رفتن به محتوا
نوزاد

۵۳۰ اسم

معنی اسم پسر فارسی با حرف ا، صفحه‌ی ۵

صفحه‌ی ۵ از ۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

ارتمن

پاک‌منش

پسرانه فارسی

ارتنگ

نام کتاب مصوّر مانی که در نقاشی به آن مَثَل می‌زنند. نک ارژنگ

پسرانه فارسی

ارتین

از پادشاهان ماد به قول کتسیاس ولی اغلب محققان اذعان می‌دارند بی‌پایه است

پسرانه فارسی

ارج

ارج و ارزش، بها؛ در اوستا «ارجه» به معنای ارزشمند

پسرانه فارسی

ارج محمد

(احتمالی) ترکیبی از «ارج» و «محمد» (ستوده). معنی «ارج»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

ارجاسب

نام شاه تورانی در شاهنامه

پسرانه فارسی

ارجاسپ

دارای اسبانِ ارزشمند

پسرانه فارسی

ارجان

از شهرهای قدیمی منطقه خوز که دارای دو قلعه مهم بود و احتمالاً معرب انشان و ارژن است

پسرانه فارسی

ارجعلی

از «ارج» (ارزش) و «علی». معنی «ارج»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

ارجمند

ارزشمند و گرامی

پسرانه فارسی

ارخشا

(احتمالی) درخشان

پسرانه فارسی

ارد

(احتمالی) نام ایزدبانوی ثروت و نیکبختی (ارد یا ارت) و روز بیست‌وپنجم هر ماه؛ نیز به معنای راستی

پسرانه فارسی

اردا

نام موبدی بوده است در هنگام اردشیر

پسرانه فارسی

اردشام

(احتمالی) پاک

پسرانه فارسی

اردشیر

پادشاه مقدس، از ریشه‌ی پارسی باستانِ اَرتَه (مقدس) و

پسرانه فارسی

اردوان

یاریگرِ راستی و پاکی

پسرانه فارسی

اردیان

(احتمالی) پاک

پسرانه فارسی

اردین

راستین

پسرانه فارسی

ارزین

(احتمالی) در برخی منابع نام فرمانداری از پارس آمده است

پسرانه فارسی

ارژن

ارژن نام درختی کوهی با چوب سخت (بادام کوهی) است. «دشت ارژن» در نزدیکی شیراز به نام همین درخت است

پسرانه فارسی

ارژنگ

یکی از شخصیت های شاهنامه

پسرانه فارسی

ارس

نام رود ارس در شمال‌غرب ایران که مرز ایران و جمهوری آذربایجان و ارمنستان است

پسرانه فارسی

ارسام

صورتی از «آرشام» و «آرسام»

پسرانه فارسی

ارسامن

(احتمالی) شکل دیگری از «آرسام»

پسرانه فارسی

ارسمان

(احتمالی) آسمان

پسرانه فارسی

ارسیا

(احتمالی) آسمانی

پسرانه فارسی

ارسیما

نماینده داریوش سوم برای گفتگو با

پسرانه فارسی

ارش

(احتمالی) صورتی از «آرش»

پسرانه فارسی

ارشا

(احتمالی) نام پسر اردشیر دوم هخامنشی (ارشه) که به پادشاهی رسید؛ معنای دقیق آن روشن نیست

پسرانه فارسی

ارشاسب

دارنده اسب‌های نر. از نام‌های ایران باستان

پسرانه فارسی

ارشاک

نام بنیان‌گذار سلسله اشکانی

پسرانه فارسی

ارشام

نام نیای داریوش، بزرگ به نوشته کتیبه

پسرانه فارسی

ارشامه

صورتی از «ارشام»

پسرانه فارسی

ارشان

(احتمالی) دلیر

پسرانه فارسی

ارشز

(احتمالی) دلیر

پسرانه فارسی

ارشک

«ارشک» یعنی دلیر و پهلوان. نام بنیان‌گذار سلسله اشکانی که پادشاهی پارت را بنیاد نهاد

پسرانه فارسی

ارشن

نام برادر کاووس . ارشن و آرش و ارشک و آرسن به معنی مرد پهلوان است. نام اشک سردودمان شاهنشاهی اشکانی نیز از همین ریشه است به معنی مرد و دلیر + ارشام نام نیای داریوش یکم و پدر ویشتاسب نیز از همین ریشه می‌باشد. به معنی مرد زورمند و پهلوان ١ ٢ بخشی از فرهنگ اوست ا

پسرانه فارسی

ارشویر

نام دیگر فرهاد چهارم اشکانی که دارای سه پسر بود اردشیر

پسرانه فارسی

ارشیا

تخت و اورنگ شاهان، گاه، تخت

پسرانه عربی، فارسی

ارشیز

(احتمالی) دلیر

پسرانه فارسی

ارغش

رفیدا یار موبد بود و رامین چو ارغش یار ویرو بود و شروین (ء١٢ ویس و رامین)

پسرانه فارسی

ارفش

(احتمالی) باشکوه

پسرانه فارسی

ارماسب

(احتمالی) دارنده اسب

پسرانه فارسی

ارمانک

(احتمالی) آرمان و آرزو

پسرانه فارسی

ارمایل

نام ایرانی پاک سرشتی که در دمان اری دهاک بنام خو انسالار در دربار وی راه یافته و بجای دونفر مرد دو گوسفند می کشت یکی نامش ارمایل پاکدین دگر نام گرمایل پیش بین (شاهنامه

پسرانه فارسی

ارمزد

اورمزد. اهورامزدا، سیاره مشتری

پسرانه فارسی

ارمین

نام پسر کیغباد کیانی

پسرانه فارسی

ارناک

(احتمالی) در برخی منابع نام یکی از سرداران کهن ایرانی آمده است

پسرانه فارسی

ارواد

(احتمالی) روان

پسرانه فارسی

اروتدنر

در اوستا or-va-tat-na-ra . نام پسر میانی اشوزردشت که در بند ٩٨ فروردین بشت ستوده شده و پیشوای واستریوشان

پسرانه فارسی

اروند

بر وزن الْونْد به معنی شریف - نجیب

پسرانه فارسی

اریا

آریا، آریایی و نجیب؛ صورت دیگر «آریا»

پسرانه فارسی

اریار

(احتمالی) از «آریا» و «یار»

پسرانه فارسی

اریاسب

دارنده اسب آریایی

پسرانه فارسی

اریامن

آریایی‌منش، آزاده؛ صورت دیگر «آریامن»

پسرانه فارسی

ازادخان

ترکیبی از «آزاد» و «خان». معنی «آزاد»: فارسی

پسرانه فارسی، ترکی

ازادعلی

ترکیبی از «آزاد» و «علی». معنی «آزاد»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

ازدر

(احتمالی) صورتی از «اژدر»

پسرانه فارسی

اژدر

اژدها

پسرانه فارسی

اسم دختر فارسی با حرف ا (۳۳۳ اسم)