رفتن به محتوا
نوزاد

۵۳۰ اسم

معنی اسم پسر فارسی با حرف ا، صفحه‌ی ۴

صفحه‌ی ۴ از ۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

آمنید

(احتمالی) امید

پسرانه فارسی

آموی

~ در شاهنامه شهر یا کشوری است که ریگ‌های ساحل رودخانه یا دریای آن معروف بود و گاهی بجای آموی از ریگ آموی یاد می‌شود که محل پیکار هم بود

پسرانه فارسی

آنار

(احتمالی) شکل دیگری از «انار». معنی «انار»: فارسی

پسرانه ترکی، فارسی

آناگ

(احتمالی) آگاه

پسرانه فارسی

آنوشه

از اوستایی «انوشه»

پسرانه فارسی

آوش

(احتمالی) آوا

پسرانه فارسی

آوگان

نام قوم و قبایل کهن ایرانی در شاهنامه که ظاهراً به آوه منتسب هستند

پسرانه فارسی

آوه

از سران سیاه شاه کیخسرو کیانی (شاهنامه به نقل از لغت نامه)

پسرانه فارسی

آویر

(احتمالی) آوا

پسرانه فارسی

آویشا

(احتمالی) از «آویش» یا «آویشن»، گیاهی خوش‌بو. معنی «آویشن»: فارسی؛ گیاهی خوشبو و دارویی

پسرانه فارسی

آویشار

(احتمالی) از «آویشن»، گیاهی خوش‌بو. معنی «آویشن»: فارسی؛ گیاهی خوشبو و دارویی

پسرانه فارسی

آهنعلی

(احتمالی) از «آهن» و «علی»؛ علیِ آهنین، استوار

پسرانه فارسی، عربی

آهیر

(احتمالی) آهنین

پسرانه فارسی

آهیل

(احتمالی) پرنده‌ای از تیره‌ی انجیرخوارها

پسرانه گیلکی، فارسی

آهین

(احتمالی) آهن

پسرانه گیلکی، فارسی

آیریا

(احتمالی) از «آریا» به معنای آزاده و نجیب. معنی «آریا»: فارسی

پسرانه فارسی

آیریانا

(احتمالی) از «آریانا» به معنای سرزمین آریایی‌ها. معنی «آریانا»: فارسی

پسرانه فارسی

آیفر

(احتمالی) از «آی» (ماه) و «فر» (شکوه)؛ شکوه ماه

پسرانه ترکی، فارسی

آینام

(احتمالی) از «آی» (ماه) و «نام»؛ نام‌آور چون ماه

پسرانه ترکی، فارسی

آینوش

(احتمالی) از «آی» (ماه) و «نوش»؛ ماه شیرین

پسرانه ترکی، فارسی

آیین گشسب

(احتمالی) از «آیین» و «گشسب» (آتش مقدس

پسرانه فارسی

ائیریا

آریایی، ایرانی؛ صورت اوستایی «ائیریه»

پسرانه فارسی

ابتین

صورتی از «آبتین»

پسرانه فارسی

ابر

(احتمالی) ابر آسمان

پسرانه فارسی

ابراهیم اذر

(احتمالی) از «ابراهیم» و «آذر». معنی «ابراهیم»: عبری

پسرانه عبری، فارسی

ابراهیم اژدر

(احتمالی) ترکیبی از «ابراهیم» (نام پیامبر

پسرانه عبری، فارسی

ابراهیمک

(احتمالی) ابراهیم با پسوند تحبیب «ک»؛ ابراهیمِ کوچک

پسرانه فارسی

ابرسام

(احتمالی) از «ابر» و «سام»

پسرانه فارسی

ابرهیم اژدر

(احتمالی) از «ابراهیم» و «اژدر». معنی «ابراهیم»: عبری

پسرانه عبری، فارسی

ابیش

(احتمالی) بخشنده

پسرانه فارسی

اپرنگ

(احتمالی) پررنگ

پسرانه فارسی

اپروند

دارنده بلندی و شکوه یا فرهمند

پسرانه فارسی

اپرویز

(احتمالی) پیروز (پرویز)

پسرانه فارسی

اپرویژ

«پیروز»؛ صورت کهن «پرویز» که لقب خسرو دوم ساسانی بود

پسرانه فارسی

اپیوه

(احتمالی) زیبا

پسرانه فارسی

اترس

(احتمالی) آتش

پسرانه فارسی

اترک

اترک نام رودی در شمال‌شرق ایران که مرز ایران و ترکمنستان است

پسرانه فارسی

اترین

(احتمالی) آتشین

پسرانه فارسی

احمد دری

(احتمالی) ترکیبی از «احمد» (ستوده) و «دری». معنی «احمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

احمد نوید

(احتمالی) ترکیبی از «احمد» (ستوده) و «نوید». معنی «احمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

احمدشاه

ترکیبی از «احمد» و «شاه»

پسرانه عربی، فارسی

احمدگل

(احتمالی) از «احمد» و «گل»

پسرانه عربی، فارسی

اخترعلی

(احتمالی) از «اختر» (ستاره) و «علی»

پسرانه فارسی، عربی

اخترمحمد

ترکیبی از «اختر» و «محمد». معنی «اختر»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

اخشاد

(احتمالی) سپید

پسرانه فارسی

اخشید

نام مردی بوده ١٣ تبرستان ٢

پسرانه فارسی

ادینه گلدی

(احتمالی) از «آدینه» (جمعه) و «گلدی» (آمد)

پسرانه فارسی

اراد

(احتمالی) آراسته

پسرانه فارسی

اراد محمد

(احتمالی) ترکیبی از «اراد» (آراسته) و «محمد» (ستوده). معنی «اراد»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

ارازبخت

(احتمالی) از «اراز» و «بخت»

پسرانه ترکمنی، فارسی

ارازجان

(احتمالی) از «اراز» و «جان»

پسرانه ترکمنی، فارسی

اراسپ

از عبارت‌های تاریخ‌نگار یونان باستان کزنفون در کتاب کورشنامه است

پسرانه فارسی

اران

اران نام سرزمین کهنی در قفقاز، میان رودهای کر و ارس

پسرانه فارسی

ارباد

(احتمالی) در برخی منابع نام یکی از سرداران هخامنشی آمده است

پسرانه فارسی

ارباس

نام یکی از سپاهیان مادی اردشیر دوم شاید ارته باز و درست آن باشد

پسرانه فارسی

ارتاریا

نام پسر خشایارشاه - یونانی شده آن می‌باک a

پسرانه فارسی

ارتان

پاک و مقدس

پسرانه فارسی

ارتگین

(احتمالی) پاک

پسرانه فارسی

اسم دختر فارسی با حرف ا (۳۳۳ اسم)