جهان
پسرانه / فارسی
اسم به معنی" شیر" جهان میباشد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «جهان» و «علی». معنی «جهان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
آن که به کشورها و نواحی مختلف جهان سفر می کند، سیاح، گردش گر
پسرانه / فارسی
گشایندهی جهان، جهانگیر؛ «تاریخ جهانگشای» نوشتهی عطاملک جوینی
پسرانه / فارسی
١- نام پسر رستم ذال پهلوان نامی ایران ٢- از نامهای زندة زردشتیان هند و ایران
پسرانه / فارسی
(احتمالی) امیر جهان
پسرانه / فارسی
کشنده و کوبنده، از ریشهی اوستایی ژَنْجنیشْتَه (کوبنده و ویرانگر) [از پهلوانان شاهنامه]
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «جیران» و «تاج» (تاج). معنی «جیران»: ترکی
پسرانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) چابک
پسرانه / فارسی
نوکر، بنده، خدمتگزار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «چراغ» و «الدین» (دین). معنی «چراغ»: فارسی؛ چراغ، روشنایی
پسرانه / فارسی
از «چراغ» (روشنایی) و «علی». معنی «چراغ»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) چشمِ ناز
پسرانه / فارسی
بالای پیشانی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «چمن» و «علی». معنی «چمن»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
قبلی
۱ … ۱۵ ۱۶ ۱۷ … ۴۴
بعدی
اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.