رفتن به محتوا
نوزاد

۲۵۹۲ اسم

معنی اسم پسر فارسی، صفحه‌ی ۳

صفحه‌ی ۳ از ۴۴؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

آریابان

نگهبان آریاییان، پشتیبان ایرانیان

پسرانه فارسی

آریابد

سرور آریاییان

پسرانه فارسی

آریابرز

بزرگ آریا. نام یکی از سرداران داریوش سوم

پسرانه فارسی

آریابرزین

نام پسر ارتبان و برادرزاده داریوش بزرگ

پسرانه فارسی

آریاراد

آریایی جوانمرد

پسرانه فارسی

آریارامنه

آریارمنه پسر چیش‌پیش و پدربزرگ داریوش یکم؛ به معنای «آرامش‌بخش آریاییان»

پسرانه فارسی

آریارمن

در فارسی باستان

پسرانه فارسی

آریارمنه

«آریارَمنه» به معنی آرامش‌بخش آریاییان است. نام پسر چیش‌پیش و پدربزرگِ پدرِ داریوش بزرگ

پسرانه فارسی

آریاز

(احتمالی) آرزو

پسرانه فارسی

آریاس

(احتمالی) از «آریا». معنی «آریا»: فارسی

پسرانه فارسی

آریاسب

دارنده اسب آریایی

پسرانه فارسی

آریافر

دارای فرّ و شکوه آریایی

پسرانه فارسی

آریاک

آریایی

پسرانه فارسی

آریاگیو

نام یکی از سرداران ایرانی است که یونانی‌ها آن را آریاکیوس نوشته‌اند و این نام را باید آریاگیو یا آریاکاوس دانست. وی با اینکه به زیر فرمان اسکندر در آمده بود با این همه اسکندر از او ترس داشت (١٤٠ تبرستان ١

پسرانه فارسی

آریام

(احتمالی) از «آریا». معنی «آریا»: فارسی

پسرانه فارسی

آریامن

نام فرمانده ناوکان خشایارشاه

پسرانه فارسی

آریامنش

نام پسر داتام پادشاه کاپادوکیه و همچنین نام پسر داریوش ٢١٢ پیرنیا

پسرانه فارسی

آریامهر

مهر (خورشید) آریاییان؛ کسی که چون خورشید بر آریاییان بتابد

پسرانه فارسی

آریان رضا

(احتمالی) ترکیبی از «آریان» و «رضا» (خشنودی). معنی «آریان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

آریانیک

(احتمالی) از «آریا». معنی «آریا»: فارسی

پسرانه فارسی

آریاوا

(احتمالی) از «آریا». معنی «آریا»: فارسی

پسرانه فارسی

آریتما

(احتمالی) آریایی

پسرانه فارسی

آریز

(احتمالی) آریایی

پسرانه فارسی

آریس

(احتمالی) آریایی، نجیب

پسرانه فارسی

آریشا

(احتمالی) از «آریا». معنی «آریا»: فارسی

پسرانه فارسی

آریم

(احتمالی) از «آریا». معنی «آریا»: فارسی

پسرانه فارسی

آرین

همان «آریا» با پسوند نسبت «ین»

پسرانه فارسی

آریو

آریایی، نجیب؛ پیشوند نام‌هایی چون «آریوبرزن» و «آریارمنه»

پسرانه فارسی

آریوبرزن

آریایی بلندپایه. آریوبرزن سردار ایرانی بود که در تنگه پارس (دربند پارس) با سپاهی اندک در برابر اسکندر مقدونی ایستاد و تا واپسین دم جنگید؛ خواهرش یوتاب نیز در کنار او جان باخت

پسرانه فارسی

آریوداد

(احتمالی) «آریوداد»، داده‌ی آریا یا ایران‌داد

پسرانه فارسی

آریوراد

نام پسر اردشیر دوم هخامنشی

پسرانه فارسی

آریوسام

(احتمالی) از «آریا». معنی «آریا»: فارسی

پسرانه فارسی

آریوند

(احتمالی) از «آریا». معنی «آریا»: فارسی

پسرانه فارسی

آزا

(احتمالی) آزاده

پسرانه فارسی

آزاد

منسوب به نژاد و قوم آرین یا آریایی

پسرانه فارسی

آزادبه

نام یکی از سرداران ایرانی در سده دوم

پسرانه فارسی

آزادسرو

١ - نام یکی از دانشمندان زردشتی. نویسنده نامه فرزادگان ١٩ فرزانگان ٢- از بزرگان روزگار انوشیروان

پسرانه فارسی

آزادمهر

ساخته از «آزاد» به معنای رها و آزاده و «مهر» به معنای محبت و نیز نام ایزد مهر

پسرانه فارسی

آزران

(احتمالی) از «آزرم» (شرم، ادب)؛ باشرم و بزرگوار

پسرانه فارسی

آژمان

بی زمان

پسرانه فارسی

آژند

(احتمالی) در فرهنگ‌ها «آژند» گل و ملاطی است که بنّا میان خشت‌ها و آجرها می‌نهد تا دیوار استوار بماند

پسرانه فارسی

آژنگ

آژنگ در شاهنامه نام دیوی است که رستم در خان‌ها با او جنگید

پسرانه فارسی

آسام

(احتمالی) آرام. آسام نام ایالتی در شمال شرقی هند هم هست

پسرانه فارسی

آسپاداس

(احتمالی) نگهبان اسب؛ نام سردار ایرانی

پسرانه فارسی

آسپیان

(احتمالی) دارنده اسب

پسرانه فارسی

آستیاک

نام چهارمین و آخرین پادشاه ماد و پدر بزرگ (مادری) کوروش بزرگ هخامنشی که از٥٨٣ تا ٥٥٠ پ. م. پادشاهی کرده. وسر انجام از کوروش بزرگ شکست خورده دولت ماد منقرض کردی

پسرانه فارسی

آستیاگ

نیزه‌انداز، شکل یونانی شده از

پسرانه فارسی

آسدین

نام موبدی است که در آغاز سده دهم یزدگردی در یزد می‌زیسته

پسرانه فارسی

آسمان نور

(احتمالی) ترکیبی از «آسمان» و «نور» (روشنی). معنی «آسمان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

آسیدات

(احتمالی) آسوده

پسرانه فارسی

آسیداد

داده آسایش

پسرانه فارسی

آفریدون

صورتی از «فریدون»

پسرانه فارسی

آق بابک

(احتمالی) از «آق» (سپید) و «بابک». معنی «بابک»: فارسی

پسرانه فارسی

آق بی‌بی

ترکیبی از «آق» و «بی‌بی». معنی «بی‌بی»: فارسی

پسرانه ترکی، فارسی

آکوان

در شاهنامه «اکوان دیو» دیوی است که به شکل گورخر بر رستم ظاهر شد

پسرانه فارسی

آگا

(احتمالی) آگاه

پسرانه فارسی

آلیا

منسوب به سرخی و سرخی نیمرنگ

پسرانه فارسی

اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)