خانه اسم پسر فارسی فارسی، حرف ا صفحهی ۳ اسم فارسی بر اساس حرف اول
نگهبان آریاییان، پشتیبان ایرانیان
پسرانه / فارسی
سرور آریاییان
پسرانه / فارسی
بزرگ آریا. نام یکی از سرداران داریوش سوم
پسرانه / فارسی
نام پسر ارتبان و برادرزاده داریوش بزرگ
پسرانه / فارسی
آریایی جوانمرد
پسرانه / فارسی
آریارمنه پسر چیشپیش و پدربزرگ داریوش یکم؛ به معنای «آرامشبخش آریاییان»
پسرانه / فارسی
در فارسی باستان
پسرانه / فارسی
«آریارَمنه» به معنی آرامشبخش آریاییان است. نام پسر چیشپیش و پدربزرگِ پدرِ داریوش بزرگ
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آرزو
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «آریا». معنی «آریا»: فارسی
پسرانه / فارسی
دارنده اسب آریایی
پسرانه / فارسی
دارای فرّ و شکوه آریایی
پسرانه / فارسی
نام یکی از سرداران ایرانی است که یونانیها آن را آریاکیوس نوشتهاند و این نام را باید آریاگیو یا آریاکاوس دانست. وی با اینکه به زیر فرمان اسکندر در آمده بود با این همه اسکندر از او ترس داشت (١٤٠ تبرستان ١
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «آریا». معنی «آریا»: فارسی
پسرانه / فارسی
نام فرمانده ناوکان خشایارشاه
پسرانه / فارسی
نام پسر داتام پادشاه کاپادوکیه و همچنین نام پسر داریوش ٢١٢ پیرنیا
پسرانه / فارسی
مهر (خورشید) آریاییان؛ کسی که چون خورشید بر آریاییان بتابد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «آریان» و «رضا» (خشنودی). معنی «آریان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «آریا». معنی «آریا»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «آریا». معنی «آریا»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آریایی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آریایی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آریایی، نجیب
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «آریا». معنی «آریا»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «آریا». معنی «آریا»: فارسی
پسرانه / فارسی
همان «آریا» با پسوند نسبت «ین»
پسرانه / فارسی
آریایی، نجیب؛ پیشوند نامهایی چون «آریوبرزن» و «آریارمنه»
پسرانه / فارسی
آریایی بلندپایه. آریوبرزن سردار ایرانی بود که در تنگه پارس (دربند پارس) با سپاهی اندک در برابر اسکندر مقدونی ایستاد و تا واپسین دم جنگید؛ خواهرش یوتاب نیز در کنار او جان باخت
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آریایی والا
پسرانه / فارسی
(احتمالی) «آریوداد»، دادهی آریا یا ایرانداد
پسرانه / فارسی
نام پسر اردشیر دوم هخامنشی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «آریا». معنی «آریا»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «آریا». معنی «آریا»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آزاده
پسرانه / فارسی
منسوب به نژاد و قوم آرین یا آریایی
پسرانه / فارسی
نام یکی از سرداران ایرانی در سده دوم
پسرانه / فارسی
١ - نام یکی از دانشمندان زردشتی. نویسنده نامه فرزادگان ١٩ فرزانگان ٢- از بزرگان روزگار انوشیروان
پسرانه / فارسی
آزاده فروزان
پسرانه / فارسی
ساخته از «آزاد» به معنای رها و آزاده و «مهر» به معنای محبت و نیز نام ایزد مهر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «آزرم» (شرم، ادب)؛ باشرم و بزرگوار
پسرانه / فارسی
از «آزرم» (شرم
پسرانه / فارسی
(احتمالی) در فرهنگها «آژند» گل و ملاطی است که بنّا میان خشتها و آجرها مینهد تا دیوار استوار بماند
پسرانه / فارسی
آژنگ در شاهنامه نام دیوی است که رستم در خانها با او جنگید
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آرام. آسام نام ایالتی در شمال شرقی هند هم هست
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نگهبان اسب؛ نام سردار ایرانی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دارنده اسب
پسرانه / فارسی
نام چهارمین و آخرین پادشاه ماد و پدر بزرگ (مادری) کوروش بزرگ هخامنشی که از٥٨٣ تا ٥٥٠ پ. م. پادشاهی کرده. وسر انجام از کوروش بزرگ شکست خورده دولت ماد منقرض کردی
پسرانه / فارسی
نیزهانداز، شکل یونانی شده از
پسرانه / فارسی
نام موبدی است که در آغاز سده دهم یزدگردی در یزد میزیسته
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «آسمان» و «نور» (روشنی). معنی «آسمان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) آسوده
پسرانه / فارسی
داده آسایش
پسرانه / فارسی
صورتی از «فریدون»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «آق» (سپید) و «بابک». معنی «بابک»: فارسی
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «آق» و «بیبی». معنی «بیبی»: فارسی
پسرانه / ترکی، فارسی
در شاهنامه «اکوان دیو» دیوی است که به شکل گورخر بر رستم ظاهر شد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آگاه
پسرانه / فارسی
منسوب به سرخی و سرخی نیمرنگ
پسرانه / فارسی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹
بعدی
اسم دختر فارسی با حرف ا (۳۳۳ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.