رفتن به محتوا
نوزاد

۱۰۵ اسم

معنی اسم پسر فارسی با حرف پ، صفحه‌ی ۲

صفحه‌ی ۲ از ۲؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

پشین

در اوستا «کوی پیسینه» و در شاهنامه «کی‌پشین»، یکی از چهار پسر کیقباد و برادر کیکاووس

پسرانه فارسی

پلاش

صورتی از «بلاش»

پسرانه فارسی

پلاشان

همان بلاش است

پسرانه فارسی

پناهی

(احتمالی) پناهنده

پسرانه فارسی

پندار

فکر ,اندیشه

پسرانه فارسی

پوربه

پسر نیک

پسرانه فارسی

پورسام

(احتمالی) از «پور» و «سام»

پسرانه فارسی

پورسینا

برگردان فارسی «ابن‌سینا» با «پور» به معنی پسر. در ایران گاه برای یاد کردن از ابوعلی سینا

پسرانه فارسی

پورشسب

در اوستا «پوروشَسپ» (Pourušaspa)

پسرانه فارسی

پورک

پسر کوچک

پسرانه فارسی

پورنگ

پورنگ احتمالا از دو بخش پور-انگ شکل گرفته ولی در فرهنگ لغات فارسی چنین واژه‌ای وجود ندارد

پسرانه فارسی

پورنیک

(احتمالی) از «پور» و «نیک»؛ پسرِ نیک. معنی «نیک»: فارسی؛ نیک

پسرانه فارسی

پوروشسب

دارنده اسب خاکستری؛ نام پدر زرتشت

پسرانه فارسی

پوریا

نام پهلوان دلیر ایرانی مشهور به پهلوان محمود خوارزمی و ملقب به «پوریای ولی» و نیز متخلص به قتالی، پهلوان، عارف و شاعر قرن 7و 8هجری، مثنوی عرفانی َکنزُ الَحقایق را سروده است

پسرانه فارسی

پوریامهر

(احتمالی) از «پوریا» (پهلوان) و «مهر». معنی «پوریا»: فارسی

پسرانه فارسی

پوریامین

(احتمالی) از «پوریا» (پهلوان) و «امین». معنی «پوریا»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

پولاد

نام یکی از پهلوانان ایرانی در زمان کیقباد

پسرانه فارسی

پولاد علی

(احتمالی) ترکیبی از «پولاد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «پولاد»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

پولادوند

از «پولاد» به معنی فولاد و پسوند دارندگی «وند»

پسرانه فارسی

پویین

پوینده

پسرانه فارسی

پهلبد

آهنگساز دوران خسرو پرویز ساسانی

پسرانه فارسی

پیام

پیام، خبر

پسرانه فارسی

پیام الدین

(احتمالی) ترکیبی از «پیام» و «الدین» (دین). معنی «پیام»: فارسی؛ پیام، خبر

پسرانه فارسی

پیام الله

(احتمالی) ترکیبی از «پیام» و «الله» (خدا). معنی «پیام»: فارسی

پسرانه فارسی

پیام علی

(احتمالی) ترکیبی از «پیام» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «پیام»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

پیران

رهبر، پیشرو، از ریشه‌ی پارسی پیر (سالخورده، محترم) [پهلوان تورانی و وزیر افراسیاب]

پسرانه فارسی

پیربخش

(احتمالی) بخشیده پیر

پسرانه فارسی

پیرداد

(احتمالی) داده پیر

پسرانه فارسی

پیرزاد

(احتمالی) از «پیر» و «زاد»؛ زاده پیر. معنی «زاد»: فارسی کهن؛ در شاهنامه نام پسر ماهیار

پسرانه فارسی

پیرمهر

(احتمالی) از «پیر» و «مهر». معنی «مهر»: فارسی کهن؛ ایزد مهر و پیمان، خورشید؛ ماه نخست پاییز؛ دوستی

پسرانه فارسی

پیرناز

(احتمالی) از «پیر» و «ناز». معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه

پسرانه فارسی

پیروز

یکی از شخصیت‌های شاهنامه

پسرانه فارسی

پیروزان

نام برادر شاپور اول

پسرانه فارسی

پیشداد

نخستین قانونگذار

پسرانه فارسی

پیغمبر

(احتمالی) پیام‌آور خدا

پسرانه فارسی

پیغمبرقلی

(احتمالی) از «پیغمبر» و «قلی» (بنده). معنی «پیغمبر»: فارسی

پسرانه فارسی، ترکی

پیلتن

عظیم الجثه، زورمند. تلویحاً رستم زال

پسرانه فارسی

پیلسم

~ بردار پیران‌ویسه رئیس قبایل ترکان‌چین است او در توطئه قتل سیاوش حضور داشت و مخالف قتل شاهزاده سیاوش بود

پسرانه فارسی

پیمان

قراری که دو یا چند تن میگذارند تا کاری انجام دهند یا تعهدی نسبت به هم یا به کسی داشته باشند؛ قرار، عهد

پسرانه فارسی

پیمانعلی

(احتمالی) از «پیمان» (عهد) و «علی». معنی «پیمان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

اسم دختر فارسی با حرف پ (۱۲۱ اسم)